دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٩٠
| ابن بنان جلد: ٣ شماره مقاله:٩٩٠ |
اِبْنِبُنان، ابوطاهر، محمدبنمحمدانباري، مشهور به ذوالرياستين (٥٠٧
-٥٩٦ق/١١١٣-١٢٠٠م)، وزير، قاضى، اديب و كاتب مصري. نياكان وي از انبار
بودهاند (قفطى، ٣/٢٠٩؛ منذري، ١/٣٥٠)، اما در بعضى منابع نسبت وي به تصحيف
به صورتهاي ابياري (دلجى، ١١٨)، انماري (سيوطى، ١/٢١٢) و ديناري (زبيدي،
٩/١٤٥) آمده است. شهرتش نيز به ابن بيان (دلجى، همانجا؛ ابن تغري بردي،
٦/١٥٩) و كنيهاش به ابوحامد (غسانى، ٢٥٧) تصحيف شده است. وي در قاهره
زاده شد و همانجا ادب و حديث آموخت. قرآن كريم را نزد ابوعباس بن حطيئه
فراگرفت و از همو، و نيزاز پدرش ابوالفضل محمد، محمد بن هبةالله بن حسن بن
عرس، مرشد بن يحيى بن قاسم مدينى و محمد بن حمزه بن احمد بن عرقى حديث
شنيد (منذري، همانجا). كسان بسياري از جمله ابوالفتوح بن حصري، مبارك بن
انوشتكين جوهري عدل و رشيد ابوالحسين عطار در قاهره و بغداد از او حديث
شنيدند (منذري، ١/٣٥١؛ ذهبى، سير، ٢١/٣٢١؛ صفدي، ١/٢٨١).
ابنبناندرزمانخلافت عاضد(آخرين خليفةفاطمى مصر،د ٥٦٧ق/ ١١٧٢م) رياست
«ديوان نظر» را داشت و هنگامى كه صلاحالدين ايوبى عاضد را خلع كرد، ابن
بنان نيز از سمت خود بركنار شد و چندي در تنيس، اسكندريه و شهرهاي ديگر به
مشاغل گوناگون ديوانى پرداخت تا آنكه به توصية قاضى فاضل، وزير
صلاحالدين، كه از پيش به ابن بنان ارادت و دلبستگى فراوان داشت، با
احترام و مقرري كافى خانهنشين شد (منذري، همانجا؛ ذهبى، سير، ٢١/٢٢٢؛ دلجى،
همانجا؛ داوودي، ٢/٢٥٠). چندي بعد ابن بنان به يمن رفت و سيفالاسلام
طغتكين بن ايوب برادر صلاحالدين، او را به وزارت برگزيد (لطفى، ٣/٢٠٩). در
٥٨٢ق/١١٨٦م، ابن بنان همراه با پيامى از طرف طغتكين به بغداد فرستاده شد
و در آنجا مورد احترام بسيار قرار گرفت. ابن بنان در باب الازج بغداد به
تعليم قرآن و روايت سيرة ابن هشام و صحاح جوهري پرداخت (ابن دبيثى، ٦٩؛
قس: قفطى، همانجا).
ابن دبيثى (همانجا) مىگويد كه در بغداد ديده است كه مردم شعرهاي ابن
بنان را برمىنوشتند. قفطى نيز ابن بنان را ملاقات كرده و از محضر او بهره
برده است. چندي بعد ابن بنان به شام و سپس به قاهره بازگشت. در آنجا
چنان دچار تنگدستى شد كه در پرداخت وامهاي سنگين خود درماند. به همين سبب
از سوي حاكم در جامع ازهر زندانى گرديد. در اين دوران، اگر چه ابن بنان
قاضى فاضل را همچون زمانى كه از جملة زيردستان وي بود به ديدة حقارت
مىنگريست، با اينهمه قاضى فاضل از او حمايت كرد، ولى سرانجام يكى از
وامدهندگان او را به باد دشنام و كتك گرفت و ابن بنان هنگام فرار از
بالاي جامع ازهر به پايين افتاد و پس از چند روز درگذشت و در قرافة قاهره
به خاك سپرده شد (ذهبى، سير، همانجا؛ داوودي، ٢/٢٥١).
برخى منابع قديم او را صاحب دو كتاب تفسير القرآن و المنظوم و المنثور
دانستهاند (ابن دبيثى، ٦٩؛ صفدي، ١/٢٨١؛ كتبى، ٣/٢٦٠؛ داووي، همانجا).
بغدادي (١/٣٠٢) نيز از تفسير ابن بنان نام برده است، ولى هيچ از اين دو
كتاب در دست نيست. ابن بنان، شعر نيز مىسرود. پيش از اين اشاره كرديم كه
ابن دبيثى، بغداديان را ديده كه شعر او را برمىنوشتند. صفدي (همانجا) و
عمادالدين كاتب نيز (نك: ابن سعيد، ٢٥٩) شعر وي را ستودهاند، عمادالدين در
خريده نوشته است كه او را در قاهره، زمانى كه متولى قصر خليفه بوده،
ديده است. سپس عمادالدين به مراتب فضل و ارجمندي مقام و توانايى او در
شعر اشاره كرده است. ابن سعيد، علاوه بر روايت بالا، از ذيل خريدة القصر
نمونههايى از اشعار او را كه در مدح صلاحالدين سروده، و نيز دو نمونة كوتاه
از رسائل او را آورده است (ص ٢٥٩-٢٦١). از اينكه بگذريم، از آثار ابن بنان
جز چند بيت كه در منابع پراكنده است (قفطى، ٢١٠؛ صفدي، ١/٢٨٢؛ كتبى، ٣/٢٦٠؛
داوودي، ٢/٢٥١). چيزي در دست نيست. ابن بنان خطى خوش داشت و گاه به كار
استنساخ كتاب نيز مىپرداخت (منذري، ١/٣٥٠). برخى از منابع، از گرايش او به
تشيع سخن گفتهاند (صفدي، داوودي، همانجاها)، اما ابن اياس (١(١)/٢٥٣) به
صراحت او را از بزرگان علماي شافعى دانسته است (همانجا).
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٢ق/
١٩٨٢م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن دبيثى (نك: ذهبى، المختصر...، در همين
مآخذ)؛ ابن سعيد، على بن موسى، النجوم الزاهرة فى حلى حضرة القاهرة، به
كوشش حسين نصار، قاهره، ١٩٧٠م؛ بغدادي، اسماعيل، ايضاح المكنون، استانبول،
١٩٥١م؛ داوودي، محمد، طبقات المفسرين، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ دلجى، احمد،
الفلاكة و المفلوكون، بغداد، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء،
به كوشش بشار عواد معروف و يحيى هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ همو،
المختصر المحتاج اليه من تاريخ الحافظ ابن الدبيثى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
زبيدي، تاج العروس؛ سيوطى، حسن، المحاضرة، قاهره، ١٣٩٩ق/١٨٧٩م؛ صفدي،
خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ غسانى،
الملك الاشرف، العسجد المسبوك، به كوشش شاكر محمود عبدالمنعم، بيروت،
١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛ قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم،
قاهره، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م؛ كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس،
بيروت، ١٩٧٣م؛ منذري، عبدالعظيم، التكملة لوفيات النقلة، به كوشش بشار عواد
معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م. محمد عبدعلى
(رب) ١٢/٨/٧٦
ن *٢ * (رب) ٢٤/٨/٧٦