دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٧
| ابن برجان جلد: ٣ شماره مقاله:٩٤٧ |
اِبْنِ بَرَّجان، ابوالحكم عبدالسلام بن عبدالرحمان بن عبدالسلام ابن ابى
الرجال لخمى مغربى آفريقى (د ٥٦٣ق/١١٤٢م)، شيخ صوفيه، محدث، متكلم، قاري
و مفسر قرآن.
ابن ابار (د ٦٥٨ق/١٢٦٠م) كه نخستين نويسندة شرح حال ابن برجان است، وفات
او را پس از ٥٣٠ق ذكر كرده و ديگر مورخان به اتفاق ٥٣٦ق را سال درگذشت او
آوردهاند. طاش كوپريزاده تاريخ وفات او را به خطا ٧٢٧ق ياد كرده است
(١/٤٤٢).
سيوطى (ص ٣٠٦) «ابن برجان» را مخفف ابن ابى الرجال دانسته و طاش
كوپريزاده نيز از او پيروي كرده است، اما اين امر با قواعد تخفيف و تبديل
مطابقت ندارد.
ابن برجان صحيح بخاري را نزد ابن منظور فرا گرفت. محدثانى مانند قنطري و
عبدالحق ازدي و ديگران از او روايت كردهاند. وي در علم كلام و لغت عرب
بسيار قوي دست بوده، در حساب و هندسه دستى داشت، به علاوه قرآن را به
شيوهاي تفسير مىكرده كه تا پيش از او سابقه نداشته است (ابن ابار،
٣/٦٤٥).
ابن برجان علاوه بر شخصيت علمى و مذهبى، از يك وجهة عميق اجتماعى - سياسى
نيز برخوردار بوده، چنانكه به مخالفت و مقابله با دولت مرابطون در اندلس و
مذهب مورد تأييد اين دولت گرايش يافت. از جزئيات دقيق زندگى و فعاليتهاي
اجتماعى - سياسى اين برجان كه در يك پوشش مذهبى صوفيانه صورت مىگرفته،
آگاهيهاي چندانى در دست نداريم. اما از مجموع اطلاعاتى كه در منابع مختلف
پراكنده است، مىتوان خطوط برجستة زندگى عملى و اعتقادات نظري او را مشخص
كرد. وي يكى از پيشوايان گروهى از صوفية غرب اندلس بود كه به مريدين
معروف شده بودند.
ويژگى اين گروه آن بود كه به بحث و جستوجو در موضوعات غُلات باطنى و
كتب صوفيه و رسائل اخوان الصفا مىپرداختند و اندك اندك بر عده و نيرويشان
افزوده مىگشت. پس از وقوع حوادثى، مركز تجمع اين گروه به دو شهر المريه
و خله انتقال يافت و فرماندهى آنان در شهر اول به ابن عريف (ه م) و در
دومى به ابن برجان رسيد. ابن عريف پيرو مكتب عرفانى ابن مسره (ه م) بود
و آراء و عقايد ابن برجان كه شاگرد ابن عريف بود نيز از طريق او به ابن
مسره مىرسيد (ابن خطيب، ٢٤٨- ٢٤٩؛ آسين پالاسيوس، «ابن مسرة و مكتباو١»،١١٠
-١٠٧ ؛همو،«مقدمةمحاسنالمجالسابنالعريف٢»).
ابن خلدون ضمن بيان مكتبهاي تصوف، ابن برجان را از لحاظ نظري جزء اصحاب
تجلى و مظاهر و اسماء قرار داده و به طور خلاصه به شرح اهم اصول عقايد اين
مكتب پرداخته است. وي رأي اصحاب تجلى را - كه در اصل به ابن عربى (ه
م) فيلسوف و عارف تعلق دارد - به عنوان رأيى غريب وصف كرده است (ص ٥١).
با اين حال مقام بلند عرفانى و پيشگوييهايى كه از او نقل شده، موجب آن
گرديده كه برخى او را در رديف اولياء الله به شمار آورده، صاحب كراماتش
بخوانند (نبهانى، ٢/٦٩). از جمله كرامتهاي منسوب به او پيشگويى فتح
بيتالمقدس است كه در ٥٨٣ق به دست صلاحالدين ايوبى صورت گرفت (ابن
خلكان، ٤/٢٢٩-٢٣٠).
سرانجام پيشوايى و نفوذ فراوان ابن برجان در ميان مردم، حاسدان را بر آن
داشت تا توطئهاي براي قتل او برانگيزند و بر كفر او شهادت دهند، اما اين
توطئه ناموفق ماند. ديگر بار به سلطان چنين رسانيدند كه در نزديك به ١٣٠
شهر به نام ابن برجان خطبه خوانده مىشود (شعرانى، ١/١٧). از همين رو على
بن يوسف بن تاشفين (د ٥٣٧ق) از بيم آنكه مبادا وي نيز مانند ابن تومرت (د
٥٢٤ق/١١٣٠م) قيام كند، او را به مراكش احضار كرد (ذهبى، ٢٠/٧٢). به گفتة
آسين پالاسيوس، على بن يوسف در نظر داشت تمام صوفيان را به قتل برساند
كه دو تن از ايشان به الغرب (واقع در پرتغال امروزي) گريختند و دو تن ديگر
از جمله ابن برجان، به مراكش رفتند («ابن مسره و مكتب او»، .(١٠٨-١٠٩ در
آنجا در مجلس مناظرهاي كه تشكيل يافت، دشمنانش او را به بدعت گذاري متهم
كردند و وي به زندان افكنده شد، و پس از مدت كوتاهى بيمار گرديد و درگذشت.
گفته شده است كه چون ابن برجان متفقهان را طعمه كرده بود، سلطان دستور
داد، جسدش را بدون نماز در مزبلهاي بيندازند، اما به همت يكى از اهل فضل،
مردم بر جنازة وي حاضر شدند و پس از نماز او را در كنار قبر ابن عريف به خاك
سپردند (ذهبى، ٢٠/٧٢؛ ابن حجر، ٤/١٤؛ داوودي، ١/٣٠٠).
آثار: ابن برجان تفسيري عرفانى و ناتمام از قرآن به نام الارشاد فى تفسير
القرآن داشته است. گفته شده كه گروهى از رموز و اشارات اين كتاب وقايع
آينده را پيشگويى كردهاند. وي كتابى نيز به نام شرح اسماءالله الحسنى
نوشته كه در آن بيش از ١٣٠ نام مشهور از اسماءالله را هر يك در سه فصل
شرح كرده است (حاجى خليفه، ٢/١٠٣١- ١٠٣٢؛ كحاله، ٤٤). از اين اثر ابن
برجان، در ٩٣٤ق تلخيصى صورت گرفته است ( آلوارت، .(١١/٥٠٢ قنطري از اين دو
كتاب ابن برجان روايت كرده است (ابن خلكان، ٤/٢٧٣؛ ذهبى، ٢٠/٧٣). از ابن
برجان دو اثر ديگر نيز باقى مانده است، يكى به نام تنبيه الافهام الى
تدبر الكتاب الحكيم و تعرف الا¸يات و النبأ العظيم (آومر، ١٦ و ديگري ترجمان
لسان الحق المثبوت فى الامر و الخلق كه رسالة كوچكى است و اسماء حسنى را
در ٣ بخش شرح كرده است. تاريخ تحرير اين نسخه ٩٨٣ق است (دوسلان، .(٤٧٧
مآخذ: ابن ابار، محمد، تكملة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٢م؛ ابن
حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛ ابن خطيب،
لسان الدين، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛ ابن
خلدون، شفاء السائل لتهذيب المسائل، به كوشش الاب اغناطيوس عبده خليفة
البسوعى، بيروت، ١٩٥٩م؛ ابن خلكان، وفيات؛ حاجى خليفه، كشف الظنون،
استانبول، ١٩٤٠م؛ داوودي، محمد، طبقات المفسرين، به كوشش على محمد عمر،
قاهره، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب
الارنووط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ سيوطى، بغية الوعاة،
قاهره، ١٣٢٦ق؛ شعرانى، عبدالوهاب، الطبقات الكبري، به كوشش احمد سعد على،
قاهره، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٤م؛ طاش كوپريزاده، احمد، مفتاح السعادة، حيدرآباد دكن،
١٣٢٩ق؛ كحاله، عمررضا، مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٩٧٣م؛ نبهانى، يوسف،
جامع كرامات الاولياء، قاهره، ١٣٢٩ق؛ نيز:
Ahlwardt; Asin palacios, M., Abenmasarra y su escuela, Madrid, ١٩١٤; id, Pr E
face H Mahasin Al-Majalis d'Ibn Al-Ar o f, Paris, ١٩٣٣; Aumer, Joseph.,
Catalogus codicum manuscriptorun Bibliothecae Regiae Monacensis, M O nchen,
١٨٦٦; De slane, Baron., Catalogue des manuscrits Arabes, de la Biblioth I que
nationale Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥.
بخش فلسفه ن * ١ * (رب) ٢٨/٧/٧٦