دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٢
| ابن برذعی جلد: ٣ شماره مقاله:٩٥٢ |
اِبْنِبَرْذَعى، ابوعبدالله محمدبنيحيىبنهشام انصاريخزرجى، نحوي اندلسى
(ح ٥٧٥ -٦٤٦ق/١١٧٩- ١٢٤٨م)، مشهور به ابن هشام خضراوي (منسوب به جزيرة
خضرا). وي منسوب به برذعه (مركز قديم اران) است كه بردعه نيز خوانده
مىشود و به همين جهت برخى وي را ابن بردعى خواندهاند (قس: سمعانى،
٢/١٤٦؛ ذهبى، ١/٦٥). ابن برذعى نخست حديث و قرائت را نزد پدر و ديگران
آموخت و سپس صرف و نحو عربى را نزد نحويان بزرگ اندلس به ويژه ابن خروف
(٥٢٤ - ٦٠٩ق/١١٣٠-١٢١٢م) فرا گرفت و در كار تأليف و تدريس نيز به صرف و نحو
همت گماشت و سرآمد معاصران گرديد. چنانكه ابن ابار (٥٩٥ - ٦٥٨ق/١١٩٩-١٢٦٠م)
در حق او گويد: ابوعلى عمربن محمد شلوبين (٦٥٢ - ٦٤٥ق/١١٦٧-١٢٤٧م) - كه ابن
برذعى نزد او چندي نحو مىآموختهاست - در مقام رياست مسلم علوم عربيت در
اندلس، دانش وي را مىستود و به نقش وي در پى ريزي مبانى دستور زبان
عربى اذعان داشت (٢/٦٦٠). برخى از نويسندگان مرجع ضمير را در سخن
ابنابار،درست درنيافته،ابوعلىشلوبين را شاگردابنبرذعىپنداشتهاند (قس:
سيوطى، ١/٢٦٧). ابن برذعى با بزرگان علم و ادب آن روزگار، از جمله اصحاب
محيىالدين ابن عربى (٥٦٠ - ٦٣٨ق/ ١١٦٥-١٢٤٠م) معاشر بود و از بيشتر آنان
«اجازه» يافت (ابن ابار، همانجا). وي با ابن عصفور (ابوالحسن على بن مؤمن،
٥٩٧ - ٦٦٩ق/١٢٠١-١٢٧١م) معاصر بود و كتاب پرآوازة او - الممتع در علم صرف -
را سخت مورد انتقاد قرار داد و النقض على الممتع را در رد آن نوشت (سيوطى،
همانجا). بغدادي نام اين كتاب را التنقيد على الممتع ذكر كرده است ( هدية،
١/١٢٤).
ديگر آثار او كه همگى كتب و رسايل درسى و آموزشى هستند، عبارتند:
١. الافصاح بفوائد الايضاح (سيوطى، همانجا). كه شرحى است بر ايضاح ابوعلى
فارسى (٢٨٨-٣٧٧ق/٩٠١-٩٨٧م). يك نسخه از اين كتاب با عنوان الافصاح شرح
الايضاح در دارالكتب المصرية نگهداري مىشود (سيد، ١/٣٧٨). بروكلمان نيز از
وجود نسخة ديگر اين كتاب با عنوان الافصاح عن كتاب الايضاح در قاهره ياد
كرده است (٢/١٩٢).
٢. الاقتراحفىتلخيصالايضاحوتتبعهبالشرحوالتتميموالاصلاح (ابن ابار،
همانجا)، سيوطى ظاهراً از عنوان اين كتاب چنين برداشت كرده است كه مؤلف
ابتدا كتاب الاقتراح را تأليف و سپس آن را شرح كرده است (١/٢٦٧).
٣. فصل المقال فى أبنية الا´فعال (صفدي، ٥/٢٠٢؛ ابن قاضى شهبه، ٢٧٩). ابن
ابار نام اين كتاب را فصل المقال فى تلخيص أبنية الا´فعال آورده است
(٢/٦٦٠).
٤. غرّة الاصباح فى شرح أبيات الايضاح (همانجا)، برخى نام اين كتاب را غرر
الاصباح و برخى ديگر غرر الصباح آوردهاند (سيوطى، همانجا؛ بغدادي، هديه،
٢/١٢٤).
٥. النخب، مجموعة مسائل مختلف (ابن ابار، همانجا) كه چندين مجلد بوده است
(صفدي، ٥/٢٠٢؛ ابن قاضى شهبه، ٢٧٩) صفدي (همانجا) و سيوطى (١/٢٦٧) نام اين
تاب را المسائل النخب آوردهاند.
٦. شرح الفيّة ابن معط½ (بغدادي، ايضاح، ١/١٢٠)، كه شرحى است بر الفية مشهور
ابوالحسين يحيى بن عبدالمعطى (٥٦٤ - ٦٢٨ق/ ١١٦٩-١٢٣١م).
در منابع موجود سخنى از همسر و فرزندان ابن برذعى به ميان نيامده است، و
بعيد نيست كه مانند استادش ابن خروف نحوي (ياقوت، ١٥/٧٦) همة عمر را مجرد
زيسته باشد. وي در سالهاي آخر عمر به تونس مهاجرت كرد و در آنجا مصاحبت ابن
ابار قضاعى را - كه در تنهايى و انزوا به سر مىبرد - اختيار كرد و سرانجام در
همان شهر بدرود حيات گفت و بدون تشريفات در مصلاي بيرون شهر به خاك سپرده
شد. ابن ابار را، با توجه به اجازات لفظى و كتبى متعددي كه از ابن برذعى
دريافت كرده است (ابن ابار، ٢/٦٦١)، بايد وارث علم او دانست، و قاعدتاً دور
نيست كه دستنوشتهها و كتابهايش را پيش از وفات به او سپرده باشد، و شايد
همان پايان رقتانگيز زندگانى ابن ابار (نك: ه د) و سوزانيدن كتابهاي او بر
روي جسدش موجب از ميان رفتن عمدة آثار ابن برذعى بوده باشد.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره،
١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ ابن قاضى شهبه، احمد، طبقات النحاة و اللغويين، به كوشش
محسن عياض، نجف، ١٩٧٤م؛ بروكلمان، كارل، تاريخ الادب العربى، ترجمة
عبدالحليم النجار، قاهره، دارالمعارف؛ بغدادي، اسماعيل، هدية العارفين،
استانبول، ١٩٥٥م؛ همو، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥م؛ ذهبى، محمد،
المشتبه فى الرجال اسمائهم و انسابهم، به كوشش على محمد بجاوي، بيروت،
١٩٦٢م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان يحيى المعلمى
اليمانى، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛ سيد، فؤاد، فهرست المخطوطات المصورة،
قاهره، ١٩٥٤م؛ سيوطى، عبدالرحمان، بغية الوعاة به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س.
ددرينگ، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٧٠م؛ ياقوت، ادبا. محمدعلى لسانى فشاركى تايپ و ن
* ١ * (رب) ١٤/٧/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٧/٧٦