دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥٩
| ابن زباده جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٥٩ |
اِبْنِ زَباده، قوامالدين ابوطالب يحيى بن سعيد شيبانى (٥٢٢ -٥٩٤ق/ ١١٢٨-
١١٩٨م)، دولتمرد، اديب و شاعر. برخى منابع عنوان مشهور او را ابن زياده
نوشتهاند كه تحريف ابن زباده است. وي كه اصلش از واسط است در بغداد متولد
شد (منذري، ١/٣١٥)، علوم ادب را نزد جواليقى فرا گرفت (ياقوت، ٢٠/١٧) و از
ابوالحسن على بن هبةالله بن عبدالسلام، ابوالفرج عبدالخالق بن احمد بن
يوسف و ابوالقاسم على بن عبدالسيد بن صباغ حديث شنيد و خود نيز مدتى در
بغداد و واسط حديث گفت. ابن دبيثى شاگرد وي بوده و ابن خليل نيز از وي
روايت كرده است. عمدة شهرت ابن زباده در كتابت و انشاء است، چنانكه او را
سرآمد كاتبان و منشيان روزگار خويش دانستهاند (منذري، همانجا؛ ذهبى، المختصر،
٣٨٩-٣٩٠). وي كاتبى دانشمند بود كه در فقه، اصول، كلام و حساب دست داشت و
همة اين دانستهها را با هنر خويش درآميخته بود (منذري، همانجا؛ ذهبى، العبر،
٣/١١٠؛ ابن خلكان، ٦/٢٤٤). او پيش از شغل كتابت، مشاغل ديوانى ديگري داشت،
ابتدا منصب نظارت در ديوان بصره، واسط و حِلّه به او واگذار شد و پس از
بركناري از دو ديوان اخير تا محرم ٥٧٥ عهدهدار نظارت بر ديوان بصره بود،
سپس ناظر ديوان مظالم و حاجب باب نوبى گرديد (ابن خلكان، ٦/٢٤٥). در
ربيعالاول ٥٧٧ از آن مقام معزول و بار ديگر در جمادي الاول ٥٨٢ به نظارت
ديوان منصوب شد. در ١٩ ربيعالاول ٥٨٣ هنگامى كه مجدالدين ابوالفضل هبةالله
معروف به ابن الصاحب، استادار (ه م) خليفه كشته شد، ابن زبادة جانشين وي
گرديد و مدت دو سال در اين مقام باقى ماند، سپس به واسط رفت و همانجا
اقامت گزيد. وي در رمضان ٥٩٢ به ديوان انشاء فراخوانده شد و به عنوان منشى
مخصوص (= كاتب السر، نك: ذهبى، سير، ٢١/٣٣٧) مشغول به كار شد. سپس عهدهدار
نظارت در «ديوان مقاطعات» گرديد و تا پايان عمر در اين منصب باقى ماند
(ياقوت، همانجا).
ابن خلكان (٦/٢٤٧- ٢٤٩) داستان مفصلى نقل مىكند كه بر اساس آن، ابن
زباده مورد توجه مركز خلافت قرار گرفت و وزارت يافت، اما وي اين داستان را
درست نمىداند. ابن زباده اشعاري نيز سروده است. غالب آنچه از آن اشعار در
دست است، داراي مضامينى پندآميز است (نك: ياقوت، ٢٠/١٧- ١٨). همچنين مجموعة
رسائلى داشته كه اكنون در دست نيست، اما ابن خلكان كه آن را ديده،
مىگويد در رسائلش بيش از رعايت سجع و قافيه به معانى و مفاهيم عنايت
داشته است. وي با اين حال ترصيعهاي او را ستوده است (٦/٢٤٤، ٢٤٦). ابن
زباده در مشاغل ديوانى خود نيز درستكار و خيرانديش بوده و ابن اثير (١٢/١٣٨)
وي را به حال مردم سودمند دانسته است. ابن زباده در بغداد درگذشت و بنابه
گزارش منذري (همانجا) در كاظمين در جوار مرقد امام موسى بن جعفر(ع) دفن
گرديد.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن خلكان، وفيات؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء،
به كوشش بشار عواد معروف و محيى هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو،
العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو،
المختصر المحتاج اليه من تاريخ الحافظ ابن دبيثى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
منذري، عبدالعظيم بن عبدالقوي، التكملة لوفيات النقلة، به كوشش بشارعواد
معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ ياقوت، ادبا. سعيد عليزاده (رب) ١٦/٨/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٣٠/٨/٧٧