دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٤
| ابن حفصون جلد: ٣ شماره مقاله:١١٠٤ |
اِبْنِ حَفْصون، عمر بن حفصون بن جعفر بن شتيم (د ٣٠٦ق/ ٩١٨م)، از
مخالفان سرسخت امويان اندلس. جد پدري وي يكى از زمينداران بود كه اسلام
را پذيرفت ( ٢ EI). پدرش با درآمد زمينهاي نياكان خود روزگار مىگذراند. از
آنجا كه ابن حفصون نيز از مسيحيت به اسلام گرويده بود، در برخى مآخذ از او
با نسبت «اسلامى» ياد شده است (ابن خطيب، ٣١). او در ريّه (اصطخري، ٤٢-٤٣)
از توابع رُنده١ در اسپانياي جنوبى متولد شد. از آغاز زندگىِ او اطلاع روشنى
در دست نيست. ابن حفصون بر سر ماليات، با عامل ريّه اختلاف پيدا كرد و به
همين جهت زادگاه خود را به مقصد تيهرت (در شمال افريقا) ترك كرد و در آنجا
نزد خياطى به كار پرداخت (ابن قوطيه، ١٠٩-١١٠؛ ابن حيان، چ بيروت، ٣٩٣).
او بعد از مدتى به موطن خود در بازگشت و با گردآوري ناراضيان از حكومت
امويان، در ٢٦٧ق/٨٨١م قيام بر ضد آن دولت را آغاز كرد (نويري، ٢٣/٣٩١). او
كه دژ ببشتر٢ را پايگاه و محل تجمع افراد خود قرار داده بود (حميدي، ٢/٤٧٦؛
ابن عذاري، ٣/٩٩) پس از اندك مدتى، سراسر كوهستانهاي جنوب اسپانيا را تحت
نفوذ خود درآورد و رهبري قيام ملى بر ضد امويان را به دست گرفت ( ٢ EI). وي
بيش از ٥٠ سال (ابن خطيب، همانجا) با ٤ تن از اميران اموي اندلس: محمد بن
عبدالرحمان، منذر بن محمد، عبدالله بن محمد و عبدالرحمان بن محمد ملقب به
الناصر لدين الله، به مبارزه پرداخت (حميدي، ١/٤٠-٤٢؛ نويري، ٢٣/٣٩١- ٣٩٨).
بخش اعظم اين قيام با دوران حكومت عبدالله بن محمد (٢٧٥-٣٠٠ق/ ٨٨٨ -٩١٣م)
مصادف بوده است. بعد از روي كار آمدن عبدالله،ابنحفصون با تجهيز ٣٠ هزار
سپاهى از مردمِ اندلس (ابن عبدربه، ٤/٤٩٧؛ ابن خطيب، همانجا) با وي به
نبرد پرداخت. اگر چه عبدالله بارها وي را در قلعة ببشتر محاصره كرد، اما
نتوانست كار اين قيام را يكسره كند. عبدالرحمان سوم، جانشين عبدالله نيز
به سركوب ابن حفصون - كه نه تنها خاندان اموي بلكه حكومت اسلام و گسترش
آن در اسپانيا را مورد تهديد قرار داده بود - همت گماشت (ابن خطيب، ٢٨-٣٠؛
نويري، ٢٣/٣٩٦- ٣٩٨). سرانجام با درگذشت ابن حفصون (ابن خطيب، ٣٢) قيام وي
نيز پايان يافت. اگرچه جعفر، يكى از فرزندان او، كار پدر را پى گرفت، ليكن
موفق نشد و در ٣١٦ق/٩٢٨م اين ناآراميها كلاً خاتمه يافت (نويري، ٢٣/٣٢-٣٤).
قيام ابن حفصون، چندان مورد پسند مورخان مسلمان واقع نشده و وي از آنجا
كه به پشتيبانى و حمايت مسيحيان تكيه داشت، به بددينى و ارتداد متهم شده
است (ابن حيان، چ پاريس، ٣/٥١). به اين جهت از او با القاب زنندهاي چون
مرتد، مارق (ابن عبدربه، ٤/٤٩٦-٤٩٧)، فاسق ولعين (ابن حيان، همان، ٣/٥٤)
ياد شده است. آنچه مسلم است، اينكه ابن حفصون در رأس مخالفان خاندان
اموي قرار داشته و به منظور نجات كشور خود قيام كرده است. وي در قيام خود
دو هدف سياسى داشت: نخست بيرون راندن امويان از اندلس و ديگر جانشين كردن
بنى عباس به جاي آنان (ابن خلدون، ٤(٢)/٢٩٣) و به همين منظور در صدد ايجاد
رابطه با اميران شمال افريقا بوده است (همانجا).
مآخذ: ابن حيان، حيان بن خلف، المقتبس، به كوشش ملشور آلتونيا، پاريس،
١٩٣٧م؛ همان، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ ابن خطيب،
محمد، كتاب اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦م؛ ابن
خلدون، العبر؛ ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران،
بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٢م؛ ابن عذاري، محمد، البيان المُغرب، به كوشش راينهارت
دوزي، ليدن، ١٨٤٩م؛ ابن قوطيه، محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش
عبدالله انيس الطباع، بيروت، ١٩٥٧م؛ اصطخري ، ابراهيم، المسالك و الممالك،
به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٢٧م؛ حُميدي، محمد، جذوة المقتبس، به كوشش
ابراهيم ابياري، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نويري، احمد، نهاية الارب، به كوشش
احمد كمال زكى و محمد مصطفى زياده، قاهره، ١٩٨٠م؛ نيز: ٢ .
سعيدالله قرهبگلو (رب) ٢٧/٣/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٤/٧٧