دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٣٩
| ابن رشد، ابوالوليد محمد بن احمد قرطبی جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٣٩ |
اِبْنِ رُشد، ابوالوليد محمد بن احمد قرطبى (٤٥٠-١١ ذيقعدة ٥٢٠ق/١٠٥٨- ٢٨
نوامبر ١١٢٦)، قاضى و فقيه مالكى، كه براي تمايز از نوة نامدارش، از او به
ابن رشد الجد و ابنرشد الاكبر نيز ياد مىشود. وي در قرطبه زاده شد و در
همانجا رشد يافت و نزد دانشمندان آن سامان دانش آموخت. برخى از برجستهترين
اساتيد او عبارتند از: ابوجعفر احمد بن رزق، فقيه قرطبه كه نقش بسزايى در
شكلگيري شخصيت فقهى و طريقة علمى او داشته است، ابومروان عبدالملك بن
سراج، ابوعبدالله محمد بن فرج معروف به ابن الطلاع، ابوعبدالله محمد بن
خيره، معروف به ابن ابى العافية جوهري، ابوعلى حسين بن محمد غسانى،
معروف به جيّانى. ابوالعباس احمد بن عمر عذري، معروف به دلائى نيز بدو
اجازة روايت داده و ابن رشد تصانيف او را روايت كرده است (ابن رشد،
البيان، ١/٣١؛ قاضى عياض، الغنية، ٥٥، ٢٢٨).
مهمترينشاگرداناوعبارتنداز:ابوالحسنمحمدبنعبدالرحمان، معروف به ابن
الوزّان، قاضى عياض، ابن بشكوال، ابومروان عبدالمك ابن مسرة يحصبى، محمد
بن يوسف معروف به ابن سعاده، ابوالحسن على بن عبدالله انصاري، معروف
به ابن النعمة و ابوالوليد ابن الدباغ (ابن رشد، فتاوي، ٣/١٥٢١؛ قاضى عياض،
همان، ٥٥؛ ابن بشكوال، ٢/٥٧٦؛ ابن ابار، المعجم، ١٥٥؛ همو، التكملة، ٢/٥٠٦؛
ابن زبير، ٢٠٧). براي آگاهى بيشتر از اسامى شاگردان و راويان او (نك: ابن
رشد، همان، ٢/١٥٢٥؛ ابن خير، ٢٠٠؛ ابن ابار، التكملة، جم ؛ ضبى، ٥١؛ ابن
عبدالملك، ٦/٢٣١؛ ابن زبير، ٨ ، ١٣؛ ابن خطيب، ١/٣٦٤- ٣٦٥؛ مخلوف، ١٢٩).
ابن رشد در جماديالاول ٥١١/اوت ١١١٧ از سوي امير مرابطى ابوالحسن على بن
يوسف بن تاشفين به مقام قضا گمارده شد، ولى پس از ٤ سال كه به اين كار
اشتغال داشت به گفتة خود از بيم آنكه نتواند كتاب البيان و التحصيل را به
پايان برد، از مقام خود استعفا كرد. قاضى عياض ( الغنية، ٥٤) علت ديگر
استعفاي وي را وجود تشنج عمومى دانسته است. عنان در عصر المرابطين (ص ٨٢)
اين تشنجات را قيامى ضد مرابطون به شمار آورده و به نقل از يكى از
نسخههاي خطى البيان المغرب ابن عذاري از ارتباط شخص ابن رشد با اين
واقعه خبر داده است. ابن سعيد (١/١٠٥) ابن رشد را قاضى القضات نيز دانسته
است. مُويّد اين گفته شعري از ابومحمد كلاعى جيانى است كه مقري در نفح
الطيب (٦/٨٨) آن را نقل كرده است. ذهبى ( العبر، ٢/٤١٤) علاوه بر اين او را
مفتى قرطبه خوانده است. ابن قاضى مكناسى (جذوة الاقتباس، ١/٢٥٥) از ورود
ابن رشد به فاس و نيز تدريس در آن شهر سخن گفته است.
در پى حملة آلفونسو در ٥١٩ق/١١٢٥م كه به ترغيب و همدستى مسيحيان ساكن
اندلس صورت گرفت و حكمران وقت، تميم برادر ابن تاشفين در مقابله با او
كوتاهى و سستى به خرج داد، ابن رشد براي ديدار با امير و مطلع ساختن او از
اوضاع (نك: ابن عذاري، ٤/٧٢؛ عنان، نهاية الاندلس، ٦٨). در ٣ ربيعالاول ٥٢٠
عازم مغرب شد (ابن رشد، فتاوي، ٣/١٥٢١) و در ملاقات با امير خواستار تنبيه و
تبعيد معاهدين مسيحى و بركناري تميم گرديد و امير بر وفق نظر او به تبعيد
آنان پرداخت و تميم را بر كنار نمود، يا تميم خود در همين دوران درگذشت و
كار به عزل او نينجاميد. ابن رشد در همين سفر پيشنهاد تسوير (ديواركشى) مراكش
را جهت حفظ امنيت آن در برابر حملة دشمنان، از جمله ابن تومرت، عرضه كرد و
امير آن را پذيرفت (ابن عذاري، ٤/٧٢-٧٣؛ ابن خطيب، ١/١١٣-١١٤؛ الحلل
الموشية، ٩٠، ٩٧- ٩٨).
ابن رشد پس از حصول مقصود، به قرطبه بازگشت، ولى در همان اوان ورود به
قرطبه در بستر بيماري افتاد و پس از ٤ ماه و ١٩ روز درگذشت. پسرش ابوالقاسم
احمد بر او نماز گزارد و در مقبرة عباس در شرق قرطبه در آرامگاه اسلاف خود به
خاك سپرده شد (ابن وزان، ٣/١٥٢٤- ١٥٢٥).
بررسى آثار چاپ شدة ابن رشد و آنچه در وصف وي گفتهاند، اهميت او را در فقه
مالكى نشان مىدهد. مراكشى (٢/٣٥٧) نقل كرده است كه در مذهب مالك اثري
چون البيان و التحصيل و المقدمات ابن رشد تأليف نشده است. همو مىافزايد
كه ابن اثير در جامعالاصول او را از مجددين رأس سدة پنجم در مراكش دانسته
است (قس: ابن اثير، ١٢/٢٢٢-٢٢٣ كه در نسخة آن افتادگى وجود دارد). فتاوي او
خصوصاً از آن جهت كه سيمايى از اوضاع اجتماعى، اقتصادي مغرب اسلامى (اعم
از اندلس و مراكش تحت نفوذ مرابطون) را نشان مىدهد، قابل توجه و بررسى
است. تلقى او از جهاد و فتوا به افضليت آن از حج و جاري و دائمى دانستن
حكم هجرت، مبين درگيري و حضور مستقيم او در حوادث و اوضاع پرتلاطم آن
روزگار است (نك: ابن رشد، المقدمات، جم؛ ناصري، ٧/٨).
آثار:
الف - چاپى: ١. البيان و التحصيل كه اسم كامل آن بنا به تحقيق حجى (١/٥
-٧) البيان و التحصيل و الشرح و التوجيه و التعليل فى مسائل المستخرجة است
كه شرحى مفصل بر المستخرجة من الاسمعة معروف به عُتبية اثر محمد بن احمد
عتبى قرطبى (د ٢٥٥ق/٨٦٩م) است. اين شرح در مدت ١٢ سال نوشته شده و در
ربيعالاخر ٥١٧/ ژوئن ١١٢٢ به پايان رسيده است. البيان و التحصيل در خلال
سالهاي ١٤٠٤-١٤٠٧ق/١٩٨٤-١٩٨٧م در ٢٠ مجلد در بيروت به چاپ رسيده كه دو مجلد
آخر آن شامل فهارس كتاب است. ابن قاضى مكناسى ( درة الحجال، ٣/٢٠٨) از
تأليف يك برنامج توسط ابوعمرو عثمان بن على بن دعمون غرناطى براي اين
كتاب خبر داده است. محمد بن ابى القاسم مشذالى مفتى و خطيب بجايه نيز
اين اثر را تلخيص نموده است (باباتنبكتى، ٣١٤). ٢. المقدمات كه اسم كامل
آن به تسمية ابن رشد ( المقدمات، ١/١٠) عبارت است از كتاب المقدمات
الممهّدات لبناء ما اقتضته رسوم المدونة من الاحكام الشرعيان و التحصيلات
المحكمات لامهات مسائلها المشكلات، ماية اين كتاب كه ابتدا در شرح المدونة و
به هنگام مذاكره و مناظرة ابن رشد با مالكيان ديگر فراهم آمده بود (همان،
١/٩) پس از درخواست همراهان مبنى بر تمهيد مقدمهاي در اول هر يك از بخشهاي
البيان، مقدمهاي بر آن گشت و چنانكه خود گفته است در هر دو كتاب از نظر
سبك پيرو استادش ابن رزق است ( البيان، ١/٣١-٣٢).محمدبنسعيدرعينىآن را
مختصر كرده است (باباتنبكتى، ٢٧٢). ابوعبدالله محمد بن خلف انصاري معروف
به ابن الالبيري نيز اثري با عنوان الرد على ابى الوليد بن رشد فى مسألة
الاستواء الواقعة له فى الجزء الاول من مقدماته تأليف كرده است (ابن
عبدالملك، ٦/١٩٤؛ قس: ابن رشد، المقدمات، ١/٢١). المقدمات يك بار در ١٣٢٥ق
در قاهره بدون كتاب الجامع به چاپ رسيد. الجامع من المقدمات جداگانه در
١٩٨٥م در عمان چاپ شده است. اين كتاب به صورت كامل نيز در ١٤٠٨ق/١٩٨٨م
در بيروت به چاپ رسيده است. ٣. فتاوي كه با عنوان المسائل يا النوازل از
آن ياد شده (نك: ابن بشكوال، ٢/٥٧٧؛ باباتنبكتى، ١٦٥). مجموعة فتاواي ابن
رشد است كه شاگرد او ابن وزان گرد آورده است. اين كتاب در ١٤٠٧ق/١٩٨٧م در
بيروت به چاپ رسيده است.
ب - خطى: ١. شرح المدونة يا مناهج التحصيل و نتائج لطائف التأويل على كشف
اسرار المدونة. نسخهاي از آن در كتابخانة قرويين فاس موجود است I/٣٠٠)
.(GAL,S, رابطة اين اثر با المقدمات قابل بررسى است. ٢. مختصر شرح معانى
الا¸ثار طحاوي (خديويه، ١/٤١٤؛ نك: I/٤٨٠ .(GAL, اين اثر توسط عبدالرحمان
الرقعى به نظم درآمده است I/٦٦٢) S, .(GAL,
در مورد ديگر آثار خطى و مفقود وي به اين مآخذ مراجعه شود: ابن رشد ( فتاوي،
١/٤٦١، ٤٦٢). قاضى عياض ( ترتيب المدارك، ٤/٥٥٧)، ابن خير (ص ٢٦٦)، ونشريسى
(٨/٢٩٠، ١٠/٣١٦)، ذهبى ( سير، ١٩/٥٠٢)، حاجى خليفه (٢/١٤١٢)، مخلوف (ص ١٢٩)،
بروكلمان GAL,I/٤٧٩-٤٨٠) ، GAL,S; همانجا).
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ١٣٧٥ق/
١٩٥٦م؛ همو، المعجم فى اصحاب القاضى الامام ابى على الصدقى، مادريد،
١٨٨٥م؛ ابن اثير، مجدالدين، جامع الاصول، به كوشش محمد حامد الفقى، قاهره،
١٣٧٠ق؛ ابن بشكوال، خلف، الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة،
به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، مكتبة الخانجى؛ ابن خير، محمد، الفهرسة،
به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛ ابن رشد، محمد، البيان و التحصيل،
به كوشش محمد حجى و ديگران، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ همو، الفتاوي، به كوشش
مختار بن طاهر تليلى، بيروت، ١٩٨٧م؛ همو، المقدمات الممهدات، به كوشش محمد
حجى و سعيد احمد اعراب، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن زبير، احمد، صلة الصلة،
القسم الاخير، به كوشش لوي پرووانسال، پاريس، ١٩٣٧م؛ ابن سعيد اندلسى،
على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛ ابن عبدالملك، محمد،
الذيل و التكملة، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٢م؛ ابن عذاري مراكشى،
احمد، البيان المغرب به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٧م؛ ابن قاضى
مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٢م؛ همو، درة الحجال، به كوشش محمد
احمدي ابوالنور، تونس و قاهره، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن وزان، محمد، توضيحات بر
فتاوي (نك: ابن رشد در همين مآخذ)؛ باباتنكبتى، احمد، نيل الابتهاج، در حاشية
الديباج المذهب ابن فرحون، قاهره، ١٣٥١ق؛ حاجى خليفه، كشف؛ حجى، مقدمة
البيان و التحصيل (نك: ابن رشد در همين مآخذ)؛ الحلل الموشية، به كوشش سهيل
زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضاء، ١٩٧٩م؛ خديويه، فهرست؛ ذهبى، محمد، سير
اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، العبر، به
كوشش محمد سعيد بن بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ضبى، احمد، بغية
الملتمس، قاهره، ١٩٦٧م؛ عنان، محمد عبدالله، عصر المرابطين و الموحدين،
قاهره، ١٩٦٤م؛ همو، نهاية الاندلس، قاهره، ١٩٦٦م؛ قاضى عياض، ترتيب
المدارك، به كوشش احمد بكير محمود، بيروت و طرابلس، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ همو،
الغنية، به كوشش ماهر زهير جرار، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ مخلوف، محمد، شجرة
النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛ مراكشى، عباس، الاعلام بمن حل مراكش و اغمات
من الاعلام، فاس، ١٣٥٥ق/١٩٣٦م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش يوسف
بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ناصري، سلاوي، احمد بن خالد، الاستقصاء، به
كوشش جعفر و محمد ناصري، دارالبيضاء، ١٩٥٦م؛ ونشريسى، احمد، المعيار المغرب،
به كوشش محمد حجى و ديگران، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ نيز: GAL; GAl,S.
محمدهادي مؤذن جامى