دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥٨
| ابن حاج، ابوالبرکات جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٥٨ |
اِبْنِ حاج، ابوالبركات محمد بن محمد بن ابراهيم بن محمد بن خلف سلمى
بلفيقى (٦٨٠ -٧٧٠ق/١٢٨١- ١٣٦٩م)، محدث، فقيه مالكى، مقري، قاضى، شاعر و
مورخ اندلسى. برخى از مآخذ تولد او را در ٦٦٤ق و فوتش را به تفاوت در ٧٧١،
٧٧٣، ٧٧٤ق نيز آوردهاند (ابن حجر، ٥/٤١٦- ٤١٨؛ نباهى، ١٦٦؛ ابن قاضى، ٢٩٥).
نسبت سلمى به قبيلة عرب سليم و نسبت بلفيقى به بلفيق١ (قلعهاي در
نزديكى المريه٢) است.
نسبت او را به عباس بن مرداس از اصحاب پيامبر اكرم(ص) مىرسانند (نباهى،
١٦٤). وي در المريه ديده به جهان گشود و نخست در زادگاهش به تحصيل پرداخت
(ابن فرحون، ٢/٢٦٩). پس از آن به بجايه رفت و در آنجا از ابوعلى منصور بن
احمد بن عبدالحق مشدالى دانش آموخت، سپس به مراكش رفت و مدتى در سبته
اقامت گزيد (نباهى، همانجا). ابن حاج در اقراء و قضا و خطابت شهرت يافت و در
شلش (٧١٠ق) و نيز در مربله و اسطبونه به برخى مناصب نايل شد (ابن قاضى،
٢٩٢). وي بعد از مدتى به اندلس بازگشت و در مالقه٣ مقيم شد و به اقراء
پرداخت و در همانجا بود كه از ابوعبدالله محمد بن احمد طنجانى استماع كرد
(نباهى، ابن قاضى، همانجاها). او در ٧٣٢ق در المريه بوده (ابن قاضى، ٢٩٤) و
در ٧٣٥ق/١٣٣٥م، پس از درگذشت ابوعمرو بن منظور به جاي وي در مالقه به قضا
پرداخت. سپس مدتى در غرناطه عهدهدار قضا و خطابت گرديد، ولى از منصب قضاي
غرناطه دست كشيد (احتمالاً عزل شد) و پس از مدتى اقامت در آنجا به المريه
فرستاده شد. پس از چندي مجدداً به قضاي غرناطه منصوب شد و در اين مدت به
عنوان سفير بين حكمرانان نيز عمل مىكرد (نباهى، ١٦٥). ابن قاضى مكناسى (ص
٢٩٢) از يك سفر ديگر وي به مغرب پس از ٧١٠ق ياد كرده كه در آن ابن حاج
وارد فاس شده و از مشايخ آنجا استماع كرده است. وي متذكر شده است كه ابن
حاج در بازگشت از اين سفر به المريه رفته و در آنجا مجلس اقراء ترتيب داده
و مدتى نيز قضاي برجه و دلايه را بر عهده گرفته است (قس: ابن جزري،
٢/٢٣٥؛ مقري، نفح، ٨/٣٥). وي در پايان عمر سمت قضا و خطابة المريه را داشت و
در همانجا وفات يافت (نباهى، ١٦٦).
در ميان مشايخ ابن حاج در علوم مختلف مىتوان از ابوالحسن بن ابى العيش،
ابوعبدالله بن خميس جحدري شاعر، ابوجعفر بن زبير، ابوعبدالله بن رشيد،
ابوعبدالله بن رافع و جز آنان ياد كرد (ابن فرحون، ٢/٢٧٠-٢٧١؛ ابن جزري،
٢/٣٤٥؛ ابن حجر، همانجا). ابن خطيب ( الكتيبة، ١٢٧، الاحاطة، ٢/٤١٨، ٤٢٤) اديب
برجستة اندلسى و ابن خلدون (ص ٦٣) مورخ بزرگ، ابن حاج را استاد خود معرفى
كرده، او را از بزرگترين محدثان و فقيهان و اديبان دانسته، به شاگردي وي
افتخار كردهاند (براي اطلاع از ديگر شاگردان و راويان او نك: ابن جزري،
٢/٢٣٥، مقري، ازهار، ١/١٨٨، ٢/٩، ١٥؛ همو، نفح، ٥/٣٤٨، ١٠/٧، ٢٠٣). قطعاتى از
اشعار او در برخى منابع نقل شده است (ابن خطيب، الكتيبة، ١٢٨-١٣٤؛ نباهى،
١٦٦-١٦٧؛ ابن حجر، ٥/٤١٨؛ ابن قاضى، ٢٩٢- ٢٩٥؛ مقري، نفح، ٨/٢٩-٣١).
ژيبرت در مقالهاي جامع شخصيت او را به خصوص از نظر ادبى مورد بررسى قرار
داده و فهرستى از آثار وي به دست داده است (ص .(٤٢٢-٤٢٤ چند عنوان از آثار
ابن حاج عبارتند از: الافصاح فيمن عرف فى الاندلس بالصلاح؛ تاريخ المرية
كه آن را به پايان نرسانده و در حاجى خليفه (١/٣٠٣) به خطا تاريخ مرسيه
ضبط شده است؛ تأليف فى اسماء الكتب و التعريف بمؤلفها على حروف المعجم؛
ديوان شعر با عنوان العذب و الاجاج من كلام ابى البركات بن الحاج
المؤتمن على انباء ابناء الزمن (ابن فرحون، ٢٧٢). (در مورد ديگر آثار منسوب
به وي نك: همانجا؛ حاجى خليفه، جم؛ بغدادي، ٢/١٦٥؛ فرخ، ٦/٤٩٩؛ ژيبرت،
همانجا).
مآخذ: ابن جزري، محمد، غاية النهاية فى طبقات القراء، به كوشش برگشترسر،
بيروت، ١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ ابن حجر، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/
١٩٦٦م؛ ابن خطيب، محمد، الكتيبة الكامنة، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٦٣م؛ همو، الاحاطة فى اخبار غرناطة، به كوشش عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٤ق/
١٩٧٤م؛ ابن خلدون، التعريف، بيروت، ١٩٧٩م؛ ابن فرحون، ابراهيم بن على،
الديباج المذهب فى معرفة اعيان علماء المذهب، به كوشش ابوالنور، قاهره،
١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛ ابن قاضى مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس فى ذكر من حل من
اعلام مدينة فاس، رباط، ١٩٧٣م؛ بغدادي، هدية؛ حاجى خليفه، كشف؛ فروخ، عمر،
تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٣م؛ مقري، احمد، ازهار الرياض، به كوشش
ابياري و ديگران، قاهره، ١٣٥٨ق/١٩٣٩م؛ همو، نفح الطيب، به كوشش محمد
بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ نباهى مالقى، ابوالحسن، تاريخ قضاة الاندلس،
به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛ نيز:
Gibert,Soledad, X Abu-l-Barak ? t al-Balafiq / Qadi,Historia d or y Poeta n ,
Al-Andalus, XXVIII.
سعيدالله قره بگلو (رب) ٢٠/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٠/٣/٧٧