دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٦٢
| ابن خلاد رامهرمزی جلد: ٣ شماره مقاله:١١٦٢ |
اِبْنِ خَلاّدِ رامُهُرْمُزي، ابومحمد حسن بن عبدالرحمان (د ٣٥٨ق/٩٦٩م)،
قاضى، محدث و اديب ايرانى، كه او را خلادي نيز گفتهاند(ياقوت، ٩/٦). در
رامهرمزخوزستانمىزيستهاست(سمعانى، ٦/٤٧)، او را محدث عجم نيز خواندهاند
(ذهبى، سير، ١٦/٧٣). عجاج خطيب در مقدمة المُحدَّث الفاصل (ص ١١) با توجه
به روزگار زندگانى شيوخ ابن خَلاّد، تولد او را در حدود ٢٦٥ق/٨٧٩م دانسته
است. وي از پدر خويش و گروهى ديگر چون محمد حضرمى، ابوحصين وادعى و محمد
بن عثمان بن ابى شيبه استماع كرد. برخى از مشايخ او را ذهبى ( تذكرة
الحفاظ، ٣/٩٠٦، سير، ١٦/٧٣) نام برده، اما ذكر بيشتر آنان در كتابهاي خود ابن
خلاد ( امثال الحديث، المحدّث الفاصل، جم) آمده است. ذهبى ( تذكرة الحفاظ،
همانجا) اولين استماع ابن خلاد را در ٢٩٠ق/٩٠٣م دانسته است، اما با توجه
به آنچه در بالا ذكر شد، خيلى پيشتر از اين تاريخ استماع حديث كرده است.
ابن خلاد پيش از ٢٩٠ق آهنگ سفر كرد و از گروهى از محدثان شيراز حديث شنيد و
نوشت (سمعانى، ٦/٤٧). وي در خوزستان منصب قضا يافت (همانجا) و با وزيران و
رئيسان مراوده داشت؛ به خصوص با ابن عميد (ه م) رابطة نزديك داشت و با او
مكاتبه مىكرد. ثعالبى افزون بر آنكه در شرحزندگى ابنخلاد مقداريازاشعار او
را مىآورد(٣/٤٢٢)، ضمن گزارش احوال ابن عميد نيز به تفصيل از ارسال هداياي
ابن خلاد به وي و مبادلة نامههاي منظوم ميان آن دو ياد كرده و قطعاتى از
آن منظومهها را آورده است (٣/١٦٦-١٧١). وجود چنين ارتباط نزديكى بين ابن
خلاد و شخصيت عالى مقام و فاضلى چون ابن عميد و لحن احترام آميز ابن عميد
در نامهها و اشعاري كه خطاب به ابن خلاد نوشته و سروده است، فضل و مقام
والاي ابن خلاد را مىرساند.
ابن عميد، ظاهراً هنگامى كه بيمار بوده در نامهاي به ابن خلاد، همنشينى او
را درمان و ديدار او را داروي درد خويش خوانده و وي را نزد خود دعوت كرده
است. ابن خلاد نيز در نامهاي كه از محضر ابن عميد به منزل خويش نوشته، او
و مجلس او را ستوده است (ياقوت، ٩/١٠-١٢، ١٤- ١٥).
ابن خلاد با حسن بن محمد مهلبى نيز رابطة نزديك داشت و چون مهلبى به
وزارت معزالدولة ديلمى رسيد، در تهنيت او اشعاري نوشت. مهلبى در نامهاي كه
در پاسخ ابن خلاد نگاشته نثر و نظم او را ستوده است (ياقوت، ٩/٦ -١٠). ابن
خلاد از اقران قاضى ابوالقاسم على بن محمد تنوخى بود و ابوشجاع عضدالدوله
فنا خسرو را مدح گفت (ياقوت، ٩/٦). امين (٥/١٣٢) تأليف كتاب الريحانتين و
ارتباط نزديك ابن خلاد با ابن عميد و مهلّبى و مدح عضدالدوله را از قرائن
تشيع او مىشمارد. تحرير كلمة عليهم السلام، پس از نام على بن حسن بن
على(ع) در المحدث الفاصل (ص ١٦٢) را نيز مىتوان بر اين قراين افزود.
ابن نديم (ص ١٧٢) خوبى و ملاحت تأليفات ابن خلاد را ستوده و او را از
پيروان جاحظ شمرده است. كسانى مانند محمد صيداوي، حسن ابن ليث شيرازي،
احمد بن مردويه، احمد بن اسحاق نهاوندي، ابوالقاسم عبدالله بن احمد بن
على بغدادي و نيز ابومحمد حسن شريف محمدي كه از مشايخ طوسى و نجاشى است،
از ابن خلاد روايت كردهاند (ابن خلاد، امثال الحديث، ٥؛ ذهبى، تذكرة الحفاظ،
٣/٩٠٦؛ همو، سير، ١٦/٧٤؛ آقابزرگ، ٤/٨٨). ابوعبدالله محمد بن عبدالعزيز شيرازي
حافظ در تاريخ فارس چنين آورده كه ابن خلاد تا حدود ٣٦٠ق/٩٧١م در رامهرمز
مىزيسته است. (سمعانى، ٦/٤٧). اغلب منابع قديمى تاريخ مرگ او را ٣٦٠ق يا
حدود آن سال مىدانند، (همانجا؛ قس: ابن شاكر، ١١/٢١٢). ثعالبى (٣/٤٢٤)
مرثيهاي را كه يكى از دوستان ابن خلاد در مرگ او سروده، نقل كرده است.
ابن نديم (ص ١٧٢) اين آثار را از ابن خلاد نام مىبرد: ادب الموائد؛ ادب
الناطق؛ امام التنزيل؛ امثال النبى (امثال الحديث)؛ ربيع المتيّم؛ الرثاء
و التعازي؛ الريحانتين الحسن و الحسين؛ رسالة السفر؛ الشيب و الشباب؛ العلل
فى مختار الاخبار؛ المناهل و الاعطان؛ النوادر و الشوارد. ياقوت (٩/٥) كتاب
المحدث الفاصل بين الراعى و الواعى و مباسطة الوزراء را نيز بر اينها
مىافزايد: در بعضى منابع نوشتهاي در باب اطعمه به او نسبت دادهاند.
مصراع «كتابى المصنف فى الاطعمه» در قصيدهاي كه ابن خلاد براي ابن عميد
فرستاده (ثعالبى، ٣/١٧١) مؤيّد اين سخن است. از ميان آثار ياد شده، اكنون
تنها اين دو كتاب در دست است.
١. امثال الحديث: اين كتاب حاوي ١٤٠ مثل است كه از پيامبر اسلام(ص)
روايت شده است. مضامين اين امثال، موافق با امثال قرآن مجيد، و مشتمل بر
موضوعاتى چون وعد و وعيد، حلال و حرام و ايمان و كفر است. ابن خلاد بعضى از
كلمات اين امثال را شرح كرده و در برخى موارد براي بيان معانى آن شواهدي
از قرآن كريم آورده و گاه به اشعار و امثال ديگر استناد نموده و به توضيح
حديث و غايات و مقاصد آن پرداخته است. امثال الحديث بر ٧ جزء مرتب شده و
ابوالقاسم عبدالله بن احمد بغدادي، در محرم ٣٣٣ق/اوت ٩٢٤م آن را از ابن
خلاد در رامهرمز شنيده است ( امثال الحديث، ٥). اين كتاب يك بار به كوشش
امة الكريم القرشيه با مقدمهاي به زبان آلمانى و فهارس متعدد و پانويسيها،
در استانبول (مكتبة الاسلاميه، بدون تاريخ) و بار ديگر به كوشش عبدالعلى
عبدالحميد اعظمى در بمبئى (دارالسلفية، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٣م) چاپ شده است.
٢. المُحدَّث الفاصل بين الراوي و الواعى، در علم اصول الحديث. المُحدّث
نخستينكتاب از مجموعهكتابهايى است كه در سدههاي٢و٣ق/ ٨ و ٩م در قواعد
مربوط به قبول يا ردّ احاديث منسوب به پيامبر (ص) نوشته شده و ابن حجر آن
را اولين كتاب در علم حديث دانسته است (عجاج خطيب، مقدمة المحدث، ٢٧؛ قس:
ابن حجر، ١). ابن صلاح كه از اين كتاب به كرات نقل مىكند، در مواردي (
علوم الحديث، ١٩٤- ١٩٥، مقدمة، ٣١٣) اشاراتى انتقادآميز به روش علامت گذاري
ابن خلاد در تخريج حديث دارد. كتاب مذكور به كوشش محمد عجاج خطيب با مقدمة
مبسوط و فهارس متعدد در ١٣٩١ق/١٩٧١م در بيروت چاپ شده است.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن حجر، احمد، نخبة الفكر...، به كوشش و. ناسو ليس،
كلكته، ١٨٦٢م؛ ابن خلاد رامهرمزي، حسن، امثال الحديث، به كوشش امة الكريم
القرشية، استانبول، مكتبة الاسلاميه؛ همو، المُحدّث الفاصل، به كوشش محمد
عجاج خطيب، بيروت، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة
عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ ابن صلاح، عثمان، علوم الحديث، به كوشش
نورالدين عتر، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، مقدمة، به كوشش عايشه عبدالرحمان،
قاهره، ١٩٧٤م؛ ابن نديم، الفهرست؛ به كوشش گوستاو فلوگل، هاله، ١٨٧٢م؛
امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
ثعالبى، عبدالملك، يتيمة الدهر، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد، بيروت،
دارالفكر؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ سمعانى،
عبدالكريم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمان يحيى، حيدرآباد دكن،
١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ عجاج خطيب، محمد، مقدمه بر المحدث (نك: ابن خلاد در همين
مآخذ)؛ ياقوت، ادبا.
محمدآصف فكرت (رب) ٧/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٢/٥/٧٧