دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٧
| ابن بشران جلد: ٣ شماره مقاله:٩٦٧ |
اِبْنِ بُشْران، يا بَشران، بشيران، ابوغالب محمد بن احمد بن سهل واسطى
معروف به ابن بشران و ابن خاله (٣٨٠-٤٦٢ق/٩٩٠-١٠٧٠م)، اديب، شاعر و محدث.
باخرزي اشعار و شرح احوال او را يك بار ذيل «ابوغالب محمد بن احمد بن سهل
الواسطى» آورده (١/٣٠٣) و بار ديگر ذيل «ابوغالب بن بشران الواسطى» (١/٣٢٣)
و ظاهراً آن دو را دو شخصيت جداگانه پنداشته است، اما مآخذ ديگر هر دو نام را
براي يك تن ذكر كردهاند و آن اشعار را نيز به ابن بشران يا ابن خاله
نسبت دادهاند. وي شهرت ابن بشران را بر خويش نمىپسنديده است. علت اين
اكراه را از او پرسيدند و او در جواب گفت: بشران جد مادري من و پسر عم آن
ابن بشران محدثى است كه در بغداد مىزيسته است (ياقوت، ١٧/٢٢١). ابن
بشران به ابن خاله نيز مشهور بوده و گويا ميان اين شهرت و نسبت او به
خالويش رابطهاي وجود داشته باشد (سلفى، ٢٠-٢١).
زادگاه وي، روستاي نهرسايس، نزديك واسط در عراق بود (همانجا). ابن جوزي
(٨/٢٥٩) سال ولادت او را ٣٣٠ق/٩٤٢م و ابن حجر (٥/٤٣)، ٣٨٥ق/٩٩٥م ذكر كرده
است، ولى به گفتة خود ابن بشران تاريخ ولادتش ٣٨٠ق/٩٩٠م بوده است
(ياقوت، همانجا؛ قفطى، انباء الرواة، ٣/٤٤).
ابن بشران براي حضور در درس بزرگان علم و ادب به واسط آمد و از استادانى
چون ابن جلاب و ابن دينار كاتب، شاگرد ابوعلى فارسى، سود جست و در درس
ابواسحاق رفاعى، شاگرد سيرافى شركت كرد و به گفتة خود، نزد وي «هزار ديوان
شعر» قرائت كرد و كتاب سيبويه را نزد ابن كردان خواند (سلفى، ٢١؛ ياقوت،
١٧/٢٢١؛ ذهبى، ١٨/٢٣٦). كسانى كه وي از آنان روايت حديث كرده است عبارتند
از: احمد بن عبيد بن بيري، ابوالفضل تميمى (همو، ١٨/٢٣٥؛ ابن عماد، ٣/٣١٠)،
ابوالحسين على بن محمد بن عبدالرحيم، ابوالقاسم على بن طلحه، ابوعبدالله
حسين بن حسن علوي (ابن جوزي، همانجا)، على بن حسن جاذري و احمد بن محمد
بن مردويه و ديگران (ابن نقطه، ٢٩٤؛ ابن قاضى، ٤٢).
ابن بشران چندان در نحو، لغت، ادب و حديث تبحر داشت كه از گوشه و كنار،
طالبان علم و دانش براي استفاده از محضرش به واسط سفر مىكردند. وي روايت
و درايت را در خود جمع كرده و داراي اخلاقى نيكو و بيانى شيوا بود. در ترويج
و اشاعة ادب و ديوانهاي شعر سهم بسزايى داشت (قفطى، محمدون، ١/٩١؛ ذهبى،
١٨/٢٣٦).
او از زمرة كسانى بود كه در نزد قاضيان واسط براي شهادت در محكمه از عدالت و
وثوق لازم برخوردار بودند (سلفى، ٢٢، ٤٤)، ولى از آنجا كه به آيين معتزليان
گرايش داشت، در انزوا مىزيست. دشمنانش از اين نكته سوء استفاده كرده نفرت
عموم را عليه وي برانگيخته بودند (فروخ، ٣/١٦١). از اين رو تنها بعضى از
طالبان علم به خانة او رفت و آمد مىكردند. اين مطلب را از ماجراي آخر عمر
او كه تمام كتابهايش از طرف قاضى شهر به بهانة حفظ و حراست ضبط شد، و نيز از
ابياتى كه بعد از شنيدن اين خبر سرود، مىتوان به خوبى درك كرد (ياقوت،
١٧/٢١٥)، لذا ابن بشران نتوانست شاگردان بسيار تربيت كند (سلفى، ٢١، ٢٢).
كسانى كه از وي روايت كردهاند عبارتند از: ابوالمجد بن جهور، ابوالفضل بن
جهور (همو، ٤٤، ٥٦). ابو عبدالله محمد بن ابى نصر حميدي، على بن محمد بن
جلابى، ابوعبدالله بن بنا، ابوالقاسم بن سمرقندي، ابوالفرج محمد بن
عبيدالله قاضى بصره (ذهبى، ١٨/٢٣٥- ٢٣٦)، ابونصر بن ماكولا (ابن قاضى، ٤٢) و
ديگران كه آخرين آنان فضلالله بن محمد عراقى است (قفطى، انباه الرواة،
٣/٤٥).
آثار: احتمال مىرود كه ابن بشران كتابى در شعر داشته كه شامل اشعار
استادش ابواسحاق رفاعى هم بوده است (سفلى، ٨٤). زركلى (٥/٣١٤) و كحاله
(٧/٢٦٧) به اشتباه وي را صاحب چندين كتاب مىدانند كه از آن جمله ديوانى
در اشعار عرب است. اين اشتباه از آنجا ناشى شده كه در لسان الميزان
«اَلْفَ ديوان½» به «اَلَفَ ديواناً» تبديل شده است (ابن حجر، ٥/٤٣؛ قس:
سلفى، ٢١). زركلى به نقل از ياقوت مىافزايد كه كتابهاي وي در اثر گذشت
زمان از بين رفته است، اما مقصود ياقوت (١٧/٢٢٣، ٢٢٤) ظاهراً كتابهاي
كتابخانة او بوده است كه قبل از مرگ آنها را وقف مدفن ابوبكر كرد. زركلى
(همانجا) كتاب فضائل بيت المقدس را هم به او نسبت مىدهد، حال آنكه اين
كتاب تأليف ابوبكر محمد بن احمد بن محمد واسطى مقدسى (د ٤١٠ق/ ١٠١٩م) است
(دارالكتب المصرية، ٨/١٩٦).
از مجموعة اشعار وي، كه معانى عاطفى و زاهدانه در آنها غلبه دارد، ١٠٧ بيت
به شرح زير در منابع موجود است: ٨ بيت با قافيه «ب» (٤ بيت در باخرزي،
١/٣٠٥؛ ٤ بيت در قفطى، المحمدون، ١/٩١)؛ ٣ بيت با قافية «ت» (ابن جوزي،
٨/٢٥٩ و ديگران)؛ ٣ بيت با قافية «ح» (ياقوت، ١٧/٢٢٢)؛ ١٢ بيت با قافية «حُ»
و «حِ» (٨ بيت در باخرزي، ١/٣٠٤؛ ٤ بيت در ياقوت، ١٧/٢١٧)؛ ٨ بيت با قافية
«دا» و «دِ» (همو، ١٧/٢١٩، ٢٢٣)؛ ٢٣ بيت با قافية «رِ» و «رُ» (٧ بيت در باخرزي،
١/٣٠٥؛ ١١ بيت در ابن جوزي، ٨/٢٥٩، ٢٦٠؛ ٥ بيت در ياقوت، ١٧/٢١٨، ٢١٩)؛ ٣ بيت
با قافية «س» (ابن جوزي، ٨/٢٥٩، ٢٦٠؛ ياقوت، ١٧/٢١٨)؛ ١٤ بيت با قافية «ضا»
(همو، ١٧/٢١٦، ٢١٧، ٢١٩)؛ ١٤ بيت با قافية «عُ» و «عِ» (٢ بيت در ابن تغري
بردي، ٥/٨٥؛ ٢ بيت در باخرزي، ١/٣٢٥)؛ ٣ بيت با قافية «ف» (ياقوت، ١٧/٢٢٤)؛ ٥
بيت با قافية «قا» و «قى» (همو، ١٧/٢١٥، ٢٢٢، ٢٢٣)؛ ٥ بيت با قافية «كا» (همو،
١٧/٢٢٠، ٢٢١)؛ ٤ بيت با قافية «لا» (باخرزي، ١/٣٢٤)؛ ٥ بيت با قافية «م» (همو،
١/٣٢٤، ٣٢٥)؛ ٧ بيت با قافية «هِ» و «هُ» (ياقوت، ١٧/٢١٦، ٢١٧). غالب اين
اشعار را منابع ديگر نيز نقل كردهاند.
مآخذ: ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، المنتظم، حيدرآباد
دكن، ١٣٥٩ق/١٩٤٠م؛ ابن حجر، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-
١٣٣١ق؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق/١٩٣١م؛ ابن قاضى
شهبه، ابوبكر، طبقات النحاة و اللغويين، به كوشش محسن عياض، نجف،
١٩٧٣-١٩٧٤م؛ ابن نقطه، محمد، الاستدراك، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛
باخرزي، ابوالحسن، دمية القصر، به كوشش سامى مكى العانى، بغداد، ١٣٩١ق/
١٩٧١م؛ دارالكتب المصرية، فهرس الكتب العربية التى وردت للدار ١٩٣٠-١٩٣٧،
قاهره، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ذهبى، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب
الارنووط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛ زركلى، خيرالدين،
الاعلام، بيروت، ١٩٨٦م؛ سلفى، حمد، سؤالات الحافظ السلفى، به كوشش مطاع
طرابيشى، دمشق، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش
هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
دارالعلم للملايين؛ قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ همو، المحمدون من الشعراء، به كوشش محمد
عبدالستارخان، حيدرآباد دكن، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين،
بيروت، ١٩٥٧م؛ ياقوت، ادبا. احمد بادكوبة هزاوه (رب) ٢٦/٧/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٣٠/٧/٧٦