دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥٧
| ابن زاغونی جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٥٧ |
اِبْنِ زاغونى، ابوالحسن على بن عبيدالله بن نصر بن سري (٤٥٥- محرم
٥٢٧ق/١٠٦٣- نوامبر ١١٣٢م)، محدث، متكلم، واعظ، مورخ و فقيه حنبلى مذهب.
علت شهرت وي به ابن زاغونى نسبت او به روستايى از توابع بغداد به نام
زاغونى است (ابن اثير، ٢/٥٣؛ ياقوت، ٢/٩٠٧- ٩٠٨). ابن تغري بردي سال وفات
وي را ٥٢٦ق ثبت كرده است (٥/٢٥٠).
از شرح زندگى وي چيز مهمى دانسته نيست. دربارة او همين قدر مىدانيم كه
نزد ابومحمد صريفينى، ابوالحسين بن نقوّز، ابوالغنائم ابن مأمون، ابوالقاسم
ابن بُسري، ابومحمد ابن عبدالله بن عطاء هروي، ابومحمد ابن هَزارمَرْد و
ديگران به استماع حديث پرداخت (ابن جوزي، المنتظم، ١٠/٣٢؛ ذهبى، سير،
١٩/٦٠٦؛ ابن رجب، ١/٢١٧) و ذهبى ( ميزان، ٣/١٤٤) و ابن رجب (١/٢١٨) به
وثاقت و صحت سماع وي تصريح نمودهاند. فقه را نزد ابوعلى يعقوب بَرْزَبانى
(د ٤٨٦ق) فراگرفت (ابن جوزي، مناقب، ٥٢٩) و سرآمد فقيهان عصر خويش گرديد، تا
آنجاكه ذهبى او را شيخ حنابله خوانده است ( دول الاسلام، ٢٧١). او در فقه
حنبلى داراي آرائى شاذ بود كه ابن رجب به برخى از آنها اشاره كرده است
(١/٢١٩-٢٢٠).
وي به سبب بعضى عقايد كلامى خود كه از افكار معتزله نشأت مىگرفت به
بدعت گذاري متهم شده است (ذهبى، ميزان، همانجا؛ همو، المغنى، ٢/٤٥١).
ابن زاغونى از قرائات قرآن و نحو و لغت آگاه بوده (ابن جوزي، المنتظم،
همانجا). ذوق ادبى نيز داشته است، چه ابن تغري بردي او را شاعر خوانده
(همانجا) و ابن جوزي او را خطيب دانسته است (همانجا).
وي داراي شاگردان زيادي بود كه از ميان آنان ابوالفرج ابن جوزي از همه
مشهورتر است. ابن جوزي خود گويد كه فقه و حديث را نزد وي فراگرفته است
(همانجا). از ديگر شاگردان او مىتوان به برادرش ابوبكر ابن زاغونى، سِلَفى،
ابن ناصر، ابن عساكر و ابوموسى مدينى اشاره نمود (نك: ذهبى، سير، همانجا).
ابن زاغونى در علوم مختلف داراي آثار متعددي بوده است كه از ميان آنها
كتاب ذيل تاريخ ابن همدانى بر جاي مانده است. ابن همدانى در ذيلى بر
تاريخ ابوالحسن ثابت بن سنان بن ثابت بن قره (د ٣٦٥ق/٩٧٦م) حوادث
تاريخى را تا آغاز حكومت المسترشدبالله (حك ٥١٢ - ٥٢٩ق/١١١٨- ١١٣٥م) پىگيري
كرده بوده و ابن زاغونى در ذيلى كه بر آن نوشته آن را تا ٥٢٧ق، سال
وفات خود، ادامه داده است (ابن قفطى، ١٠٩-١١١؛ قس: ابن رجب، ١/٢١٨). حاجى
خليفه (١/٢٩٠) ذيل ابن زاغونى را تحت عنوان ذيل تاريخ ثابت بن قرة صابى
آورده است. گفته شده كه قسمتى از اين كتاب در كتابخانة برلين موجود است
(جواد، ٤(١)/٥٣٤). از كتاب ديگر او به نام التلخيص فى الفرائض نيز نسخهاي
در برلين موجود است ( آلوارت، شم .(٤٦٩٠
آثار منسوب به وي عبارتند از: ١. الاقناع؛ ٢. الايصاح در اصول دين؛ ٣. جزء
فى تصحيح حديث الاطيط؛ ٤. جزء فى عويص المسائل الحسابية؛ ٥. الخلاف الكبير؛
٦. الدور و الوصايا؛ ٧. ديوان خُطَب؛ ٨. غُرَرُ البيان در اصول فقه؛ ٩.
الفتاوي الرحبية؛ ١٠. مجالس فى الوعظ؛ ١١. مسائل فى القرآن؛ ١٢. المفردات
كه شامل ١٠٠ مسأله بوده است (ابن رجب، ١/٢١٧- ٢١٨)؛ ١٣. مقالة فى الحرف و
الصوت (ذهبى، سير، ١٩/٦٠٧)؛ ١٤. مناسك الحج؛ ١٥. الواضح (ابن رجب، همانجا).
مآخذ: ابن اثير، على، اللباب، بيروت، دارصادر؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن
جوزي، عبدالرحمان، مناقب الامام احمد بن حنبل، به كوشش محمد امين
الخانجى، قاهره، ١٣٤٩ق؛ همو، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ق/١٩٣٩م؛ ابن
رجب، عبدالرحمان، الذيل على طبقات الحنابلة، به كوشش هنري لائوست و سامى
الدهان، دمشق، ١٣٧٠ق/١٩٥١م؛ ابن قفطى، على، تاريخ الحكماء، به كوشش
يوليوس ليپرت، لايپزيگ، ١٩٠٣م؛ جواد، مصطفى، حاشيه بر تلخيص مجمع الا¸داب؛
ابن فوطى، دمشق، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ حاجى خليفه، كشف، ذهبى، محمد، دول
الاسلام، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب
الارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ همو، المغنى فى الضعفاء، به كوشش نورالدين
عتر، حلب، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد البجاوي،
قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: Ahlwardt.
على اكبر ضيائى (رب) ١٤/٨/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٣٠/٨/٧٧