دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٧٨
| ابن زيات، ابو حجاج جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٧٨ |
اِبْنِ زَيّات، ابوحجّاج (يا ابويعقوب) يوسف بن يحيى بن عيسى
ابنعبدالرحمانتادلى (د ٦٢٧ يا ٦٢٨ق/١٢٣٠ يا ١٣٣١م)، اديب، لغوي، فقيه و
قاضى مالكى مراكشى. ابن زيات اهل تادلا يا تادله، شهري در جبال بربر،
نزديك تلمسان و فاس (ياقوت، ١/٨١٠) بود. فيروزآبادي (ص ٢٩٤) و سيوطى (ص
٤٢٥) او را در نحو و لغت و ادب امام خواندهاند. وي به حضور ابوالعباس احمد
سبتى (٥٢٤ -٦٠١ق/١١٣٠- ١٢٠٤م) پير و ولى مراكشى رسيد و ابن حوط الله و
سلالقى را نيز ملاقات كرد. ابن زيات، هنگامى كه در شهر رگراگه (رجراجه يا
چنانكه بابا تنبكتى آورده: دقداق) قاضى بود، درگذشت (بابا تنبكتى، ٣٥٢).
فيروزآبادي و سيوطى درگذشت او را پس از ٥٤٠ق/١١٤٥م نوشتهاند (همانجاها)، اما
او خود از رجالى ياد كرده است كه در ٦١٦ق/١٢١٩م درگذشتهاند (ابن زيات،
٤٦٩). حاجى خليفه (٢/١٧٩٠) و بغدادي ( هديه،٥٥٢) نيز سال وفات او را پس از
٥٤٠ ق نوشتهاند ولى بغدادي در جاي ديگر سال ٦٣٠ق/١٢٣٣م را ياد كرده است (
ايضاح،٢٩٢). گفتهاند كه جنازة او را به مراكش بردند و در قبة سيدي محمد
فرّان و سيدي محمد بربوشى در بيرون شهر و نزديك دروازة خميس به خاك سپردند.
از كتاب التشوّف الى رجال التصوّف او برمىآيد كه او خود در زمرة صوفيان
بوده و گاه مطالبى را از زبان مريدان نقل كرده است (مثلاً در ص ٢٢٢). ابن
زيات در ادب، تأليفى به نام نهاية المقامات فى دراية المقامات در شرح
مقامات حريري داشته است كه آن را بهترين شرحها (فيروزآبادي، سيوطى،
همانجاها) و «شرحى نبيل» (بابا تنبكتى، همانجا) گفتهاند، اما اكنون از آن
اطلاع نداريم. اثر موجود ابن زيات همان التشوف الى رجال التصوف است. در
اين كتاب كه تأليف آن را در شعبان ٦١٧ آغاز كرده (ص ١٣) و در روز جمعه ١٢
ذيقعدة همان سال به پايان رسانيده (ص ٤٧٨) احوال صالحينى را آورده است
كه مقيم مراكش بوده، يا به گونهاي با آن پيوند داشتهاند (ص ٣). ابن
زيات در مقدمة كتاب مىنويسد كه از اخبار و آثار اولياءالله در مغرب كسى
چيزي نمىداند، چنانكه شخص بىاطلاع گمان مىبرد كه در مغرب ولى و وتدي
نيست. وي مىنويسد كه آنچه در اين كتاب ياد كرده است، يا شنيدههاي اوست
و يا مطالبى است كه اسنادي در مورد آنها داشته است و در هر حال بر
صحيحترين آنها اعتماد كرده است (ص ٤).
التشوف مأخذ مصنفّين پس از ابن زيات قرار گرفته است: از آن جمله ابن ابى
زرع (ص ٣٦، ١٧٠)، ابن مريم (ص ٣٣، ١٠٨، ١١١)، ناصري (٢/٧٤، ٢٦٢-٢٦٣)،
عبدالحق بادسى مؤلف المقصد، احمد تادلى مؤلف المغري، ابن عسكر مؤلف دوحة
الناشر، محمد كتانى مؤلف سلوة الانفاس و ابن موقت مؤلف السعادة الابدية از
اين كتاب نقل كردهاند (فور١، «ب»). التشوف مشتمل بر گزارش احوالشماري از
افاضل علما و فقها و عباد و زهّاد و پارسايان (وَرِعين) و جز آنان است. مؤلف
عقيده دارد كه همة اين اشخاص را مىتوان صوفى خواند. او صوفى را در اصل
منسوب به صوفه، قومى از عرب، مىداند و مىنويسد كه متصوف كسى است كه خود
را در زي صوفيان درآورد (ص ٤). ابن زيات در اين كتاب به ايراد اخبار رجال
تصوف بسنده كرده و از علوم تصوف چيزي نياورده است، زيرا احياء علومالدين
ابوحامد محمد غزالى آن علوم را كاملاً بيان كرده است. او با بيان عباراتى
دربارة غزالى ارادت خويش را به مقام معنوي وي نشان مىدهد (ص ٦ -٧). ابن
زيات پيش از تحرير تراجم اوليا كه بخش اصلى تشوف است، مدخلى در ٧ باب: ١.
در صفت اوليا؛ ٢. در حفظ قلوب آنان و ترك منكرات؛ ٣. در دوستى آنان؛ ٤. در
ديدار و همنشينى آنان؛ ٥. در حُسن ثنا و قبول آنان بر روي زمين؛ ٦. در
اثبات احوال آنان؛ ٧. در اثبات كرامات آنان آورده و فصولى نيز بر اين
مدخل افزوده است (ص ١٧-٦٠). او «تراجم اوليا» را تبّركاً با نام كسانى كه
محمد نام داشتهاند، آغاز كرده و با همين نام به پايان رسانده است (ص ٦١).
در اين كتاب گزارش احوال و كرامات ٢٧٧ تن از مردان و زنان آمده است و
چنانكه در مقدمه ياد شده، مؤلف به ذكر احوال زندگان نپرداخته است (ص ١٣).
مَقّري تلمسانى (١٠/١٢٨-١٤٠) در شرح احوال ابوالعباس احمد ابن جعفر سَبْتى
خزرجى كه از او نام برديم، مكرر از ابن زيات نقل قول كرده و يكبار به
كتاب التشوف او اشارة صريح كرده است (همو، ١٠/١٣٤)، اما در نسخة چاپى التشوف
شرح احوال ابوالعباس سَبْتى نيامده و ابن زيات به مناسبتى يكبار از او
نام برده است (ص ٤١٧). با اينهمه در پايان چند نسخة خطى اين كتاب، چنانكه
آدولف فور در مقدمة التشوف (ص «ج، د») ياد كرده، شرح احوال ابوالعباس سبتى
نيز وارد شده است. ابن زيات در اين كتاب به ذكر كرامات صاحبان ترجمهها
پرداخته و از راه رفتن آنان بر روي آب (ص ٩٨، ١٩٢، ٣٢٥، ٣٦٥)، پريدن در هوا
(ص ٢٥٢) و سخن گفتن مردگان در گور (ص ٢٨٧) سخن گفته است. كتاب التشّوف
الى رجال التصوف در ١٩٥٨م در رباط از طرف معهد العليا المغربيّه به كوشش
آدولف فور چاپ شده است. از ديگر تأليفات ابن زيات مناقب ابوالعباس سبتى
است كه قاضى عباس ابن ابراهيم آن را در جلد دوم (ص ٦٥ -٢٤٠) اِعلام
بِمَن حَلّ مَرّاكُش و اَغمات مِنَ الاَعلام كه در ١٩٣٦م در فاس به چاپ
رسيده، نقل كرده است.
مآخذ: ابن ابى زرع، على، الانيس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ ابن زيات، يوسف،
التشوف الى رجال التصوف، به كوشش آدولف فور، رباط، ١٩٥٨م؛ ابن مريم،
محمد، البستان، به كوشش محمد بن ابى شنب، الجزاير، ١٣٢٦ق/١٩٠٨م؛
باباتنبكتى، احمد، «ذيل الابتهاج» در حاشية الديباج المذهب ابن فرحون،
قاهره، ١٣٥١ق؛ بغدادي، ايضاح؛ همو، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ سيوطى، بغية
الوعاة، قاهره، ١٣٢٦ق؛ فور، آدولف، مقدمه بر التشوف (نك: ابن زيات در همين
مآخذ)؛ فيروزآبادي، محمد، البُلغة، به كوشش محمد مصري، دمشق، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛
مقري تلمسانى، احمد، نفح الطيب، به كوشش يوسف الشيخ محمد بقاعى، بيروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ناصري، احمد، الاستقصا، به كوشش جعفر و محمد ناصري، دارالبيضاء،
١٩٥٤م؛ ياقوت، بلدان.
محمدآصف فكرت
تايپ مجدد و ن * ١ * زا ن * ٢ * زا