دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٦١
| ابن خلاد بصری جلد: ٣ شماره مقاله:١١٦١ |
اِبْنِ خَلاّدِ بَصْري، ابوعلى محمد، متكلم معتزلى مذهب سدة ٤ق/١٠م. از وي
آگاهى بسيار اندكى در دست است. كهنترين مأخذ دربارة ابن خلاّد، الفهرست
ابن نديم (ص ٢٢٢) است كه از استاد او ابوهاشم جبّايى (د ٣٢١ق/٩٣٣م) كه
ابن خلاد در عسكر و سپس در بغداد (ابن مرتضى، ذكر المعتزلة، ٦٢) نزد او به
تحصيل كلام پرداخت، ياد كرده است و از همين رو قاضى عبدالجبار معتزلى (ص
١٦٤) او را با ٣ واسطه: ابوهاشم جبايى، ابوعلى جبايى و ابويعقوب شمام، از
اصحاب ابوهذيل دانسته است. ابن خلاد در آغاز، شاگردي كندذهن به نظر مىرسيد
و گاه مىشد كه بر رنج تحصيل مىگريست، اما كوشيد و سرانجام برجستهترين
شاگرد ابوهاشم شد (ابن مرتضى، طبقات المعتزلة، ١٠٥). او كه از زندگى در بغداد
گريزان بود (قاضى، ٣٢٤)، در اواخر عمر به بصره كوچيد و همانجا ساكن شد. وي در
ادب نيز دستى قوي داشت (همانجا).
دربارة آثار ابن خلاد ميان نويسندگانى كه از او ياد كردهاند، اختلاف است.
بعضى از متقدمان چون ابن مرتضى ( ذكر المعتزلة، ٦٢) و قاضى عبدالجبار (ص
٣٢٤) او را داراي دو اثر به نامهاي الاصول و الشرح دانستهاند و قاضى آثار
ديگري را نيز به او نسبت داده، بىآنكه نامهاي آنها را برشمارد، ولى برخى
از نويسندگان معاصر از اين دو كتاب به مثابة يك اثر به نام شرح الاصول ياد
كردهاند (ورهووه، ٤٠٧ ؛ عثمان، ٢٠، ٢٨). نسخهاي از اين كتاب با شرح و
زيادات ابوطالب يحيى بن حسين معروف به الناطق بالحق زيدي در دست است
(سزگين، ١(٤)/٨٠؛ I/٣٤٥ S, ؛ GAL, قس: بدوي، ١/٣٣٧؛ كه او نيز دو كتاب اصول و
شرح را از ابن خلاد دانسته است).
ابن خلاد در اواخر عمر، هنگامى كه كتاب الشرح را به پايان مىبرد، به بصره
رفت و در آنجا در ردّ مذهب «ارجاء» ابوالطيب محمد بن ابراهيم معروف به
خالدي، متكلمِ مرجئى بصره، رسالهاي در وعيد نوشت (قاضى، ٣٢٤؛ ابن مرتضى،
ذكر المعتزلة، ٦٢). بعيد نمىنمايد كه كتاب شرح الاصول الخمسة قاضى عبدالجبار
همان كتاب الاصول بوده كه قاضى آن را به اتمام رسانيده است (عثمان،
همانجا)، اگر چه تا حدود ١٠٠ سال پس از مرگ ابن خلاد، خود كتاب الاصول او
كه ابوالحسن كرخى (د ٣٤٠ق/٩٥١م) را به شگفتى واداشته بود، مشهور و متداول
بوده است (قاضى، ٣١٩).
از شاگردان معروف ابن خلاد، مىتوان از ابوعبدالله حسين بن على بصري و
ابراهيم بن عياش بصري نام برد (همو، ٣٢٥؛ ابن مرتضى، ذكر المعتزلة، ٦٣، ٦٤)
كه هر دو شاگرد ابوهاشم نيز بودهاند. ابراهيم سپس خود استاد قاضى عبدالجبار
شد و از اين رو، اگر هم شرح الاصول الخمسة قاضى، در اصل از ابن خلاد نباشد،
قهراً برخى از عقايد ابن خلاد به واسطة همين ابراهيم در آن راه يافته است،
چنانكه شايد بتوان ابن خلاد را در اصول عقايد، واسطة ميان ابوهاشم و قاضى
عبدالجبار دانست.
مآخذ: ابن مرتضى، احمد، طبقات المعتزلة، به كوشش ديوالد ويلتسر، بيروت،
١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ همو، ذكر المعتزلة، به كوشش توما آرنولد، حيدرآباد دكن، ١٣١٦ق؛
ابن نديم، الفهرست؛ بدوي، عبدالرحمان، مذاهب الاسلاميين، بيروت، ١٩٧١م؛
سزگين، فؤاد، تاريخ التراث العربى، ترجمة محمود فهمى حجازي، رياض،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ عثمان، عبدالكريم، مقدمه بر شرح الاصول الخمسة قاضى،
عبدالجبار بن احمد، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٢م؛ قاضى عبدالجبار، فضل الاعتزال، به
كوشش فؤاد سيد، تونس، ١٩٧٤م؛ نيز:
GAL, S; Voorhoeve, P., Handlist of Arabic Manuscripts..., Leiden, ١٩٥٧.
سيدجعفر سجادي (رب) ٧/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٢/٥/٧٧