دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢١٣
| ابن ديری جلد: ٣ شماره مقاله:١٢١٣ |
اِبْنِ دَيْري، سعدالدين محمد بن عبدالله بن سعد بن ابى بكر(٧٦٨-
٨٦٧ق/١٣٦٧-١٤٦٣م)، فقيه، اصولى، نحوي، لغوي و تاريخ نويس. ابن تغري بردي
او را شيخ الشيوخ و نامآورترين فقيه شرق و غرب در روزگار خويش خوانده است
(١٥/٢٣٠، ٤٥٥). عنوان ديري به جهت انتساب او به زادگاهش، قرية دير، واقع در
مردا از جبل نابلس يا به دليل انتساب به دير واقع در مرداويين بيتالمقدس
است (سخاوي، الضوء، ٣/٢٤٩؛ همو، الذيل، ١٢٧).
روزگار كودكى ابن ديري در بيتالمقدس سپري شد. وي با هوشى سرشار و حافظة
بسيار قوي، در همان كودكى قرآن و سپس كتابهاي ديگري از جمله كنز و بخشى از
منظومه و تمام مختصر ابن حاجب و مشارق عياض را حفظ كرد. به قول سخاوي وي
بيشترين بخش كتاب اخير را در ١٢ روز به ياد سپرد ( الضوء، همانجا). وي ابتدا
نزد پدر خود فقه و معانى و بيان آموخت. سپس از كمال شريحى (سريحى) فقه و
نحو، از خيرالدين معانى و بيان، از شمس بن خطيب شافعى اصول فقه و نحو و از
محب فاسى نحو آموخت (همانجا). سرانجام در علم فقه و آگاهى از مدارك و اسناد
دينى و خبرت و بصيرت در علم خلاف، بلندآوازه شد. در ٧٩٧ق/١٣٩٥م زيارت حج
به جاي آورد و در همين سفر با شمس قونوي صاحب دُرَر البحار و حافظ الدين
بزازي مؤلف جامع الفتاوي، ديدار كرد (همان، ٣/٢٥٠).
ابن ديري بعدها چندين بار به حج رفت و به دمشق و قاهره سفر كرد و سرانجام
در قاهره متوطن گرديد و به جاي پدر به سرپرستى مدرسة مؤيديه گماشته شد و در
مدرسة ابن ابى الفرج و جامع الماردانى به تدريس پرداخت. پس از عزل
بدرالدين محمود عينى، قاضى القضاة، در زمان الملك العزيز يوسف بن الاشرف
بن برسباي و به وساطت ملك ظاهر چقماق، بر مسند قضاي مصر نشست (مجيرالدين
حنبلى، ٢٢٧). اين مقام نخست به ابن الهمام و امين آقسرايى پيشنهاد شد،
لكن اينان با وجود ابن ديري، آن را نپذيرفتند (شوكانى، ١/٢٦٤) وي اين مقام
را ٢٥ سال و تا ٦ ماه پيش از مرگش - كه به سبب ضعف پيري از آن كناره
گرفت - در اختيار داشت. بعد از استعفاي ابن ديري، قاضى محبالدين ابن
شحنه، قاضى القضاة حنفى به جاي او نشست و برادر ابن ديري كاتب السّر شد
(ابن تغري بردي، ١٦/٢٧١).
وي به جهت فضل و دانش چنان شهرت يافته بود كه وقتى رسولِ اَلظاهر،
چقماق پيش شاهرخ پسر تيمور رسيد، شاهرخ از حال ابن ديري جويا شد و از شنيدن
خبر سلامت وي شادمان گرديد (سخاوي، الضوء، ٣/٢٥١). وي به علت تقوي و صلاح
نيز چنان مورد اقبال عامه بود كه مردم هنگام خشكسالى، به وي التماس
مىكردند كه دعا كند، باشد كه به بركت دعاي وي خداوند براي آنها باران
بفرستد.
ابن ديري سرانجام پس از ٩٩ سال زندگى درگذشت (نك: سيوطى، ١١٥) و جنازة وي
به مؤيديه حمل و در مقبرة الظاهر خُشقدم به خاك سپرده شد (سخاوي، همان،
٣/٢٥٣).
آثار: از ابن ديري آثاري چند به جاي مانده است كه برخى از آنها عبارتند
از: السهام المارقة فى حدالزنادقة (سخاوي، الذيل، ١٣٣). نام اين كتاب در
برخى مآخذ السهام المارقة فى كبد الزنادقة آمده است )؛ GAL,S,II/١٤٤) فتوي
فى الحبس بالتهمة (سخاوي، همانجا)؛ تكملة شرح الهداية سروجى. اين اثر كه
نيمه تمام مانده در ٦ مجلد است و از باب «اَيمان» آغاز و به باب «مرتد»
مىانجامد؛ همچنين از وي منظومة بلندي به جا مانده كه به نعمانيه شهرت
دارد (سخاوي، الذيل، ١٣٣-١٣٤)؛ حاجى خليفه جزو آثار ابن ديري از رسالهاي با
نام رسالة فى نوم الملائكة و عدمه نام مىبرد (١/٨٩٦). نام اين رساله را
شوكانى (ص ٢٦٤) رسالة فى نوم الملائكة هل هوكائن ام لا و سخاوي هل تنام
الملائكة ام لا ذكر كردهاند ( الذيل، ١٣٣)؛ همچنين از رسالهاي از او به نام
الكواكب النيّرات فى وصول ثواب الطاعات الى الاموات نام برده شده
(سخاوي، همانجا؛ حاجى خليفه، ٢/١٥٢٢)؛ كحاله نيز از رسالهاي از او به نام
شرح المسايرة فى العقائد المنجية فى الا¸خرة اسم مىبرد (ص ٢١٣). اصل كتاب
المسايرة... تأليف كمالالدين محمد بن همامالدين عبدالواحد مشهور به ابن
همام متوفى در ٨٦١ق/١٤٥٧م است (حاجى خليفه، ٢/١٦٦٦).
مآخذ: ابن تغري بردي، يوسف، النجوم الزاهرة، به كوشش ابراهيم على طرخان،
قاهره، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ حاجى خليفه، كشف؛ سخاوي، محمد، الذيل على رفع الاصر،
به كوشش جوده هلال و ديگران، قاهره، ١٩٦٦م؛ همو، الضوء اللامع، قاهره،
١٣٥٤- ١٣٥٥ق؛ سيوطى، نظم العقيان، به كوشش فيليپ حتى، نيويورك، ١٩٢٧م؛
شوكانى، محمد، البدر الطالع، بيروت، ١٣٤٨ق؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين،
بيروت، ١٩٥٧م؛ مجيرالدين حنبلى، ابواليمن، الانس الجليل بتاريخ القدس و
الخليل، بيروت، ١٩٧٣م؛ نيز: GAL,S.
رضا انزابى نژاد (رب) ١١/٦/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٤/٦/٧٧