دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩٢
| ابن دبيثی جلد: ٣ شماره مقاله:١١٩٢ |
اِبْنِ دُبَيْثى، جمالالدين ابوعبدالله محمد بن سعيد بن يحيى بن على (٥٥٨
-٦٣٧ق/١١٦٣- ١٢٣٩م)، مورخ، محدّث، مُقري و فقيه شافعى. نسبت «دبيثى» به
سبب انتساب جدّ دومش على به روستاي دبيثا واقع در اطراف شهر واسط است. وي
در واسط (عراق) زاده شد (ابن خلكان، ٤/٣٩٤؛ ابن دمياطى، ١/١٣) و در همانجا
به تحصيل مقدماتى پرداخت و سپس به بغداد رفت و در آنجا به فراگيري علوم
قرآنى، حديث و فقه پرداخت (ابن دبيثى، ١/٢٧٧) و ظاهراً در همين دورة
نوجوانى قرآن را از حفظ داشته است (ابن فوطى، ١٣٥-١٣٦).
ورود وي به بغداد با آغاز خلافت ناصر (٥٧٥ -٦٢٢ق/١١٧٩- ١٢٢٥م) و ايجاد جوّ
آزاديِ نسبى براي مذاهب مختلف همراه بود. اگر چه ظاهراً ابن دبيثى از آن
پس در بغداد اقامت گزيد، ولى ابن نجار قول اقامت وي در بغداد را نپذيرفته
است. زيرا مىگويد: وي چندين بار به بغداد سفر كرده است (ابن دمياطى،
١/١٤). وي در ٥٧٩ق حج گزارد و در حجاز از برخى از مشايخ حديث شنيد (ابن
دبيثى، ١/١٦٥؛ ذهبى، المختصر، ٨٤). او در ٦١١ق/١٢١٤م سفري به اربل داشته و
در آن شهر به اسماع و استماع پرداخته (ابن خلكان، همانجا؛ قس: ابن دبيثى،
١/١٦٨، ١٧٢) و ظاهراً سفر وي به موصل نيز در همين ايام بوده است (ابن
دبيثى، ١/٢٧٦). وي ادبيات را نزد استادانى چون مصدق بن شبيب، قرائات را
نزد مشايخى چون ابوبكر بن باقلانى و ابن كيّال (ابن دمياطى، ١/١٣-١٤؛
ذهبى، معرفة القراء، ٢/٥٠٠) و فلسفه و اصول و كلام را نزد مجيرالدين محمود بن
مبارك و ابوالحسن بن بوقى كه از فقهاي شافعى بودند، فراگرفت (ابن دمياطى،
١/١٣؛ ذهبى، تذكرة الحفاظ، ٤/١٤١٤). گفتهاند كه مشايخ حديث وي بالغ بر صدها
تن بودهاند. او بسياري از آنان را در ذيل خود ذكر كرده است (جم) كه از آن
جملهاند: ابوالفرج ابن جوزي، ابن ابى الفوارس، ابوبكر حازمى، ابن مندائى،
ابن مخلد ازدي، ابن كتانى و ابن شاتيل (قس: منذري ٣/٥٢٨ - ٥٢٩؛ ابن ساعى،
٩/٣٧٧).
گاهى وي از مشايخ ساير مراكز علمى چون اصفهان و دمشق اجازة روايت، و گاه
متون نوشتههاي آنان را دريافت مىكرد كه از جملة آنان مىتوان از
ابوالمواهب ابن صُصْري ياد كرد (ابن دبيثى، ١/١٣٠، ٢١٢، ٢٤٤). ميان ابن
دبيثى و برخى از مشايخ او چون ابوموسى مدينى اصفهانى رابطهاي متقابل بود
و مقام وي نزد استادانش در حدي بود كه از وي حديث نقل مىكردند (ذهبى،
المختصر، ٤٧). از جملة مشهورترين شاگردان و راويان وي مىتوان از ياقوت
حموي، ابن نجار، ابن ساعى و ابن نقطه نام برد. مُنذري نيز از وي مكرراً
اجازه دريافت كرده است (صفدي، ٣/١٠٣، به نقل از ياقوت؛ منذري، ٣/٥٢٩؛ ابن
ساعى، ٩/٢٦، ٥٨؛ ذهبى، تذكرة الحفاظ، ٤/١٤١٥). ابن دبيثى در ادبيات نيز چيره
دست بود و شعر و نثري نيكو داشت (منذري، همانجا؛ صفدي، ٣/١٠٢). قطعاتى از
شعرش در لابهلاي شرح حال وي نقل شده است (ابن خلكان، همانجا؛ ابن
فوطى، ١٣٦؛ ابن دمياطى، ١/١٤؛ صفدي، ٣/١٠٣). برخى از مورخان قوت حافظه و
حضور ذهن وي را ستوده و آوردهاند كه اغلب آنچه را تدريس مىكرد، در ذهن
داشت (سمعانى، ٥/٣١٠-٣١١، حاشيه؛ ذهبى، تذكرة الحفاظ، ٤/١٤١٥؛ صفدي، ٣/١٠٢).
ابن دبيثى در زمان خود يكى از «شهود عدل» در دستگاه قضايى و مدتى نيز
متولى وقف عام و ناظر اوقاف مدرسة نظامية بغداد بود، ليكن از تمام مناصب
مزبور استعفا كرد و از فعاليتهاي غير علمى كناره گرفت (جواد، ١٠؛ صفدي،
٣/١٠٣). وي با خليفه الناصرلديناللهعباسى روابط حسنةعلمى داشته
است(جواد،همانجا). ابن نجار و جمعى ديگر اخلاق و ديانت وي را ستودهاند و
ذهبى او را توثيق كرده است ( تذكرة الحفاظ، ٤/١٤١٤). اگر چه ابن دبيثى خود
شافعى مذهب بود (منذري، ٣/٥٢٨)، ليكن در ميان مشايخ وي به افرادي از
مذاهب مختلف حتى حنبلى و شيعى برمىخوريم (ابن دبيثى، جم) و اين خود بر
سعة نظر او دلالت دارد. وجود جمعى از صوفيه در زمرة مشايخ ابن دبيثى، و
اينكه او گاهگاه آنان را ستوده، به خصوص اين نكته كه گاهى با عبارت
«اهل حقيقت» از صوفيان نام مىبرد (ذهبى، المختصر، ٥٨) و نيز همراهى او با
ابوعبدالله مغربى صوفى به قصد سفر حج (ابن دبيثى، ١/١٦٥) اين تصور را
تقويت مىكند كه به افكار صوفيه گرايش داشته است.
آثار:
الف - چاپى: ذيل تاريخ مدينة السلام بغداد، كه در واقع ذيلى بر ذيل
سمعانى بر تاريخ خطيب بغدادي و مشتمل بر شرح حال كسانى است كه پس از
وفات سمعانى (٥٦٢ق/١١٦٧م) درگذشته و يا اينكه از قلم سمعانى افتادهاند.
اين ذيل تا تاريخ ٦٢١ق را در بردارد، دو مجلد از اين كتاب به كوشش بشّار
عوّاد معروف ميان سالهاي ١٩٧٤ و ١٩٧٩م در بغداد به چاپ رسيده است. ذيل
ابن دبيثى به نوبة خود مورد تكميل ديگران قرار گرفته است. از جمله مُنذري
بر آن تعليقاتى دارد كه در حاشية برخى از نسخ خطى ذيل باقى مانده است
(نك: معروف، ٤٦). ابن قطيعى ملحقهاي بر آن نوشته (حاجى خليفه، ١/٢٨٨) و
ذهبى آن را تلخيص كرده است. اين تلخيص تحت عنوان المختصر المحتاج اليه
من تاريخ ابن الدبيثى، به كوشش مصطفى جواد در ١٣٧١ق/١٩٥١م در بغداد و
مجدداً در ١٤٠٥ق/١٩٨٥م در بيروت به چاپ رسيده است.
ب - آثار منسوب: ١. تاريخ واسط. ابن فوطى در سدة ٨ق نسخهاي از آن را
داشته (ابن حجر، ٣/١٥٩-١٦٠) و بنا به گفتة منذري (٣/٥٢٩) كتابى پرحجم بوده
است؛ ٢. معجم شيوخه: ذهبى ( تذكرة الحفاظ، ٤/١٤١٥) آن را ذكر كرده است.
ظاهراً چنانكه از عبارت منذري برمىآيد، ابن دبيثى تأليفات ديگري نيز داشته
است.
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
ابن خلكان، وفيات؛ ابن دبيثى، محمد ذيل تاريخ مدينة السلام بغداد، به
كوشش بشار عواد معروف، بغداد، ١٩٧٤م؛ ابن دمياطى، احمد، المستفاد من ذيل
تاريخ بغداد، به كوشش قيصر ابوفرح، حيدرآباد دكن، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن ساعى،
على، الجامع المختصر، به كوشش مصطفى جواد، بغداد، ١٣٥٣ق/ ١٩٣٤م؛ ابن فوطى،
عبدالرزاق، الحوادث الجامعة، به كوشش مصطفى جواد، بغداد، ١٣٥١ق؛ جواد،
مصطفى، مقدمه بر المختصر ذهبى، بغداد، مطبوعات المجمع العلمى العراقى؛ حاجى
خليفه، كشف؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ، بيروت، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ همو، المختصر
المحتاج اليه من تاريخ ابن الدبيثى، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ همو، معرفة
القراء الكبار، به كوشش محمد سيد جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ سمعانى،
عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، دمشق، ١٩٥٢م؛ معروف، بشار عواد، مقدمه بر
ذيل (نك: ابن دبيثى در همين مآخذ)؛ منذري، عبدالعظيم بن عبدالقوي، التكملة
لوفيات النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م. احمد پاكتچى
(رب) ٢٨/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٢/٦/٧٧