دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢١
| ابن جباره جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٢١ |
اِبْنِ جُباره، ابوالعباس احمد بن محمد بن عبدالولى مقدسى مرداوي، ملقب
به شهاب الدين، مقري فقيه، نحوي و مفسر سدههاي ٧ و ٨ق/١٣ و ١٤م. وي
فرزند يكى از علماي بزرگ حنبلى است (ابن رجب، ٢/٣٤٣). نسبت «مرداوي»
اشاره به اين نكته دارد كه اصل اين خاندان از قرية «مردا» در حومة نابلس
بوده است. وي در فاصلة سالهاي٦٤٧ - ٦٤٩ق/١٢٤٩-١٢٥١م(ابنجزري، غايةالنهاية،
١/١٢٢؛ ابن كثير، ١٤/١٤٢) احتمالاً در مردا چشم به جهان گشود و از كودكى تحت
مراقبت پدرش آغاز به تحصيل كرد. وي بعد از ٦٨٠ق به مصر سفر كرد (ابن عماد،
٦/٨٧) و در مدت اقامت طولانى خود در آن ديار از محضر بزرگانى چون حسن
راشدي، ابن نحاس و قرافى به ترتيب علوم قرائت، نحو و اصول فقه را
فراگرفت (ابن وردي، ٢/٤٠٥؛ ابن جزري، همانجا؛ ابن حجر، ١/٣٠٧). از مشايخ
ساير بلاد چون خطيب مردا، كرمانى و ابن عبدالدائم نيز بهره جست (ابن حجر،
همانجا) و از برخى ديگر حديث شنيد، سپس حج گزارد و مدتى مجاور مكه شد
(مجيرالدين، ٢/٢٥٨- ٢٥٩). آنگاه به دمشق رفت و در صالحيه اقامت گزيد و مجلس
درس دائر كرد (ابن وردي، ٢/٤٠٦؛ ابن جزري، همانجا). از مهمترين شاگردان
ابن جباره كه در قدس و دمشق از او بهره بردهاند، مىتوان از شمس الدين
ذهبى و علمالدين برزالى نام برد (ابن عماد، ٦/٨٧).
ابن جباره پس از ترك دمشق به حلب رفت و مدتى در آن شهر اقامت گزيد و به
تدريس پرداخت. از شاگردان مهم او در اين دوره مىتوان زينالدين ابن وردي
را ذكر كرد (ابن وردي، همانجا). وي با وجود اينكه علوم مختلف اسلامى را
تحصيل كرده، در نحو و تفسير نيز تأليفاتى داشت، شهرت خود را بيشتر مديون علم
قرائت بود كه آن را نزد مشايخ بزرگ مصر و شام فرا گرفته بود. در اين فن
آثار متعددي نيز تأليف نمود و شاگردانى همچون شريف احمد بن قرمى، عبدالله
بن سليمان مراكشى، عبدالرحمان بن ابى بكر كركى، احمد بن نحله، ابوالمعالى
محمد بن لبان و ابواسحاق ابراهيم بن احمد شامى تربيت كرد (ابن جزري، غاية
النهاية، همانجا؛ همو، النشر، ١/٦٤). مجيرالدين (٢/٢٥٩) مىگويد كه مشيخة بيت
المقدس به او منتهى مىشد. ابن وردي (٢/٤٠٥) نيز از او به عنوان يك فقيه و
اصولى ياد كرده است. مذهب فقهى او همچون پدرش «حنبلى» بود (ابن رجب،
٢/٣٤٣- ٣٨٦). ابن جباره در اواخر عمر به قدس بازگشت و سحرگاه روز يكشنبه ٤
رجب ٧٢٨ق/ ١٥ مه ١٣٢٨م همانجا بدرود حيات گفت (ابن وردي، ابن عماد،
همانجاها) و در جامع دمشق بر او نماز غائب خوانده شد (مجيرالدين، همانجا).
آثار خطى:
١. شرح عقيلة اتراب القصائد فى أسنى المقاصد معروف به شرح الرائيه، متن
اين كتاب قصيدة رائيه در رسم الخط مصحف از شاطبى است (ظاهريه، علوم
القرآن، ٣٧٣؛ ٢ ESC، شم ١٣٣٥ .(١٤٠٧, ابن جزري شرح رائيه را نيكوتر و مفيدتر
از شرح لاميّة وي دانسته است ( غاية النهاية، همانجا).
٢. مختصر الكشاف عن حقائق التنزيل، كه اختصاري از تفسير كشاف زمخشري است.
نسخهاي از مجلد اول آن از فاتحة الكتاب تا پايان سورة انعام در كتابخانة
ظاهريه موجود است (ظاهريه، علوم القرآن الكريم، ٣/٤٠٣). احتمال مىرود كه
اين اثر با تفسير مقدسى (نك: حاجى خليفه، ١/٤٥٩) و فتح القدير فى التفسير
(همو، ٢/١٢٣٣) يكى باشد. در هر حال بجز حاجى خليفه، مجيرالدين (٢/٢٥٩) نيز
تفسيري از ابن جباره را نام برده است.
٣. المفيد فى شرح القصيد معروف به شرح الشاطبية، اين كتاب در ٤ جلد بوده و
شرحى بر قصيدة لاميّة در قرائات سبع معروف به حرزالامانى و وجه التهانى از
شاطبى است. نسخهاي كامل از آن شرح در كتابخانة كوپريلى موجود است
(كوپريلى، ٢/٤٠٧- ٤٠٨).
آثار منسوب: ١. شرح قصيدة نونية سخاوي در تجويد (ابن حجر، ١/٣٠٨)؛ ٢. شرح
الفية ابن معطى در نحو (مجيرالدين، همانجا).
مآخذ: ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش ك. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/
١٩٣٢م؛ همو، النشر فى القراءات العشر، به كوشش محمد ضباع، قاهره، مكتبة
مصطفى محمد؛ ابن حجر، احمد، الدرر الكامنة، به كوشش محمد عبدالمعيد خان،
حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن رجب، عبدالرحمان، ذيل طبقات الحنابلة، به
كوشش محمدحامد فقى، قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٣م؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب،
قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن وردي، زينالدين عمر، تتمة
المختصر فى اخبار البشر، به كوشش احمد رفعت بدراوي، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛
حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛ ظاهريه، خطى (علوم القرآن،
علوم القرآن الكريم)؛ كوپريلى، خطى؛ مجيرالدين، قاضى ابواليمن، الانس
الجليل، عمان، ١٩٧٣م؛ نيز: . ٢ ESC
احمد پاكتچى