دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٠١
| ابن دقيق العبد جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٠١ |
اِبْنِ دَقيقِ العيد، ابوالفتح محمد بن على بن وَهْب بن مُطيع قُشَيْري
منفلوطى مصري مالكى شافعى، ملقب به تقىالدين (٦٢٥ -٧٠٢ق/١٢٢٨-١٣٠٣م)،
محدّث، فقيه، اصولى، قاضى، اديب و شاعر. نسب وي به بَهْزين حكيم قشيري
بازمىگردد (ابن فرحون، ٢/٣١٨) و دقيق العيد لقب جدّ او وهب است (ابن قاضى
شهبه، ٢/٣٠٢). مادر او دختر شيخ مقترح (از علماي بزرگ مصر) بوده است
(ادفوي، ٥٧١). ابن دقيق العيد در يَنْبُع حجاز متولد شد (صفدي، ٤/١٩٣) و در
قوص (مصر) مسكن اصلى پدرش نشو و نما يافت و مقدمات علوم از جمله قرائت
قرآن مجيد را در آنجا فرا گرفت و فقه مالكى را نزد پدر و نيز فقه شافعى را از
پدر و بهاءالدين هبةالله قِفطى - شاگردان پدرش - آموخت. پس از آن به
قاهره رفت و در آنجا هم از ابومحمد ابن عبدالسلام بهره گرفت (ادفوي، ٥٧٥) و
از ابوالحسن ابن مقيّر و ابن رواج و سبط و جمعى ديگر استماع حديث كرد
(صفدي، همانجا؛ ابن حجر، ٥/٣٤٨) و سپس به دمشق سفر كرد (ابن شاكر، عيون
التواريخ، ٣٧) و نزد ابن عبدالدائم و ابوالبقاء خالد بن يوسف به استماع
حديث پرداخت (ذهبى، ٤/١٤٨٢). وي همچنين در طلب و استماع حديث به اسكندريه
و شهرهاي ديگر سفر كرد و از افراد بسياري استماع حديث نمود كه عبارتند از
عبدالعظيم منذري، ابوالحسن محمد بن انجب صوفى بغدادي، ابوعلى حسن بن محمد
تيمى بكري، ابوالحسن عبدالوهاب بن حسن دمشقى و بسياري ديگر كه ادفوي به
تفصيل نام آنها را ذكر كرده است (ص ٥٦٩ -٥٧٢). او در دانش و فقاهت از استاد
خود ابن عبدالسلام پيش افتاد (ابن اياس، ١(١)/٤١١). صفدي (٤/١٩٤) او را امام
و صاحب فنون و محدّثى نيكو و فقيهى دقيق و باوقار و داراي عقلى وافر و كم
سخن دانسته است كه صيت اشتهارش در زمان حيات خود او و استادانش در همه جا
پيچيد. به علاوه او را عارف به مذاهب مالكى و شافعى معرفى كرده و نوشته
است كه وي ابتدا مالكى مذهب بود، اما بعد مذهب شافعى را پذيرفت. وي را
مجدّد فقه شافعى در آغاز سدة ٧ق/١٣م دانستهاند (همو، ٤/١٩٧؛ سبكى، ٩/٢٠٩) و
سبكى برخى از نظرهاي فقهى او را آورده است (٩/٢٤٤- ٢٤٩).
ابن دقيق العيد پس از اين سفرها به قوص بازگشت و در مدرسة نجيبيّه و مدارس
ديگر به تدريس پرداخت و سپس به قاهره رفت و در آنجا در مدارس فاضليه،
كامليه، صالحيه و در مدرسة مجاور مقبرة شافعى به تدريس پرداخت (ادفوي، ٥٩٧؛
اسنوي ٢/٢٢٩). بسياري از علما و اصحاب حديث از جمله، فتحالدين ابن
سيدالناس، قطب الدين ابن منير، علاءالدّين قونوي، علمالدين اخنائى (صفدي،
٤/١٩٤- ١٩٥)، شمسالدين محمد بن ابى القاسم بن عبدالسلام، شمسالدين محمد
بن احمد بن حيدره، شمسالدين محمد بن احمد بن عَدْلان، اثيرالدين ابوحيّان
محمد بن يوسف غرناطى و جمعى ديگر از او استماع حديث كردهاند (ادفوي، ٥٧٢) و
ذهبى به تصريح خود، ٢٠ حديث از وي شنيده است ( تذكرة، همانجا).
ابن دقيق العيد از نظر اجتماعى نيز داراي مقامى ممتاز و نزد سلاطين و امراي
زمان خود از احترام برخوردار بوده است. چنانكه صفدي (٤/١٩٤) به موردي از
آن كه او وقتى بر سلطان حسامالدين لاجين وارد شد و سلطان به احترام وي
از جاي برخاست و در جايى فروتر از او نشست، اشاره كرده است. وي مدتى مقام
قضاي مالكيّه را در قوص به عهده داشت (اسنوي، همانجا)، اما بعد از آن به
قاهره رفت و پس از مدتها كنارهگيري از اين مقام، قاضى القضاتى شافعيه را
پذيرفت (٦٩٥ق) و سالها در آن مقام باقىماند(ابنكثير،١٤/٢٧؛سبكى،٩/٢١٢؛
ذهبى، همانجا). ابن دقيق العيد در زمان قاضى القضاتى به اقداماتى اصلاحى
دست زد (ادفوي، ٥٩٧؛ ابن حجر، ٥/٣٥٢). همچنين هنگامى كه تقىالدين بن بنت
الاعز از مقام قاضى القضاتى عزل و به اشارة شمسالدين ابن سلعوس وزير
مجمعى از فقها تشكيل شد كه وي را تكفير كنند، ابن دقيق العيد جان وي را
نجات داد (صفدي، ٤/١٩٥-١٩٧). ابن دقيق العيد با عبدالحق ابن سبعين اندلسى
نيز ملاقات و گويا با وي بحث و مناظره داشته است (ابن شاكر، فوات الوفيات،
٢/٢٥٣-٢٥٤). ابن دقيق العيد در شعر و ادب نيز دستى داشته است. محتواي اشعار
وي بيشتر پند، وصف وضع خود و ذكر مفارقت دوستان، مدح و ستايش پيامبر(ص) و
قصايدي ديگر است. بسياري از اشعار وي را صفدي (٤/١٩٩- ٢٠٨)، ادفوي (ص ٥٨٣،
٥٨٩ - ٥٩٥)، ابن الوردي (٢/٣٦٠)، ابن شاكر ( عيون التواريخ، ٣٨-٤٠؛ فوات
الوفيات، ٣/٤٤٣-٤٥٠)، سبكى (٣/٤٢٣، ٤٣٨، ٤٦١، ٤٦٢، ٩/٢١٤-٢٣٠) و ديگران
آوردهاند.
ابن دقيق العيد در قاهره درگذشت و در تشييع جنازة وي بسياري از مردم و نيز
امرا و اعيان دولت و نايب السلطنة مصر شركت كردند (ابن شاكر، عيون التواريخ،
٣٧). جنازة او در قرافة الصغري كنار آرامگاه استادش ابن عبدالسلام به خاك
سپرده شد (ابن اياس، ١(١)/٤١١).
آثار: ابن دقيق العيد صاحب آثار و تأليفات بسياري است كه قسمتى از آنها
اكنون در دست نيست و در مدارك بعد از او (سبكى، ٢/١٢، ١٨، ١٩، ٣٢٩؛ ابن قاضى
شهبه، ٢/٩٤، ١٧٧،٢٩٢) بعضى از آنها مورد استفاده قرار گرفته، مانند كتاب شرح
العنوان ( شرح عنوان الوصول فى الاصول ) كه سيوطى از آن استفاده كرده
است (١/٢٤). آثار چاپى ابن دقيق العيد به اين شرح است:
١. احكام الاحكام، شرح عمدة الاحكام، چنانكه از نامش پيداست شرحى است بر
كتاب عمدة الاحكام عبدالغنى بن عبدالواحد مقدسى جَماعيلى دمشقى. وي اين
شرح را براي شاگرد خود عمادالدين اسماعيل بن محمد بن اثير حَلَبى املا و
ابن اثير حلبى آن را جمعآوري كرده و احكام الاحكام فى شرح احاديث
سيدالانام(ص) ناميده است. اين كتاب بر اساس احاديثى از صحيح بخاري و
صحيح مسلم نوشته شده و سخاوي آن را تحشيه كرده است (بغدادي، ٢/١٢٠). از
اين كتاب چاپهاي مختلفى شده است كه يك بار در قاهره (١٣٧٢ق/١٩٥٣م) و
سپس در بيروت (١٩٨١، ١٩٨٢م) هر يك در ٢ مجلد (٤ جلد) و در همانجا (١٩٨٧م) به
كوشش احمد محمد شاكر منتشر شده است. گزيدهاي از اين كتاب با نام المنتقى
من احكام الاحكام، شرح عمدة الاحكام در بغداد (١٩٦٨م) به چاپ رسيده است.
٢. الاقتراح فى بيان الاصطلاح، كه در آن اصطلاحات متداول علم حديث و
كيفيت سماع و ضبط روايات و شناخت محدّثان و راويان و احاديث متّفق عليه در
صحيح بخاري و صحيح مسلم مورد بررسى قرار گرفته است. اين كتاب در بيروت
(١٤٠٦ق/١٩٨٦م) منتشر شده است.
٣. الالمام فى احاديث الاحكام، شامل احاديث نبوي در فقه كه شروح مختلفى
بر آن نوشته شده است. اولين شرح آن الامام نام داشته كه خود مؤلف بر
آن نوشته است. گفتهاند اگر كامل شده بود، به ٢٥ جلد مىرسيد (صفدي، ٤/١٩٣).
ابن تيميه آن را كتاب الاسلام ناميده و گفته كه كسى مانند آن ننوشته
است (ادفوي، ٥٧٥ -٥٧٦). كتاب الالمام مشهورترين و مهمترين كتاب ابن دقيق
العيد است. به گفتة زركلى جزئى از نسخة خطى شرحى كه خود مؤلف بر آن نوشته
در ازهريه موجود است (٦/٢٨٣)، اما در فهرست ٦ جلدي ازهريه مطلبى دربارة آن
يافته نشد. شمسالدين محمد بن ناصرالدين دمشقى نيز بر الالمام شرح نوشته
است و قطب الدين عبدالكريم بن عبدالنور حلبى آن را خلاصه كرده و الاهتمام
بتلخيص كتاب الامام (الالمام)، ناميده است و شمسالدين محمد بن احمد معروف
به ابن قدامة مقدسى حنبلى نيز آن را با عنوان المُحَرَّر خلاصه كرده است.
اين خلاصه را جمال الدين يوسف بن حسن الحموي شرح و علاءالدين على بن
بلبان فارسى خلاصه كرده است (حاجى خليفه، ١/١٥٨). اين كتاب يك بار در
رياض بدون تاريخ و بار ديگر به كوشش محمد سعيد مولوي در دمشق (١٩٦٣م) و بار
ديگر در (١٩٧٦م) در بيروت به چاپ رسيده است.
٤. تحفة اللبيب فى شرج التقريب (زركلى، همانجا)، شرحى است بر كتاب التقريب
ابوشجاع احمد بن حسن بن احمد اصفهانى و احتمالاً همان كتاب است كه ابن
قاضى شهبه از آن به نام شرح مختصر ابى شجاع نام برده است (٢/٣٠٢).
نسخهاي خطى از تحفه در برلين موجود است ( آلوارت، شم و نسخهاي عكسى از
آن به نام عقداللبيب شرح متن غاية التقريب كه احتمالاً تصحيف شده است،
در معهد المخطوطات قاهره موجود است ( فهرست التمهيدي، ٢٢١).
٥. شرح الاربعين حديثاً النَوويّة، در احاديث صحيح نبوي(ص) كه دوبار در
قاهره بدون تاريخ و يك بار در بيروت (١٩٨٦م) به چاپ رسيده است.
٦. شرح مختصر ابن حاجب، در فقه مالكيه.
٧. تقريظ رسالة زجر المفتري على ابى الحسن الاشعري، كه اصل رساله از
ابوالعباس احمد بن محمد بن عمر قرطبى است. ابن تقريظ و خطبة شرح مختصر در
طبقات الشافعية سبكى به چاپ رسيده است (٣/٤٣٨-٤٤٤، ٩/٢١٢، ٢٣١-٢٤٤).
٨. نامهاي كه ابن دقيق العيد به نائب خود قاضى اخميم نوشته است و اصل
نامه در الطالع السّعيد ادفوي چاپ شده است (ص ٥٩٧ - ٥٩٩) و نسخههاي خطى
نيز از آن موجود است.
علاوه بر اينها كتاب نبذة فى علوم الحديث است كه نسخههاي خطى از آن در
موزة بريتانيا موجود است و قصايدي هم از وي ضمن مجموعة شعر خطى در موزة عراق
(شم ٦٣٣٩/١) وجود دارد (نقشبندي، ٥٤٩).
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزّهور، به كوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٢ق/
١٩٨٢م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
ابن شاكر، عيون التواريخ، نسخة عكسى كتابخانة استانبول، شم ٢٧٦؛ همو، فوات
الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٤م؛ ابن فرحون، ابراهيم،
الديباج المذهب، به كوشش محمد الاحمدي ابوالنّور، قاهره، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
ابن قاضى شهبه، احمد، طبقات الشافعيّة، به كوشش عبدالعليم خان، حيدرآباد
دكن، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٩م؛ ابن كثير، البداية؛ ابن الوردي، زينالدين عمر، تتمة
المختصر فى اخبار البشر، به كوشش احمد رفعت بدراوي، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛
ادفوي، جعفر، الطالع السعيد، به كوشش سعد محمد حسن و طه الحاجري، قاهره،
١٩٦٦م؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله الجبوري، بغداد،
١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛ بغدادي، ايضاح؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى، محمد بن احمد، تذكرة
الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ زركلى، الاعلام؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات
الشافعية الكبري، به كوشش محمود محمد الطناحى و عبدالفتاح محمد الحلو، قاهره
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ سيوطى، المزهر، به كوشش محمد احمد جادالمولى و ديگران، بيروت،
١٩٨٦م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش، س. ددرينگ، بيروت،
١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ الفهرس التمهيدي للمخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٤٨م؛ نقشبندي،
اسامه نصار و ظمياء محمد عباس، مخطوطات الادب فى المتحف العراقى، كويت،
١٩٨٥م؛ نيز:
Ahlwardt; GAL.
على رفيعى (رب) ٨/٦/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٢/٦/٧٧