دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١٣
| ابن اميل جلد: ٣ شماره مقاله:٩١٣ |
اِبْنِ اُمَيْل، ابوعبدالله محمد بن اميل بن عبدالله بن اميل تميمى
معروف به حكيم صادق، از بزرگان دانش كيمياي رمزي و باطنى در سدة ٤ق/١٠م.
سالهاي زندگى و سرگذشت او چندان روشن نيست، اما سخنان خود وي در كتاب
بسيار معروف الماء الورقى و الارض النجمية تا حدودي دوران زندگيش را مشخص
مىسازد. از جمله آنكه وي يك بار با ابوالقاسم عبدالرحمان، برادر ابوالفضل
جعفر نحوي، و يك بار با ابوالحسين على بن احمد بن عبدالواحد (عمر) عدوي، به
معبد معروف به سدر بوصير رفته بوده است (ص ١-٣). در جاي ديگري از همين
كتاب به بحثى اشاره كرده كه در خانة شاعري به نام ابوالحسين بن وصيف
(على بن عبدالله الناشى، نك: ابن خلكان، ٣/٥١) ميان شاعر و دو تن ديگر، در
تفسير «سخن حكيم» رخ داده و خود او نيز به آنان پيوسته و آن ٣ تن را از
اشتباه در درك مسأله بيرون آورده است (ص ٤١-٤٢). ابوالقاسم عبدالرحمان
ظاهراً تا ٣٠٨ق/٩٢٠م مىزيسته و وصيف شاعر در ٣٦٥ق/٩٧٦م در ٩٤ سالگى
درگذشته است. بدين ترتيب مىتوان نتيجهگيري برخى پژوهشگران را كه دوران
زندگى ابن اميل را ميان سالهاي ٩٠٠-٩٦٠م/٢٨٧- ٣٤٩ق تخمين زدهاند، قريب
به صحت شمرد (استاپلتون، ١٢٣-١٢٦ IV/٢٨٤; .(GAS,
ابن اميل شعر نيز مىگفته و بسياري از مطالب و رموز كيميا را به شعر بيان
كرده است. اما زمانى كه بيان «سخنان پوشيدة حكيم» به صورت شعر ممكن
نبوده، به نثر متوسل مىشده است (ابن اميل، .(٢-٣ معروفترين قصيدة او
«رسالة الشمس الى الهلال»، مخمسى در بحر رجز است. ابن اميل در اين اثر كه
خود او آن را نامهاي خطاب به ابوالحسين على بن احمد بن عمر عدوي مىنامد،
اشكال و صوري را كه طى ديدار خود از معبد سدر بوصير، بر سقف دهليز و ديوارهاي
آن مشاهده كرده و گويا همة آنها رموز مربوط به كيميا بودهاند، به دقت شرح
داده است. اين معبد در جيزه واقع در جنوب قاهره و در نزديكى اهرام
سهگانه قرار داشته، و گفتهاند كه زمانى زندان يوسف نبى بوده است (همو،
١-٣ ; ٢ EI، ذيل ابن اميل؛ همان، ذيل بوصير؛ I/٢٤٢ .(GAL, دشواريهاي اين
قصيده، توسط خود ابن اميل در الماء الورقى، تفسير شده است (ص .(١٥ ابن
اميل تصريح كرده كه شرح وي، شرحى «بدون حسد و رمز» است (ص و در جاي ديگر
به تفصيل بيان داشته كه حكما، در بيان دقايق كيميا، متعمداً از اصطلاحاتى
استفاده مىكرده و شيوههايى به كار مىبردهاند كه عوامالناس چيزي از اين
فن در نيابند و در اين زمينه، به صراحت از «مكايد و مغالطات حكما» سخن گفته
(ص و در ضمن ستايش خويش مدعى است كه هيچ كس نمىتواند مانند او كتب حكما
را تفسير كند و اسرار و غوامض دانش كيميا را آشكار سازد و آنچه اصحاب كيميا با
رموز پنهان در تاريكى نگهداشتهاند، بر اثر توضيحات وي، مانند روز روشن و
همچون خورشيد تابناك گشته است (ص .(٩٢ وي به قطع و يقين اعلام مىكند كه
روزگار كسى را پديد نخواهد آورد كه سخنان و اشارات حكما را به درستى تفسير
كند و كسى كه كتب و قصايد وي را نخوانده باشد، از رسائل اصحاب كيميا نيز
چيزي درنخواهد يافت، و آنچه فلاسفه پنهان داشته و يا در هزاران هزار برگ
پراكنده ساختهاند، خود او در اوراق اندكى گرد آورده است (ص .(٤٣ او همچنين
مدعيان صنعت كيميا را كه معاصر وي بودهاند، مورد نكوهش قرار داده است. به
گفتة وي، هر يك از ايشان خويشتن را يكى از آن دو سه تنى مىپندارد كه
«جابربن حيان صوفى» از آنان به عنوان برادران خويش نام برده و ظهور آنان
را در آخرالزمان خبر داده است (ص .(٩٣ ابن اميل سخن جابر را دربارة اينكه
صنعت كيميا به مكان و امكان و اخوان و درس و استاد ماهر نيازمند است، تفسير
كرده و تفسير ديگران را از آن اصطلاحات مردود شمرده است. سپس به بيان اين
مسأله پرداخته كه منظور جابر از دو برادر وي، كبريت الحكما و زرنيخ الحكماست
و سرانجام خود نيز به ٥ عاملى كه جابربن حيان از آنها به عنوان لوازم
صنعت كيميا سخن گفته است، عامل ديگري با عنوان «تكرير الفكر» مىافزايد و
توضيح مىدهد كه هدف از آن، استخراج نفس از جسد است (ص .(٩٣-٩٤
به نظر مىرسد كه ابن اميل به هدف عام كيمياگران، يعنى تبديل فلزات پست
به طلا قانع نبوده، بلكه انديشة پالايش جسم آدمى و تبديل آن به نفس ناب
را نيز در سر مىپرورانده است. به گفتة برخى از پژوهشگران، آرزوي وي آن
بوده است كه به وسيلة اكسيري، فعاليت جسم آدمى را افزايش دهد و آن را از
همة عوامل بيماري و پيري پاك سازد و در نتيجه عمر او را درازتر گرداند و حتى
او را به جاودانگى برساند (فروخ، ٢٤٦-٢٤٧).
الماء الورقى و الارض النجمية، در سدههاي ميانه با عنوان نامة خورشيد به
هلال ماه يا جدول كيميايى به زبان لاتين ترجمه شد و معروفيت يافت. متن
عربى اين كتاب همراه با ترجمة لاتين آن به سال ١٩٣٣م در كلكته به كوشش
محمد تراب على در نشرية «گزارشهاي انجمن آسيايى بنگال١» چاپ شده است.
علاوه بر الماء الورقى، آثار بسياري از وي باقى مانده كه برخى از آنها از
اين قرارند: القصيدة التونية، دربارة حجر الحكما. اين قصيده در ١٩٣٣م در نشرية
ياد شده چاپ شده است. خود مؤلف نيز شرحى بر آن نوشته است؛ كتاب المباقل
السبعة؛ كتاب المغنيسيا؛ السيرة النقية؛ كتاب المفتاح فى التدبير؛ مفتاح
الكنوز و حل اشكال الرموز؛ كتاب مفتاح (مفاتيح) الحكمة العظمى؛ شرح الصور و
الاشكال؛ الرسالة... فى معنى صفات الحجر؛ رسالة الجدول، دربارة نسبت فلزات
با ٧ كوكب؛ رسالة فى كيفية الانسان؛ رسالة فى معنى التركيب؛ رسالة فى معنى
التزويج (براي نسخههاي خطى اين آثار، نك: استاپلتون، GAL,IV/١٢٦-١٢٧Ç
.(٢٨٨-٢٨٩
ابن اميل آثار ديگري نيز داشته كه از آنها جز نام باقى نمانده است. از
اين جملهاند: امتزاج الارواح؛ خواص البر و البحر؛ كشف السر المصون و العلم
المكنون؛ كتاب المصباح (نك: حاجى خليفه، ١/١٦٧، ٢/١٤٩٠-١٤٩١، ١٧٥٥).
مآخذ: ابن اميل، محمد، الماء الورقى و الارض النجمية، به كوشش محمدتراب على
(نك: ، Memoirs... در مآخذ لاتين)، همو، القصيدة النونية (نك: همانجا)؛ ابن
خلكان، وفيات؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١-١٩٤٣م؛ فروخ، عمر،
تاريخ العلوم عندالعرب، بيروت، ١٩٨٤م؛ نيز:
EI ٢ ;GAL;GAS; Memoirs of Asiatic Society of Bengal, Calcutta,
١٩٣٣,vol.XII,no١;Stapleton,H.E.and Hid ? yat Husain,M., X Excursus on the Date ,
Writings and Place in Alchemical History of Ibn Umail n , Memoirs..., Calcutta,
١٩٣٣.
محمدعلى مولوي تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ١٩/٥/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٩/٥/٧٦