دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢١٤
| ابن ديزيل جلد: ٣ شماره مقاله:١٢١٤ |
اِبْنِ ديزيل، ابواسحاق، ابراهيم بن حسين بن على بن ديزيل كسائى همدانى
معروف به سيفنَّه (د ٢٨١ق/٨٩٤م)، محدث و فقيه. ابن ديزيل را به اين سبب
سيفنه لقب داده بودند كه وي هرگاه به عالمى برمىخورد، تا همة احاديث او
را نمىنوشت او را رها نمىكرد سيفنه نام پرندهاي است كه گويند هرگاه بر
درختى مىنشيند تمام برگهاي آن را يا مىخورد يا مىكند و دور مىريزد
(سمعانى، ١٣/٤٢٥؛ فيروزآبادي، ٤/٢٣٥). او را به خاطر كثرت ملازمتش با عفّان
بن مسلم، دابّة عفان نيز ناميدهاند (ذهبى، تذكرة، ٢/٦٠٨).
ذهبى ولادت او را اندكى قبل از ٢٠٠ ق دانسته است ( سير، ١٣/١٨٥). وي در
حجاز، شام، مصر، عراق و جبال استماع حديث كرد (صفدي، ٥/٣٤٦) و از كسانى چون
عفان بن مسلم انصاري و على بن عياش حِمصى و آدم بن ابى اياس عسقلانى و
ابوصالح كاتب الليث حديث شنيد (سمعانى، ١٣/٤٢٤؛ ابن عساكر، ٢/٢٠٥). قرائت
قرآن را نزد قالون كه از روات قرائت نافع بوده، آموخت و از او روايت نمود
(ابن جزري، ١/١١) و به گفتهاي ٦٠ سال از عمر خود را به منظور جمع حديث در
سفرهاي طولانى گذراند (ابن عساكر، ٢/٢٠٦). ابوعوانة اسفراينى، احمد بن هارون
برديجى، عمر بن حفص مستملى، احمد بن مروان دينوري و كسان ديگري از او
روايت كردهاند (ذهبى، سير، همانجا).
وي در ضبط و كتابت حديث چندان دقيق بود كه مىگفت اگر كتابم در دستم باشد
و احمد بن حنبل در طرف راستم و يحيى بن معين در طرف چپم باشند، نگرانى
ندارم، يعنى از ضبط و نوشتن آن عاجز نيستم (همان، ١٣/١٨٦).
حاكم نيشابوري (همانجا) و ابن عساكر (٢/٢٠٥) او را ثقه و امين دانسته و صحت
اسناد وي را مورد تأييد قرار دادهاند. ابن حجر پس از نقل گفتة ابن قيم
جوزيه در جلاء الافهام در خصوص تضعيف وي، گويد: ظاهراً ابن قيم او را با
شخص ديگري اشتباه كرده، زيرا ابن ديزيل يكى از حافظان بزرگ بوده است
(١/٤٨؛ قس: ابن قيم، ١٥).
چيزي از آثار ابن ديزيل بر جاي نمانده و كتاب صفين تنها اثري است كه به
او منسوب است. ابن كثير (٦/٧٥) كتاب مصنفات را نيز به او نسبت داده و صفين
را جزئى از اين كتاب دانسته است. ابن ابى الحديد (٢/٢٢٢ به بعد، ٣/٢٠٦-
٢٠٨، ٥/٢٥٤، ٢٥٥) قطعاتى از كتاب صفين وي را در شرح نهج البلاغه نقل كرده
كه بعضى از آنها را نصر بن مزاحم (ص ٣٩٥) نيز از طريق ديگر در كتاب وقعة
صفين خود آورده است (قس: ابن ابى الحديد، ٢/٢٢٢، ٢٢٤).
مآخذ: ابن ابى الحديد، عبدالحميد، شرح نهج البلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٣٧٨ق/١٩٥٩م؛ ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش گ.
برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان،
حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق/١٩١١م؛ ابن عساكر، على، التاريخ الكبير، به كوشش
افندي بدران، دمشق، ١٣٣٠ق/١٩١٢م؛ ابن قيم الجوزيه، محمد، جلاء الافهام،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن كثير، البداية؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد
دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و على
ابوزيد، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن،
١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت،
١٣٨٩ق/ ١٩٧٠م؛ فيروزآبادي، محمد، قاموس؛ نصر بن مزاحم، وقعة صفين، به كوشش
عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م. عنايتالله فاتحىنژاد