دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٢
| ابن اياس جلد: ٣ شماره مقاله:٩٢٢ |
اِبْنِ اِياس، يا اَياس (در گويش عاميانه)، ابوالبركات محمد بن احمد بن
اِياس ناصري حنفى (٦ ربيعالا¸خر ٨٥٢ - پس از ٩٢٨ق/٩ ژوئن ١٤٤٨- ١٥٢٢م)،
مورخ مصري. نياي پدري او، فخري اِياس (د ٨٥٣ق/١٤٤٩م) كه از مماليك سلطان
ظاهر برقوق بود و به نام يا لقب نخستين صاحب خود، «من جنيد» خوانده مىشد،
در دولت الملك الناصر فرج به منصب دواداري (= دواتداري، دبيري) گماشته شد.
پدرش شهابى (شهاب الدّين احمد بن اياس، د ٩٠٨ق/١٥٠٣م). نيز در دولت الناصر
فرج بن برقوق دوادار ثانى (دبير دوم) شد. او ٨٤ سال زيست و صاحب ٢٥ فرزند
شد كه از آنان دو پسر و يك دختر زنده ماندند. احمد با امرا و ارباب دولت
معاشرت داشت و از مشاهير بود. ابن اياس از جلالالدين سيوطى، عبدالباسط بن
خليل حنفى و شمسالدين قادري به عنوان استاد خود (شيخنا) سخن گفته است
(٣/١١٨، ٤/٧٩، ٨٣).
ابن اياس در ٨٨٢ق/١٤٧٨م به حج رفت و از سختيهاي آن سفر ياد كرده است
(٣/١٤٤- ١٤٥). همچنين با رجال دربار واميران مصري رابطة نزديك داشت و بسياري
از آنان را مدح كرد يا در مرگشان مرثيه سرود. قطعاتى از اين مدايح كه شمار
آن اندك نيست، در كتاب او آمده است؛ از آن جمله ابياتى است در مدح امير
خايربك نائب السلطنه (٥/٢٠٩)، ابن اجا (ه م)، كاتب السر (٤/٢٤٨، ٢٥١)، احمد
بن جيعان نائب كاتب السر (٤/١٨٣)، قاضى القضاة كمال الدين (٤/٤٦٩)، امير
سودون عجمى (٤/٢٢٠)، بركات بن موسى محتسب (٥/٢٤٧) و ... . ابن اياس، سلطان
اشرف غوري را نيز به مناسبتهاي مختلف مدح گفته و در موردي (٤/٦٩) اشاره
به تحسين سلطان از نظم خويش دارد، اما گويا به سلطان نزديك نبوده چون
گاهى اخبار سلطان را از زبان خاصان (٤/٣١٢) و از زبان اشخاص موثق (٤/٢٩٤)
نقل كرده است.
تاريخ ابن اياس، يعنى بدايع الزهور فى وقايع الدهور تا رخدادهاي ذيحجة
٩٢٨/اكتبر١٥٢٢ را دربردارد و بىگمان تا اين تاريخ زنده بوده است. تاريخ
دقيق وفاتِ او معلوم نيست، هر چند برخى از منابع، سال ٩٣٠ق/١٥٢٤م را ذكر
كردهاند (حاجى خليفه، ٢/١٩٤١، ١٩٥٣؛ GAL, برينر١ ( ٢ EI) شرحى مبسوط در باب
اُزْدمِير يا اُزْدَمُور آورده كه در زمان سلطان حسن و سلطان اشرف مناصبى
داشته است، اما اين شخص جد مادري اياس، و اياس خود جد پدري محمد بوده است
و اين تحقيقات مطلبى را از زندگى ابن اياس روش نمىكند. بروكلمان II/٣٨٠)
ابن اياس را حنبلى مذهب شمرده است، اما دليل چنين استنباطى روشن نيست.
به هر حال انديشه و شخصيت ابن اياس را كم و بيش مىتوان از مطالعة دقيق
آثار او دريافت.
آثار:
١. بدايع الزهور فى وقايع الدهور، در تاريخ مصر كه مهمترين اثر تاريخى
اوست. اين كتاب تاريخ مصر را از روزگاران كهن تا سالهاي نزديك درگذشت
مؤلف در بردارد. بخش مهم و مبسوط آن، قسمتى است كه حاوي رخدادهاي روزگار
مؤلف، يا عهد نزديك به اوست و در بيشتر موارد خود شاهد آن رويدادها بوده يا
از آنها اطلاع صحيح داشته است، اما مجلد نخستين در واقع پيش گفتاري است
اجمالى كه براي تكميل اثر خويش به صورت بسيار مختصر اقتباس و تتبع كرده
است. ابن اياس در مقدمة اين كتاب (١/٣) مىنويسد كه حدود ٣٧ كتاب تاريخ را
مطالعه كرده تا نكاتى را كه در پى آن بوده است، به دست آورد. جرجى
زيدان (٣/٣٢١) بر آن است كه عبارات بدايع الزهور مثل ديگر كتب تاريخى آن
روزگار سست است.
محمد مصطفى در مقدمة مجلد پنجم (ص ٨) آورده است كه ابن اياس همچون ديگر
مورخان قرن ٩ ق اسلوب لغوي خاصى داشت. لغات ساده و آسان و نزديكتر به
زبان مردم به كار مىبرد و غالباً به قواعد املا توجه نمىكرد و جمع و مفرد،
مذكر و مؤنث و رفع و جر را به هم مىآميخت. با اينكه او قواعد درست املاء را
مىدانست و در بيشتر مواضع كتاب به مقتضاي آن مىنوشت، در نقل اخبار،
ظاهراً با سختگيري، خبر را چنانكه شنيده بود، مىنوشت، نه چنانكه دستور زبان
ايجاب مىكرد. اين شيوه، اثر ابن اياس را از لحاظ زبانشناسى و مطالعة تحول
زبان عربى حائز اهميت ساخته است. همو در مقدمة مجلد اول (ص ٨) آورده است
كه ابن اياس به درستى آنچه مىنوشته، توجه داشته و امانت علمى را در
نقل رخدادها و اخبار رعايت مىكرده و از درازگويى و اطناب پرهيز مىنموده
است. ابن اياس خود به اين نكته اشاره كرده است، مثلاً در باب ملك الظاهر
بيبرس مىگويد كه اخبار مربوط به او بسيار است، و چند مجلد مىشود، ولى غالب
آنها ساختگى است و حقيقت ندارد و آنچه ما به دست آوردهايم، اخبار درستى
است كه مورخان دانشمند از آن ياد كردهاند (١/١٣٤). در تاريخ ابن اياس،
احوال سلاطين مصر و وابستگان آنان، شرح رفت و آمدها و مسافرتهاي آنان،
احوال رجال دولت و ارباب امور، رفت و آمد سفيران، تأسيس و افتتاح بناها،
وفيات اعيان، كاهش و افزايش آب رود نيل، وضع نرخها و ارزانى و گرانيهاي
فوقالعاده، كمبود يا فراوانى اجناس و امتعه در قاهره، بروز بيماريهاي مهلك
و همهگير چون طاعون، رخدادهاي طبيعى چون زلزلهها و توفانها و ظهور
ستارههاي دنبالهدار و مرگهاي عجيب و تولدهاي نادر بيان شده است. اما
قطعاتى كه ابن اياس از خود به مناسبتهاي مختلف آورده، مىتواند براي
شناخت انديشة او مفيد باشد.
بدايع الزهور به ويژه دربارة تاريخ سدة ٩ و اوايل ١٠ق/١٥، ١٦م و تصرف مصر
به دست عثمانيان مأخذ ارزندهاي است. اين كتاب چند بار چاپ شده است، از
آن جمله: قاهره، ١٣٠١-١٣٠٦ق/١٨٨٤- ١٨٨٨م، در ٣ مجلد؛ بولاق، ١٣١١-١٣١٢ق/
١٨٩٤م، GAL, II/٣٨٠; GAL, II/٤٠٥-٤٠٦ S, ). همچنين كاستيهاي چاپ اول تحت
عنوان «صفحات لم تنشر من بدائع الزهور » به كوشش محمد مصطفى از طرف
«انجمن تاريخى مصر» در ١٩٥١م چاپ شده است (زيدان، ٣/٣٢١؛ مصطفى، ١(١)/٨).
چاپ كامل بدايع الزهور در ٦ مجلد به كوشش محمد مصطفى، در قاهره، از سوي
«انجمن خاورشناسان آلمانى» ميان سالهاي ١٣٨٠ تا ١٣٩٥ق/١٩٦١- ١٩٧٥م صورت
گرفته است.
٢. نشق الازهار فى عجائب الاقطار: جرجى زيدان (همانجا) اين كتاب را با نام
خريدة العجائب و بغية الطالب آورده است. از فهرست مطالب كتاب كه توسط
آلوارت نقل شده برمىآيد كه بيشتر وجه جغرافيايى و طبيعى دارد. ابن اياس
در مقدمه مىنويسد كه تاريخهاي ملل را خوانده و خواسته است شگفتيهاي آنها
را به اختصار بنويسد و در آن از عجائب مصر و طلسمات و چيزهاي ديگر ياد كرده
است (سيد، ٣٢٢). اين كتاب را لانگلس١ ترجمه كرده و در پاريس در ١٨٠٧م منتشر
كرده است (شوريجى، ٢١). نسخههاي خطى اين اثر در كتابخانههاي ظاهرية
قاهره، موزة بريتانيا و جز آنها نگاهداري مىشود II/٣٨٠) .(GAL,
٣. جواهر السلوك فى الخلفاء و الملوك، كه نسخههاي خطى آن در كتابخانة احمد
ثالث (لطفى، ١١٠) و كتابخانة موزة توپكاپى سرايى (كاراتاي، نگهداري مىشود.
٤. المنتظم فى بدء الدنيا و تاريخ الامم، كه نسخة خطى آن در كتابخانة احمد
ثالث موجود است (سيد، ٢/٣٠١-٣٠٢).
٥. نزهة الامم فى العجائب و الحكم، كه خود در بدايع الزهور (٣/١١٨) به آن
اشاره دارد و نسخهاي از آن در اياصوفيا موجود است (سيد، ١/٥٦٧)؛ بغدادي
(٢/٢٣١) عقود الجمان فى وقايع الزمان و الجواهر الفريدة و النوادر المفيدة را
در زمرة آثار او بر شمرده است.
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدايع الزهور فى وقايع الدهور، به كوشش محمد مصطفى،
قاهره، ١٤٠٢-١٤٠٤ق/١٩٨٢-١٩٨٤م؛ بغدادي، اسماعيل، هدية العارفين، استانبول،
١٩٥٥م؛ زيدان، جرجى، تاريخ آداب اللغة العربية، به كوشش شوقى ضيف، قاهره،
١٩٥٧م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ سركيس، چاپى؛ سيد فؤاد،
فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛ شوريجى، محمد جمالالدين، قائمة
باوايل المطبوعات العربية المحفوظة بدارالكتب، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ لطفى،
عبدالبديع، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٦م؛ نيز:
Ahlward; EI ٢ , GAL; GAL,S; Karatay, Fehmi Edhem, Topkap o Saray o M O zesi K O
t O phanesi Arap ٥ a Yazmalar Katalogu, Istanbul, ١٩٦٦; Nemoy, Leon, Arabic
Manuscripts in the Yale University, Library, New Haven, ١٩٥٦.
محمد آصف فكرت تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ٢/٦/٧٦ ن * ٢ * (رب)