دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٨٨
| ابن ساعی جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٨٨ |
اِبْنِ ساعى، تاجالدين ابوطالب على بن انجب بغدادي (٥٩٣ -٢٠ رمضان
٦٧٤ق/١١٩٧- ٨ مارس ١٢٧٦)، معروف به خازن (ابن فوطى، مجمعالا¸داب،
٤(٢)/٦٦٦)، مورخ، مشهور و اديب شافعى مذهب. دربارة نام نياي او ميان
نويسندگان اختلاف هست. بعضى عثمان بن عبدالله (يا عُبيدالله سلامى: ابن
عماد، ٥/٣٤٣) بن عبدالرحمان بن عبدالرحيم را پدر انجب و نياي ابوطالب على
دانستهاند (ابن قاضى، ٢/١٧٨؛ قس: سلامى، ١٣٧) و برخى از عبدالله بن عمار
بن عُبيدالله به عنوان پسر انجب و نياي ابوطالب على سخن راندهاند (ابن
فوطى، الحوادث الجامعة، ٣٨٩). نيز معلوم نيست كه ساعى (= پاكار، پادو) شغل و
لقب انجب پدر ابوطالب على بوده يا يكى از نياكان او. از دوران رشد و
تحصيلات ابن ساعى آگاهى دقيقى در دست نيست، اما نام بسياري از مشايخ و
استادان او را مىتوان از كتب مختلف و از جمله آثار خود وي دريافت. ابن
ساعى قرائات را نزد ابوالبقاء عبدالله عُكبري فراگرفت (ابن قاضى، ٢/١٧٩) و
از كسانى چون ابوعبدالله محمد بن سعيد بن يحيى واسطى، معروف به ابن
دبيثى، ابوالقاسم على و يوسف پسران عبدالرحمان بن جوزي، عبدالسلام بن
يحيى تكريتى، محمد بن ابن المعالى الفقيه (ابن ساعى، الجامع، جم)، على
بن محمد ابن على موصلى و ابوالقاسم سعيد بن معالى النّحاس حديث شنيد و از
ابواليمن الكِندي اجازة روايت گرفت (سلامى، همانجا) و تاريخ بغداد ابن نجار
را نزد خود وي خواند (ابن قاضى، ٢/١٨٠) و ابن نجار به هنگام مرگ او را وصى
خود ساخت (ابن كثير، ١٣/٢٧٠). ابن ساعى همچنين صحيح بخاري را از حسن بن
مبارك بن زبيدي و برادر او حسين و ابوبكر محمد بن احمد بن القطيعى فراگرفت
(سلامى، همانجا). با اينهمه گفتهاند كه در ضبط احاديث و تواريخ دقت نداشت و
آنها را به درستى حفظ نمىكرد (ابن كثير، همانجا). گذشته از علوم رايج در آن
روزگار، ابن ساعى به تصوف نيز گرايش داشت، چندانكه شهابالدين عمر بن محمد
سهروردي او را خرقه داد (ذهبى، تذكرة، ٤/١٤٦٩)؛ اگرچه در خرقه پوشيدن او به
سن ١٥ سالگى، يعنى در ٦٠٨ق (سلامى، همانجا) شايد مبالغتى رفته باشد.
از شاگردان ابن ساعى نيز اطلاع دقيقى در دست نيست، اما از منابع بر مىآيد
كه حافظ ابومحمد عبدالمؤمن بن خلف دمياطى در نظاميه، و امام تقىالدين
محمود بن على دقوقى، و ابوالفضل ابن فوطى از او حديث شنيدند و روايت كردند
(همو، ١٣٧- ١٣٨؛ ذهبى، ذيول العبر، ٤/٩٦). همچنين عبدالرحمان سنبط اربلى صاحب
خلاصة الذهب المسبوك، و ابن فوطى سابقالذكر صاحب الحوادث الجامعة و
مجمعالا¸داب از شاگردان برجستة ابن ساعى بودهاند (جواد، مقدمة الجامع
المختصر، «ط»؛ نيز نك: رواياتى كه آن دو در آثار خود از ابن ساعى آورده و از
او با عنوان «شيخنا» ياد كردهاند). از اينكه ابن ساعى در كجا تدريس مىكرده،
اطلاعى در دست نيست، ولى چون سالها كتابدار مستنصريه و نظامية بغداد بوده
(ذهبى، تذكرة، همانجا؛ سلامى، ١٣٨) و از همينرو برخى از او با لقب «خازن» ياد
كردهاند، مىتوان پنداشت كه احتمالاً پس از تسخير بغداد به دست هلاكو در
٦٥٦ق/١٢٥٨م وي در آن دو مدرسه حديث مىگفته يا تدريس مىكرده است.
گفتهاند كه به هنگام حملة هلاكو، ابن ساعى و عزالدين ابن ابى الحديد شارح
نهجالبلاغة و برادر او موفقالدين ابن ابى الحديد به خانة ابن علقمى وزير
مستعصم رفتند و از قتل رهايى يافتند (معروف، ٢/٣٣٧، به نقل از شرح
نهجالبلاغة ابن ابى الحديد). گويا پس از سقوط بغداد، ابن ساعى و عزالدين و
موفقالدين ابن ابى الحديد از سوي خواجه نصيرالدين طوسى به نظارت
كتابخانههاي بغداد منصوب شدند (جواد، مقدمة نساء الخلفاء، ١٩).
دربارة ابن ساعى، از نويسندگان معاصر وي چيزي در دست نيست، اما مؤلفان
بعدي غالباً او را ستوده و با عناوين «فقيه، حافظ، محدّث، مورخ و شاعر» از او
ياد كردهاند (اسنوي، ٢/٧٠، ٧١؛ ابن قاضى، ٢/١٧٩). سيوطى او را در طبقة بيستم
حفّاظ ذكر كرده (ص ٥١٢) و ابن داوودي (١/٤٠٠) وي را از طبقة مفسّران برشمرده
است. ابن ساعى سرانجام در بغداد درگذشت (اسنوي، ٢/٧١) و پيكرش را در مقبرة
الشّونيزيه كه آرامگاه صوفيان بود و در جانب غربى بغداد قرار داشت، به خاك
سپردند (معروف، ٢/٣٣٧؛ جواد، مقدمة نساءالخلفاء، ٢٣). وي قبل از مرگ، كتابهاي
خود را وقف نظامية بغداد كرد (اسنوي، همانجا).
آثار: در روزگاري كه بايد آن را دورة رواج تاريخنويسى به شمار آورد و كسانى
چون عزالدين ابن اثير و ابن خلكان در آن دوره آثاري بزرگ پديد آوردند،
ابن ساعى از نويسندگان بسيار پركار محسوب مىشد كه از اين راه ظاهراً مال
فراوانى به دست آورد. چنانكه گفتهاند در برابر هر كتاب تاريخى ١٠٠ تا ٣٠٠
دينار مىگرفت (سلامى، ١٣٩؛ قس: روزنتال، ٥٨ -٥٧ ؛ جواد، مقدمة نساءالخلفاء،
٢٠). آثار ابن ساعى را ١٣٣ مجلد برشمردهاند (همانجا)، ولى در درستى آن ترديد
هست. چه، برخى از اين آثار به چند عنوان مشهور شده كه هر يك را كتابى
جداگانه پنداشتهاند (نك: فهرست آثار او)، يا برخى از آثار منسوب به او چيزي
بيش از عناوين فصول كتب بزرگتر او نبوده و يا اصولاً به اشتباه به ابن
ساعى منسوب شده است (مثلاً جواد، مقدمة الجامع المختصر، «ر، ش، خ»). ويژگى
آثار ابن ساعى، توجه او به ثبت تواريخ خلفاست. ممكن است اينگونه آثار را
پس از انقراض عباسيان كه ابن ساعى حدود ٢٠ سال پس از آن هم زيست، نوشته
باشد. برخى از آثار او از منابع مهم نويسندگان بعدي بوده است. از جمله ابن
فوطى در مجمعالا¸داب و الحوادث الجامعة، عبدالرحمان سنبط اربلى در خلاصة
الذهب المسبوك، ابن كثير در البداية و النهاية و غسّانى در العسجد المسبوك از
آثار ابن ساعى به ويژه كتب تاريخى او استفاده كردهاند، و اصولاً نام برخى
از آثار ابن ساعى فقط از همين طريق شناخته شده است.
در هر حال آثار منسوب به ابن ساعى تا آنجا كه از كتب مورخان و
فهرستنگاران متقدم و متأخر برمىآيد، بدينقرار است: الاحاديث اليمانية
الغالية (حاجى خليفه، ١/١٤)، سلامى (ص ١٣٨) الا´حاديث اليمانية آورده كه
درست نيست، زيرا الثمانيات در حديث معروف است؛ اخبار الادبا در ٥ مجلد (حاجى
خليفه، ١/٢٥)؛ اخبار الحلاج (همو، ١/٢٦) و اخبار الخلفاء [الاربعة يا الراشدين]
(همو، ١/٢٩٣)؛ اخبار الرُّبُط و المدارس (همو، ١/٢٧)؛ اخبار الطاهر (سلامى، ١٣٨)؛
اخبار قضاة بغداد (حاجى خليفه، ١/٢٩) كه احتمالاً همان القضاة و الشهود ببغداد
(سلامى، همانجا) و يا تاريخ الشهود و الحكام ببغداد (حاجى خليفه، ١/٢٩٦) است؛
اخبار المصنفين در ٦ مجلد (همو، ١/٣٠)؛ اخبار من ادركت خلافة ولدها من جهات
الخلفاء، [يا من نساء الخلفاء ] (ابن ساعى، نساء الخلفاء، ٤٣؛ بستانى، ٣/١٥٩)؛
اخبار النبوية و شرحى از آن در سه مجلد (سلامى، همانجا)؛ اخبار الوزراء فى
دولة الا´ئمة الخلفاء (روزنتال، و گويا همان تاريخ (حاجى خليفه، ١/٣٠٩) ابن
ساعى است؛ ارشاد الطالب الى معرفة المذاهب (سلامى، همانجا)؛ الاشارة الموفقية
فى اخبار علماء الدولة البويهية (اربلى، ٢٦٠) كه بستانى (همانجا) آن را
الارشادات... ناميده است؛ اعتبار المستبصر فى سيرة المستنصر (سلامى، همانجا)
كه حاجى خليفه (٢/١٠١٦) آن را سيرةالمستنصر ناميده است؛ الاقنفاء (ابن
فوطى، مجمع الا¸داب، ٤(٢)/٧٩٣) كه جواد (مقدمة نساء الخلفاء ) آن را الاقتفاء
فى ذيل طبقات الفقهاء ناميده است؛ الايضاح عن الاحاديث الصحاح (سلامى،
همانجا)؛ الايناس بمناقب العباس (حاجى خليفه، ١/٢١٥) كه به عناوين ديگري
چون مناب الخلفاءِ العباسيين (سلامى، همانجا) نيز موسوم است؛ بشارة من بلغ
الثمانين من العمر (بستانى، همانجا)؛ بغية القاصدين فى معرفة القضاة و
المعدّلين (ابن فوطى، مجمعالا¸داب، ٤(١)/٢٤٥). احتمال قوي هست كه اين
كتاب نام ديگر القضاة و الشهود ببغداد (سلامى، همانجا) باشد؛ تاريخ ابن ساعى
كه به اخبار الخلفاء يا تاريخ الخلفاء نيز موسوم بوده و در ٢٦ يا به قولى
بيش از ٣٠ مجلد تدوين شده بود (ابن قاضى، ٢/١٧٩؛ حاجى خليفه، ١/٢٧٨- ٢٧٩)؛
الجامع المختصر فى عنوان التواريخ و عيون السير در ٢٥ مجلد كه ابن فوطى نيز
ذيلى بر آن نوشت (همو، ١/٥٧٣). جلد نهم اين كتاب كه تنها بخش باقى مانده
از آن است، به كوشش مصطفى جواد در بغداد (١٣٥٣ق/١٩٤٣م) منتشر شده است؛
الحثّ على طلب الولد (همو، ١/٦٣٠)؛ ذيل بر ذيل تاريخ بغداد ابوبكر مارستانى
(همو، ١/٢٨٨)؛ ذيل بر طبقات الشافعية شيخ ابواسحاق شيرازي در ٧ مجلد (همو،
٢/١١٠٠)؛ ذيل بر الكامل ابن اثير در ٥ مجلد (ذهبى، تذكرة ٤/١٤٦٩؛ ابن قاضى،
همانجا): ذيل بر كتاب الوزراءِ صاب بن عباد [؟] (حاجى خليفه، ٢/١٤٦٩)؛ الروض
الناضر فى اخبار الاتمام النّاصر (ابن فوطى، مجمع الا¸داب، ٤(١)/٧٨؛ اربلى،
٢٨٢)؛ سيرةالمستعصم؛ شرح الفصيح ثعلب (سلامى، ١٣٨)؛ نهاية الفوائد الا´دبية
فى شرح المقامات الحريرية در ٢٥ مجلّد (حاجى خليفه، ٢/١٧٩١) و نيز شرحى مختصر
بر مقامات در يك جلد؛ شرح نهجالبلاغة (سلامى، همانجا)؛ شرط المستنصرية (حاجى
خليفه، ٢/١٠٤٤)؛ شعراء الزمان در ١٠ مجلد (ابن قاضى، همانجا؛ حاجى خليفه،
٢/١٠٤٨) كه محتملاً همان لطائف المعانى فى ذكر شعراء زمانى است (ابن فوطى،
مجمعالا¸داب، ٤(٢)/٧٢٤، ٩٥٩)؛ غرر المحاضرة و دررالمكاثرة (حاجىخليفه، ٢/١٢٠٢)؛
غزلالظِراف و مغازلةالاشراف در ٢ مجلد (جواد، مقدمة الجامع المختصر، «ث») كه
حاجى خليفه (٢/١١٤٠) به غلط «عزل الطرف» ضبط كرده است؛ القلائد الدرّيّة فى
المدائح المستعصميّة (عوّاد، ٥٥٨)؛ كتاب الزهاد (ابن فوطى، الحوادث، ٣٨٩) كه
آخرين تأليف ابن ساعى بوده است؛ كشف الكلمات العربية؛ المحب و المحبوب
(سلامى، همانجا)؛ مختصر اخبار الخلفاء كه گفتهاند همان كتاب تاريخ اوست
(سركيس، ١١٥؛ زيدان، ٣/٢١٤)، در حالى كه فقط دربارة تاريخ عباسيان است و در
بولاق (١٣٠٩ق/ ١٨٩٢م) به چاپ رسيده است؛ مختصر تفسير البغوي (سيوطى، ٥١٢)؛
المدائح الوزيرية (بستانى، همانجا)؛ قطعه شعري در رثاي مادرِ الناصرلدين
الله خليفة عباسى (ابن ساعى، الجامع المختصر، ٩/٢٧٩)؛ مشيخة على بن انجب در
٢٠ و به قولى در ١٠ مجلد (حاجى خليفه، ٢/١٦٩٧؛ ابن عماد، ٥/٣٤٣-٣٤٤) كه به
گفتة برخى تأليف محمد بن انجب است (نك: كوپريلى، ٢/٢٤٥)؛ معجمالادباء در ٥
مجلد (ابن قاضى، همانجا)؛ المُعْلَم الاتابكى (ابن فوطى، مجمع الا¸داب،
٤(٣)/ ٥٥٩)؛ مقابر بغداد (ماسينيون، كه همان المقابر المشهورة و المشاهد المزورة
(حاجى خليفه، ٢/١٧٧٨) است، نسخهاي از آن در كتابخانة مصطفى توفيق افندي در
اماسيه (ششن، ٢/٢٣٤) موجود است؛ المناقب العلية لمدرّسى النظامية (سلامى،
١٣٨)؛ منهاج الطالبين فى معرفة نقباءِ العبّاسيين (عواد، ٥٥٨)؛ نزهةالابصار فى
اخبار ابنى المستعصم بالله العباسى (جواد، مقدمة نساء الخلفاء، ٣١؛ قس: حاجى
خليفه، ٢/١٩٣٨)؛ نزهةالراغب المعتبر فى سيرة الملك قشتمر (ابن ساعى، همان،
٩/٤٣)؛ نساء الخلفاء، موسوم به جهات الائمة الخلفاء من الحرائر و الاماء كه
به كوشش مصطفى جواد در قاهره (١٩٦٠م؟) منتشر شده است؛ ولاة خوزستان (جواد،
مقدمة نساء الخلفاء، ٣٢) و نيز سه كتاب بلغة الظرفاء، حسن الوفاء لمشاهير
الخلفاء و نظم منثور الكلام كه بستانى (همانجا) و جواد (مقدمة الجامع المختصر،
«خ، ش، ر») به نقل از حاجى خليفه به ابن ساعى نسبت دادهاند.
مآخذ: ابن داوودي، محمد، طبقات المفسرين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن ساعى،
على، الجامع المختصر، به كوشش مصطفى جواد، بغداد، ١٩٣٤م؛ همو، نساء الخلفاء،
به كوشش مصطفى جواد، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب،
قاهره، ١٣٥١ق؛ ابن فوطى، عبدالرزاق، الحوادث الجامعة، بهكوشش محمدرضا شيبى
و مصطفى جواد، بغداد، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، مجمع الا¸داب، به كوشش مصطفى جواد،
قاهره، ١٩٦٥م؛ ابن قاضى شهبه، ابوبكر، طبقات الشافعية، به كوشش حافظ
عبدالنعيم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ابن كثير، اسماعيل، البداية و
النهاية، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨ق؛ اربلى، عبدالرحمان، خلاصة الذهب المسبوك، به
كوشش مكى سيدجاسم، بغداد، ١٩٦٤م؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به
كوشش عبدالله جبوري، بغداد، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ بستانى ف؛ جواد، مصطفى، مقدمه بر
الجامع المختصر (نك: ابن ساعى در همين مآخذ)؛ همو، مقدمه بر نساء الخلفاء (نك:
ابن ساعى در همين مآخذ)؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ،
حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، ذيول العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعيد بن
بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ زيدان، جرجى، تاريخ آداب اللغة
العربية، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٧م؛ سركيس، چاپى؛ سلامى، محمد،
منتخب المختار، به كوشش عباس العزاوي، بغداد، ١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ سيوطى، طبقات
الحفاظ، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ شِشِن، رمضان، نوادر المخطوطات العربية، بيروت،
١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ عواد، كوركيس و عبدالحميد علوجى، جمهرة المراجع البغدادية،
بغداد، ١٩٦٢م؛ كوپريلى، خطى؛ معروف، ناجى، تاريخ علما و المستنصرية، قاهره،
١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛ نيز:
,S; Massignon, Louis, La passion de Husayn ibn Mans = r Hall ? j, Paris, ١٩٧٥;
Rosenthal, Franz, A History of Muslim Historiography, Leiden, ١٩٦٨.
صادق سجادي
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا