دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٣٦
| ابن سميفع جلد: ٣ شماره مقاله:١٣٣٦ |
اِبْنِ سَمَيفَع، ابوعبدالله محمد بن عبدالرحمان، قاري يمن در سدة ٢ق/٨م.
در مورد سميفع، جد وي چيزي دانسته نيست، ولى اين نام كه ضبط ديگر آن
«سُمَيفِع» است (نك: فيروزآبادي، ٣/٤١)، يكى از نامهاي متداول در يمن قديم
بوده است، مثلاً سميفع اشوع از ملوك يمن پيش از اسلام و سميفع بن ناكور
از صحابة پيامبر(ص) (همو، ٣/٤١- ٤٢؛ ابن اثير، ٢/٣٥٧؛ عبدالقادر بافقيه، ١٥٧ به
بعد). از زندگى او اطلاعات پراكندهاي در دست است. ابن نديم (ص ٣٤) اصل او
را از يمن شمرده و متذكر شده كه وي در اواخر عمر در بصره سكنى گزيده است.
طاووس بن كيسان يمانى شاگرد ابن عباس (د ١٠٦ق) شيخ وي در قرائت شمرده
مىشود (ابن جزري، غاية، ٢/١٦٢، به نقل از ابوالعلاء همدانى). تنها راوي
شناختة وي نيز اسماعيل بن مسلم مكى (د ح ١٦٠ق) است كه در عين حال از
ابن كثير (د ١٢٠ق) قاري مكه روايت كرده است (نك: ذهبى، ٣/٥٧٥؛ ابن حجر،
٥/١٩٣؛ ابن جزري، همان، ١/١٦٩، ٢/١٦٢). عبدالرحمان اعرج (د ١١٧ق) نيز زمانى
ابن سميفع را ديده كه به عنوان يك قاري مطرح بوده است. نظر به اطلاعات
داده شده و با توجه به اين سخن ابوالعلاء همدانى كه ابن سميفع برنافع (د
١٦٩ق) قاري مدينه تقدم زمانى داشته (ابن جزري، همان، ٢/١٦٢)، مىتوان
تصور كرد كه ابن سميفع در نيمة اول سدة ٢ق/٨م درگذشته است. گزارش سبط خياط
كه وفات وي را در ٩٠ق در زمان خلافت وليد بن عبدالملك دانسته (ذهبى،
همانجا) با اطلاعات پيشين سازگاري ندارد.
اندك بودن اطلاعات در مورد زندگى او موجب شده تا در مورد مشايخ وي اقوال
غريبى پيدا شود. چنانكه نه تنها در برخى منابع، نافع از مشايخ او شمرده
شده (نك: ابن جزري، همانجا)، بلكه حتى بعضى ابوحَيوَة شُرَيح بن يزيد (د
٢٠٣ق) را نيز شيخ او دانستهاند (نك: ذهبى، همانجا). ابن سميفع صاحب قرائتى
مستقل بود كه مقبوليت نيافت و در رديف قرائات شاذ قرار گرفت (نك: ابن
نديم، ٣٤؛ ابن جزري، همانجا). در مورد اينكه آيا قرائت وي در زمان حياتش در
يمن مورد توجه بوده يا خير، چيزي نمىدانيم، ولى شاگرد او اسماعيل بن
مسلم، يمنى نبود و گزارش مقدسى (ص ٩٧) در اواخر سدة ٤ق/١٠م درباره قرائات
رايج در يمن هيچ اثري از قرائت ابن سميفع را نشان نمىدهد. با اينهمه
مقريانى چون ابن خالويه، ابوعمرو دانى، سبط خياط، ابومعشر طبري و معدّل
قرائت او را مىشناخته و روايت مىكردهاند (نك: ابن جزري، همان، ٢/١٦١-١٦٢؛
ابن حجر، ذهبى، همانجاها؛ ابن خالويه، جم؛ پرتسل، و ابوالعلاء همدانى تأليفى
مستقل در ضبط قرائت او و توجيه آن با آوردن شواهد و نظائر داشته است (ابن
جزري، همان، ٢/١٦٢). مهمترين منبعى كه مىتوان قرائت ابن سميفع را در آن
يافت كتاب روضة الحفّاظ معدّل است كه نسخ خطى آن در كتابخانة نور عثمانية
استانبول و در اسكندريه وجود دارد (پرتسل، .(٤٣-٤٤ همچنين موارد پراكندهاي از
آن در مختصر ابن خالويه (ص ٦٤، جم)، البحر المحيط ابوحيان اندلسى (١٢٠، جم)،
الجامع لاحكام القرآن قرطبى (١٥/٣٢١، جم) و روح المعانى آلوسى (١/٨٢، جم)
ديده مىشود. برجستهترين عامل شذوذ قرائت ابن سميفع كه مورد تأكيد مقريان
مختلف قرار گرفته، ضعف سند آن است (نك: ابن جزري، همانجا؛ همو، النشر،
١/١٦). از ظاهر عبارت منقول از ابوعمرودانى همچنين برمىآيد كه قرائت ابن
سميفع موقوف بوده و اتصال آن به پيامبر(ص) روشن نشده است (نك: ابن حجر،
٥/١٩٣؛ قس: ذهبى، ٣/٥٧٥)، ولى چنانكه ذكر شد ابوالعلاء قرائت او را طبق برخى
اقوال مأخوذ از طاووس و قرائت اين يك را مأخوذ از ابن عباس مىداند (نك:
ابن جزري، غاية، همانجا). بجز مشكل سند، قرائت ابن سميفع عامل ديگر شذوذ،
يعنى مخالفت با عربيت، را نيز در مواردي داراست. قرائت «كأسوتهم» به جاي
«كِسوتهم» (مائده /٥/٨٩)، «الا´َمّى» به جاي «الاُمّى» (اعراف /٧/١٥٧) و
«فَعَلَّهُ» به جاي «فَعَلَه» (انبياء /٢١/٦٣) از موارد ناسازگاري قرائت وي
با نحو و لغت مشهور عربى است (براي اين سه مورد و موارد متعدد ديگر، نك: ابن
خالويه، ٣٤، ٤٦، ٩٢، جم). مواردي نيز در قرائت او يافت مىشود كه با لهجة
يمنى موافقت دارد، از جمله ابن سميفع در آية الانبياء (٢١/٩٨) «حَصَبُ» را
«حَضَب» قرائت كرده (نك: ابن خالويه، ٩٣) كه لغويين آن را لغت اهل يمن
دانستهاند (جوهري، ١/١١٣؛ طبري، ١٧/٧٤)، ولى بايد توجه داشت كه اين قرائت
در برخى روايات به ابن عباس نيز نسبت داده شده است (نك: طبري، ابن
خالويه، همانجاها).
با توجه به آنچه كه ذكر شد، مشكل بتوان درك كرد چرا عبدالرحمان اعرج، ابن
سميفع را از فصيحترين مردم عرب شمرده است (ابن جزري، همانجا). مخالفت با
رسمالخط مصحف، عامل ديگري كه مىتواند موجب شذوذ يك قرائت باشد، به طور
بارز در قرائت او ديده نمىشود. علاوه بر آنچه ذكر شد، گاه عدول ابن سميفع
از قرائت مشهور باعث شده تا تركيب نحوي جمله و در نتيجه مفهوم آن تغيير
اساسى كند، به عنوان مثال او در سورة رعد (١٣/٤٣) عبارت «... و مَن عِندَه
عِلمُ الكتابِ» را به صورت «... و مِن عندِه عُلِمَ الكتابُ» خوانده است
(ابن خالويه، ٦٧). شايد وجود همين قبيل نكات در قرائت او، ابن جزري را بر
آن داشته است كه بگويد حتى اگر ضعف سندي قرائت او ناديده گرفته شود،
عدول وي از قرائات مشهور را نمىتوان ناديده گرفت (ابن جزري، همانجا).
مآخذ: آلوسى، محمود، روح المعانى، قاهره، ادارة الطباعة المنيرية؛ ابن اثير،
على، اسد الغابة، قاهره، ١٢٨٥ق؛ ابن جزري، محمد، غايةالنهاية، به كوشش گ.
برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، النشر، به كوشش على محمد ضباع، قاهره،
كتابخانة مصطفى محمد؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن،
١٣٢٩- ١٣٣١ق؛ ابن خالويه، حسين، المختصر فى شواذ القرآن، به كوشش گ.
برگشتر سر، قاهره، ١٩٣٤م؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابوحيان اندلسى، محمد، البحر
المحيط، قاهره، ١٣٢٩ق؛ جوهري، اسماعيل، الصحاح، به كوشش احمد عبدالغفور
عطار، قاهره، ١٣٧٦ق/١٩٥٦م؛ ذهبى، محمد، ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد
بجاوي، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ طبري، تفسير؛ عبدالقادر بافقيه، محمد، تاريخ
اليمن القديم، بيروت، ١٩٨٥م؛ فيروزآبادي، محمد، القاموس المحيط، قاهره،
١٣٣٠ق؛ قرآن مجيد؛ قرطبى، محمد، الجامع لاحكام القرآن، قاهره،
١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش م. ي. دخويه، ليدن،
١٩٠٦م؛ نيز:
, O., X Die Wissenschaft der Koranlesung n , Islamica, VI, ١٩٣٤.
احمد پاكتچى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا