دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨٣
| ابن حبيش جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٨٣ |
اِبْنِ حُبَيش، ابوالقاسم عبدالرحمان بن محمد بن عبدالله بن يوسف بن ابى
عيسى انصاري (٥٠٤ -٥٨٤ق/١١١١- ١١٨٨م). مورخ، محدث، فقيه و اديب اندلسى.
حبيش نام دايى وي بوده است (ذهبى، سير، ٢١/١١٩).
وي در المرّيه١، در جنوب اندلس زاده شد (ابن ابار، چ كودرا، ٣/٥٧٥). اصل
خاندان وي از شارقه از توابع بلنسيه٢ بوده و جدش عبدالله از آنجا به
المريه نقل مكان كرده است (ابن ابار، چ كودرا، ٢/٥٧٣).
تحصيلات مقدماتى را در المريه با فراگيري قرائات از ابوالقاسم احمد بن
عبدالرحمان قَصبى، ابوالقاسم بن ابى رجاء بلوي و ابوالاصبغ معروف به ابن
اليسع و ديگران شروع نمود (همانجا؛ منذري، ١/٨٠؛ قس: ضبى، همانجا) و نزد
ابوالقاسم احمد معروف به ابن ورد و ابوالحسن على معروف به ابن نافع فقه
آموخت و از دو نفر اخير و ابومحمد عبدالحق بن غالب محاربى و ابومحمد عبدالله
بن على رُشاطى و ابوالحسن بن معدان و ابوعبدالله محمد بن وضاح و
ابوعبدالله محمد معروف به ابن ابى احد عشر و جز آنان حديث شنيد (ابن ابار،
چ كودرا، همانجا؛ منذري، همانجا). علوم عربيت را از ابوعبدالله محمد بن ابى
زيد نحوي فرا گرفت (همانجاها). سپس در نيمة سال ٥٣٠ق/١١٣٦م بار سفر قرطبه
بست و در آنجا از ابوالحسن يونس بن محمد بن مغيث و ابوعبدالله محمد بن
اصبغ ازدي معروف به ابن المناصف و ابوعبدالله جعفر بن محمد بن مكى و
ابوبكر محمد بن عبدالله معافري معروف به ابن عربى و جز آنان حديث آموخت و
ابوالحسن شريح بن محمد و ابوالوليد ابن بقوه هلالى و ابوبكر عبدالله معروف
به ابن مدير و ابوجعفر احمد بن عبدالرحمان بطروجى و ابوالفضل عياض بن موسى
بن عياض به وي اجازة روايت دادند و ابوطاهر سلفى نيز از اسكندريه براي وي
اجازه نوشت (ابن ابار، چ كودرا، همانجا؛ قس: ضبى، ٣٥٨).
پس از حدود ٣ سال كه حديث و غريب حديث و جز اينها را فرا گرفت به المريه
بازگشت و تا ٥٤٢ق/١١٤٧م كه صليبيون شهر را تسخير كردند، در آنجا بود (ابن
ابار، همانجا؛ مقري، ٦/٢٥٤؛ قس: GAL, .(I/٤٢١ بنا به نقل مقري (همانجا) ابن
حبيش پس از استيلاي صليبيون، نزد سليطين (آلفونسوي هفتم) رفت و نسبت وي
را تا هرقل (هراكليوس امپراتور روم شرقى) نقل كرد و در ازاي اين كار، او و
خاندان و همراهانش اجازه يافتند بدون پرداخت وجهى از شهر خارج گردند. ابن
حبيش ابتدا به مرسيه رفت و ايامى در آنجا ماند. سپس به جزيره شقر٣ نزديك
بلنسيه رفت و متولى نماز و خطبه و احكام آنجا شد و پس از ١٢ سال در حدود
٥٥٦ق/ ١١٦١م به مرسيه بازگشت و خطيب مسجد جامع آنجا گرديد و سپس به ٥٧٥ق
به قضاوت در آن ديار گمارده شد (ابن ابار، چ كودرا، ٢/٥٧٣ -٥٧٤). وي
سرانجام پس از مدتى بيماري در مرسيه درگذشت و امير آنجا ابوحفص الرشيد بر
جنازهاش نماز گزارد (همان، ٢/٥٧٥).
دربارة سفرهاي ابن حبيش جز شهرهاي بر شمرده ذكري در منابع ما نيست، اما
فروخ (٥/٧٢٩) متذكر شده كه سهل بن محمد ازدي غرناطى (د ٦٣٩ق/١٢٤٢م) در
مالقه از ابن حبيش كسب علم نموده است.
از شاگردان وي علاوه بر آنچه ياد شد مىتوان از محمد بن محمد بن ابى
السداد، ابوالخطاب عمر بن حسن بن على معروف به ابن دحية كلبى، محمد بن
عبدالعزيز معروف به ابن عياش تجيبى، محمد بن على همدانى معروف به ابن
البراق، محمد بن يوسف بن عبدالله معروف به ابن عياد و ابوبكر محمد بن احمد
بن حبون معافري نام برد (ابن ابار، چ عزت عطار، ٢/٥٧٣، ٦٢٧، ٦٥٤؛ ابن
خطيب، ٢/٤٨٣، ٤٨٨). احمد بن محمد طرسوسى، محمد بن ابراهيم بن صلتان و على
بن ابى العافية قسطلى و جمعى ديگر نيز از وي روايت كردهاند (ذهبى، تذكرة
الحفاظ، ٤/١٣٥٤) و ابوعلى شلوبين از وي اجازه دريافت كرده است (همانجا).
ابن حبيش ظاهراً پيرو مذهب مالكى بوده است. گر چه اين مطلب در منابع
قديمى ذكر نشده، اما تنبكتى (ص ١٦٢- ١٦٣) و مخلوف (ص ١٥٧) او را در عداد
مالكيان آوردهاند. معلوم نيست چرا حاجى خليفه (٢/١٤٦٠) او را حنفى دانسته
است. از خصوصيات فردي ابن حبيش مىتوان قوت حافظة وي را يادآور شد. ابن
ابار (چ كودرا، ٢/٥٧٤) گويد: وي زمانى همه، يا اكثر تاريخ ابن ابى خيثمه را
از برداشته است. ابن ابار (همانجا) ابن حبيش را آخرين بازماندة محدثين بزرگ
در مغرب معرفى نموده و شاگرد برجستة او، ابوالربيع كلاعى نيز نظير اين تعبير
را دارد (ذهبى، سير، ٢١/١٢١). اين سخن شايد اغراقآميز جلوه كند، اما با توجه
به روند فرهنگ اسلامى در اندلس در يكى دو نسل بعد، چندان نيز دور از حقيقت
نيست (قس: ابن ابار، چ كودرا، ٢/٥٧٣، كه مىگويد ابن حبيش در قرطبه نزد
بقاياي علماي آن ديار حديث آموخت).
مهمترين اثر ابن حبيش كتاب المغازي يا الغزوات است كه عنوان كامل آن
كتاب ذكر الغزوات الضامنة الكافلة و الفتوح الجامعة الحافلة الكائنة فى ايام
الخلفاء الائمة الاولى الثلاثة است كه فعلاً دو جزء آن شناخته شده و موجود
است ( آلوارت، ؛ IX/١٢٢٢ ورهووه، .(VII/١٧٦ چنانكه از عنوان كتاب پيداست، در
آن از لشكركشيهاي فاتحانة مسلمين در ثلث اول قرن اول ق (نيمة اول قرن
٧م) در ايام حكومت ٣ خليفة اول ياد شده است. ابن حبيش دستور تأليف اين
كتاب را در ٥٧٥ ق/١١٧٩م از خليفه الناصر لدين الله يوسف موحّدي گرفت.
كتاب با ذكر مسير خالد بن وليد به سوي بُزاخة شروع مىشود و پس از ذكر جنگها
و فتح برقه و مصر و طرابلس و صلح نوبه و غزوة ذات الصّواري جزء اول آن
پايان مىگيرد. جزء دوم از فتح عراق و صلح احنف با اهل بلخ تا ٢١ق/٦٤٢م و
ورود به سرزمين روم را در بردارد ( آلوارت، .(IX/٢٢١-٢٢٢ هونر باخ
استفادههاي ابن حبيش را از كتاب الرّدة واقدي كه يك منبع معتبر و قديمى
است، نشان داده است ( ٢ EI). به گفتة كائتانى گرچه ابن حبيش متأخرتر از
طبري است، اما شايد در اين كتاب از تنها منبع مطمئن براي تايخ رده يعنى
كتاب الرّدة واقدي، بهتر از طبري استفاده كرده باشد. به گفتة او، ابن حبيش
از دو منبع مفقود الاثر ديگر، كتاب يحيى بن سعيد اموي و كتاب يعقوب بن محمد
زهري، كه اين دومى ناشناخته است، نيز بهره برده است. دانلوب (ص سؤال
مهمى را طرح كرده است مبنى بر اينكه چرا كتاب الغزوات محبوبيت و شهرت
لازم را نيافته است؟ او پاسخ اين سؤال را از سويى احتمالاً مربوط به
همكاري وي با موحدون و از سوي ديگر اتّكاء بر قول محدثين غير قابل اعتماد -
بنا به قول ابن دحيه - دانسته است. شايد اين مطلب با حوادث بعدي اندلس
كه در پنهان ماندن بسياري از گنجينههاي تمدن اسلامى آن ديار نقش مؤثري
داشته، مرتبط بوده است. نكتة ديگر وجود كتابى به نام الاكتفاء فى مغازي
رسول الله صلىالله عليه و سلم و مغازي الثلاثة الخلفاء از ابوالربيع كلاعى
شاگرد ابن حبيش است و اينكه تا چه ميزان اين كتاب در گمنام ماندن و عدم
محبوبيت كتاب الغزوات نقش داشته، قابل بررسى است.
ظاهراً ابن حبيش قصد داشته است بر كتاب الصلة ابن بشكوال تكملهاي بنويسد و
براي همين منظور خلاصهاي از آن تهيه كرده، فوايد و تعليقاتى بر آنها افزود.
اما خود موفق به عملى كردن مقصود نشد و يادداشتهاي وي به دست ابن ابار
افتاد و وي با استفاده از آنها در التكملة خود موارد مذكور را با انتساب به
ابن حبيش نقل كرد (ابن ابار، چ كودرا، ٢/٥٧٥؛ نيز نك: پالنسيا، ٢٧٦).
اثر ديگر ابن حبيش مجموعة كوچكى در القاب است و ابن ابار (همانجا) از
نسخهاي از آن كه نزد ابوالربيع كلاعى بوده است، نام برده و مىگويد كه
از آن استنساخ كرده است، اما تاكنون اثري از آن به دست نيامده است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد،
١٨٨٢م؛ همان به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره، ١٣٧٥ق؛ ابن خطيب محمد،
الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ باباتنبكتى،
احمد، «نيل الابتهاج» در حاشية الديباج المذهب ابن فرحون يعمري، قاهره،
١٣٥١ق؛ پالنسيا، آنخل گونزالس، تاريخ الفكر الاندلسى، ترجمة حسين مؤنس،
قاهره، ١٩٥٥م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛ ذهبى، محمد،
تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش
بشار عواد معروف و محيى هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ضبى، احمد، بغية
الملتمس، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٧م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
١٩٨٢م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛ مقري، احمد، نفح
الطيب، به كوشش محمد بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٤م؛ منذري، عبدالعظيم،
التكملة لوفيات النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ نيز:
Ahlwardt; Caetani, Leone, Annali dell' Islam, Milano, ١٩٠٧; Dunlop, D.M., X The
Spanish Hisrorian Ibn V ubaish n , IRAS, ١٩٤١; EI ٢ ; GAL; Voorhoeve, P.,
Handlist of Arabic Manuscripts in the Library of the University of Leiden,
Leiden, ١٩٥٧.
محمدهادي مؤذن جامى (رب) ٣٠ و ٣١/٢/٧٧
(رب) ١١/٣/٧٧