دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٠٥
| ابن امام شلبی جلد: ٣ شماره مقاله:٩٠٥ |
اِبْنِ امامِ شِلْبى، ابو عمرو عثمان بن على بن عثمان بن الامام الشلبى
(د پس از ٥٥٠ق/١١٥٥م)، اديب و مورخ اندلسى. وي در شلب١ واقع در جنوب
غربى اندلس به دنيا آمد. دربارة زندگى او اطلاعات بسيار اندكى در دست است.
او خود را با خاندانى از امويان اندلس خويشاوند دانسته است (مقري، ٣/٣٣٥).
تحصيلات مقدماتى را نزد پدرش كه گويا اهل علم و ادب بود، فراگرفت (همانجا)
و براي ادامة دانش اندوزي به شهرهاي اشبيليه و قرطبه سفر كرد. در اشبيليه
از ابوبكر محمد بن ابراهيم العامري (د ٥٣٢ق/١١٣٨م) و در قرطبه از ابوعبدالله
بن مكى (د ٥٣٥ق/١١٤١م) و ابوبكرمحمدبنالعربى (د٥٤٣ق/١١٤٨م) و گروهى ديگر
دانش آموخت (ابن ابار، التكملة، ٣/٦٦٠). ابن العربى بزرگترين اسناد اوست و
خود از وي با صفات «بحرالعلوم» و «امام كل محفوظ و معلوم» ياد كرده است
(ابن سعيد، المغرب، ١/٢٥٠). برخى او را به سبب اقامت در اشبيليه بدان شهر
منسوب كردهاند (مقري، ٣/٤٧٨).
وي خود گفته است كه زمانى از راه سرودن شعر و مدح بزرگان زندگى
مىگذرانده، و بخشى از اشعارش در عشق و هزل و وصف خمر بوده است
(همو،٣/٣٣٥-٣٣٦). ابن ابار در التكمله كه نزديكترين مأخذ به روزگار ابن
امام است، او را به نيكى و احسان ستوده و وي را دانشمندي اديب با قلم و
زبانى بليغ، و كاتبى برجسته و شاعري نغزگوي معرفى كرده است (٣/٦٦٠)، اما
در مآخذ موجود بجز چند بيت از سرودههاي وي شعري نقل نشده است (مقري،
همانجا). آنچه ابن امام را به شهرت رسانده، تأليفى است از او كه ابن ابار
آن را سِمط الجُمان و سِقط الاذهان ناميده ( الحلة السيراء، ٢/٩٢) كه در برخى
از مآخذ به جاي الاذهان، المرجان آمده است (ابن سعيد، رايات، ٤٠؛ مقري،
٣/١٨٣). دربارة محتواي كتاب نيز در مآخذ اتفاق نظر نيست. ابن ابار ( التكملة،
٣/٦٦٠) آن را شرح حال شاعران معاصر مؤلف دانسته، اما مقري آن را در رديف
كتابهاي تاريخى و تكملهاي بر قلائد و مطمح فتح بن خاقان (د ٥٢٩ق/١١٣٥م)
به شمار آورده و گفته است كه قصد او از تأليف اين كتاب ثبت زندگانى
كسانى بوده كه فتح يادي از آنان در اين دو كتاب نكرده بوده است، و نيز
افزودن شرح احوال كسانى بوده كه در باقى قرن ٦ ق زندگى مىكرده و معاصر
او بودهاند (٣/١٨٣). عنوانى كه ابن ابار به كتاب ابن امام داده است (
الحلة السيراء، ٢/٩٢)، اين نظر را تأييد مىكند. حسين مونس نيز كتاب سمط
الجمان را تكملهاي بر آثار ابن بسام و ابن خاقان دانسته است ( ٢ EI).
دلايل چندي نيز اين نظر را تأييد مىكند. نخست اينكه شباهت بسياري در اسلوب
تأليف، بين كتاب الذخيرة ابن بسام و بخشهاي برجاي مانده از سمط الجمان
وجود دارد (نك: ابن سعيد، المغرب، ١/٦٢، ٣٥٢، ٣٨٣، ٣٩٦؛ قس: ابن بسام، جم).
ديگر اينكه نثر وي در سمط الجمان گاه از سجعهاي زيبا برخوردار است (ابن
سعيد، همان، ١/٣٠٨، ٣٥٢، ٢/١٩٩) و گاه نيز به گونة گزارشى صرفاً تاريخى و
ساده رخ مىنمايد (همان، ٢/٢٤٦) و نيز ابن امام در همين بخشهاي برجاي
مانده، از كسانى سخن گفته كه صاحب ذخيره نيز از آنان نام برده است
(همان، ١/٧٨، ٢/٢٠٣؛ قس: ابن بسام، جم).
ابن امام در كتاب خود بيشتر به زندگى كسانى پرداخته كه با آنان دوستى و
همنشينى داشته است، چه گاهى به صفات شخصى و فردي آنان اشاره مىكند
(ابن سعيد، همان، ٢/١٩٩). وي علاوه بر شاعران و اديبان به زندگى زهاد،
اميرزادگان، نجباي بنى اميه و كاتبان درباري نيز پرداخته است (همان، ١/٦٠،
٤١٥، ٢/٦٦، ٦٨، ٢٤٦). مورخان و نويسندگان پس از او از اين اثر بهرة فراوان
بردهاند. ابن ابار در الحلة السيراء (٢/٩٢) و مقري در كتاب نفح الطيب به
كرات (نك: فهرست اعلام) از آن نقل كردهاند، اما بيش از همة نويسندگان، ابن
سعيد از اين كتاب سود جسته است (نك: مثلاً المغرب، ١/٦٢، ٧٨، ٢٣٧، ٢/٢٣٢، ٢٣٥،
٢٤٦، ٢٧٦؛ رايات، ٤٠، ٤٤، ٥٢)، تا آنجا كه به گفتة مونس بخش بزرگى از كتاب
المغرب برگرفته از سمط الجمان است ( ٢ EI). نكتة قابل ذكر اينكه ابن سعيد
كتابهاي خود را در شهرهاي حلب و قاهره نوشته است و نقلهاي مكرر وي مىرساند
كه كتاب مزبور را در دست داشته است. بنابراين مىتوان حدس زد كه اثر ابن
امام مدتى پس از تأليف در شهرهاي حلب و قاهره مورد استفادة دانش پژوهان
بوده است. اين سخن دربارة مقري نيز صدق مىكند، زيرا وي نيز نفح الطيب را
در قاهره تأليف كرده است (مقري، مقدمه، ١٥). بنابراين كتاب سمط الجمان تا
قرن ١١ق/١٧م در قاهره موجود بوده است.
ابن امام بنابر گفتة ابن ابار ( التكملة، ٣/٦٦٠) ظاهراً در اشبيليه درگذشته
است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد،
١٨٨٢م؛ همو، الحلة السيراء، به كوشش حسين مونس، قاهره، ١٩٦٣م؛ ابن بسام،
على، الذخيرة فى محاسن اهل الجزيرة، به كوشش احسان عباس، تونس، ١٩٨١م؛
ابن سعيد، على، رايات المبرزين و غايات المميزين، به كوشش نعمان
عبدالمتعال قاضى، قاهره، ١٣٩٢ق/١٩٧٣م؛ همو، المغرب فى حلى المغرب، به
كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٣٧٣ق/ ١٩٥٣م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش
احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ نيز: ٢ .
محمد سيدي تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ١٨/٥/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٩/٥/٧٦