دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١١
| ابن امير حاج، ابو عبدالله جلد: ٣ شماره مقاله:٩١١ |
اِبْنِ اَميرِ حاج، يا ابن اميرالحاج ابوعبدالله محمد بن محمد بن محمد بن
حسن بن على بن سليمان حلبى، شمسالدين (د ٨٧٩ق/ ١٤٧٤م)، فقيه، اصولى و
مفسر حنفى. از وي به ابن مُوَقَّت (سخاوي، الضوء اللامع، ٩/٢١٠) و ابواليمن
(كوپريلى، ١/٢٥٩، شم ٦٠٦) نيز ياد شده است. سيوطى (ص ١٦١) در سلسله نسب وي
نام على را ذكر نكرده است. ابن امير حاج در پايان بعضى از نسخ خطى نسب
خود را تا سليمان بدون ذكر «على» ياد نموده است ( آلوارت، ؛ VI/١٩ كوپريلى،
١/٢٩٦). سخاوي (همان، ٩/٢١١) كنية وي به ابن اميرحاج را برگرفته از سمت
اميرالحاجى يكى از اجداد وي دانسته است. لقب ابن موقت نيز به اين سبب
است كه جدّ وي محمد وظيفة توقيت زمان نماز را در مسجد جامع حلب بر عهده
داشته و به موقت ملقب بوده است (همان، ٧/٢٢٦).
ابن اميرحاج در ١٨ ربيعالاول ٨٢٥ق/١١ مارس ١٤٢٢م در حلب زاده شد. قرآن را
نزد ابراهيم كفرناوي و ديگران فرا گرفت، و دروس رايج آن دوران چون
الاربعون النووية در حديث را از يحيى بن شرف نووي، مختار در فروع فقه حنفى
و مقدمة ابوليث نصر بن محمد سمرقندي و نيز جرجانيه را نزد اساتيدي از حلب
آموخت و به فراگيري فقه از علاءِ ملطى و ادبيات از زينالدين عبدالرزاق
پرداخت، سپس به حماه رفت و از ابن اشقر حديث آموخت. بعد به قاهره رفت و
نزد ابن حجر عسقلانى حديث شنيد، و علاوه بر اين مجملى از شرح الفية عراقى
در مصطلحات حديث و غير آن را از ابن حجر فراگرفت و در فقه، قرآن و سنت
ملازمت كمالالدين محمد بن همامالدين عبدالواحد اسكندري سيواسى مشهور به
ابن همام را اختيار كرد؛ تا اينكه خود در فنون مختلف استاد شد و ابن همام و
جز او به وي اجازه دادند و متصدي اقراء و افتاء گرديد (همان، ٩/٢١٠). بغدادي
( هدية، ٢/٢٨٠) و كتانى (ص ١٤٦) از وي با عنوان قاضى ياد كردهاند، اما در
منابع قديم از اين موضوع سخنى نرفته است.
ابن امير حاج دو سال پيش از وفات به قصد اقامت در مكه يا بيتالمقدس ابتدا
عازم حج شد و در مكه اندك زمانى به اقراء و افتاء پرداخت. سپس به
بيتالمقدس رفت و حدود دو ماه آنجا ماند، اما در هيچ يك از اين دو شهر از
گزند معاندان آسوده نبود؛ از اين رو از تصميم اقامت خويش منصرف شد و به
حلب كه در آنجا حرمت او را نگاه مىداشتند، بازگشت. اندكى بعد در شب جمعه
٢٩ رجب ٨٧٩ق/٩ دسامبر ١٤٧٤م، پس از ٥٠ روز بيماري درگذشت و در زادگاهش به
خاك سپرده شد (سخاوي، الضوء اللامع، ٩/٢١١).
آثار: مهمترين اثر او شرحى است بر كتاب التحرير فى اصول الفقه، نوشتة
استادش ابن همام كه داراي عباراتى موجز و منقح و گاه معماگونه بود. اين
شرح را التقرير و التحبير ناميد و اصطلاحات فقهى حنفيان و شافعيان را در آن
جمعآوري كرد (حاجى خليفه، ١/٣٥٨). او خود گويد كه اين شرح را به خواهش
برخى از فضلاي عصر و به اشارة استاد نوشته (ابن امير حاج، ١/٣) و در ٥
جماديالاول ٨٧٧ق/ ٨ اكتبر ١٤٧٢م (يا رمضان ٨٧١ق؛ حاجى خليفه، همانجا)
تأليف آن را به پايان برده است. التقرير همراه با متن اصلى در ٣ جلد در
مصر به چاپ رسيده است. همراه آوردن متن با شرح كه گاه جزء به جزء و
كلمه به كلمه نقل شده، در بررسى كتاب و درك دقايق و رموز آن بسيار مؤثر
است. بستانى (٤/١٢٧) مىگويد كه شرح مذكور در ١٣٥١ق نيز به چاپ رسيده است.
آثار خطى ابن امير حاج عبارتند از:
١. احاسن المحامل فى شرح العوامل ( آلوارت، كه در جمادي الثانى ٨٥١/ اوت
- سپتامبر ١٤٤٧ در حلب به پايان رسيده است و شرحىاستبر العواملالمائة نوشتة
عبدالقاهرجرجانى ( آلوارت، همانجا). بروكلمان با نام شرح العوامل المائة از
آن ياد كرده است II/٢٢) S, .(GAL,
٢. تعريف المستر شد حكم الغرس فى المسجد (عبدالرزاق احمد، ٥/٣٣٤، ٨/١٨٧).
٣. حلبة المجلى و بغية المهتدي كه شرحى است بر منية المصلى و غنية المبتدي،
اثر سديدالدين كاشغري در فقه (حاجى خليفه، ٢/١٨٨٦- ١٨٨٧)، و به شرح حلبى
كبير مشهور است (طباخ، ٥/٢٨٦). از اين كتاب با نامهاي حلية المجلى (خديويه،
٣/٤١-٤٢؛ مراغى، ٣/٤٧) و حلية المحلى (بغدادي، هدية، ٢/٢٠٨) نيز ياد شده است و
چند نسخه از آن موجود است ( دوسلان، ؛ I/٢٢٢ كوپريلى، ١/٢٩٥-٢٩٦). كتاب دو
جزء دارد، جزء اول در ١٤ شعبان ٨٦٥ق/٢٥ مة ١٤٦١م در مدرسة نوريه معروف به
حلاويه، و جزء دوم كه از شرط چهارم از شروط ششگانة نماز شروع مىشود و به
كتاب جنائز خاتمه مىيابد در ٢٧ ربيعالاول ٨٦٧ق/٢٠ دسامبر ١٤٦٢م در همان
مدرسه به پايان رسيده است (كوپريلى، همانجا).
٤. داعى منارالبيان لجامع النسكين بالقرآن (سخاوي، الضوء اللامع، ٩/٢١٠) يا
مناسك ابن امير الحاج كه شرح مناسك حج و مطالب مربوط به آن و شامل يك
مقدمه، ٣ باب و خاتمه است و در ٨٧٦ق/١٤٧١م در قدس شريف فراهم آمده است
(حاجى خليفه، ١/٧٢٩، ٢/١٨٢٩). اين كتاب را داعى منازل البيان نيز ناميدهاند
(سخاوي، طبقات، ٢٩٣؛ طباخ، ٥/٢٨٦). در مجلة معهد المخطوطات العربية (جامعه،
٤(٢)/٢٥٠) به جاي كلمة النسكين واژه التسكين و در هدية العارفين (٢/٢٠٨) به
جاي همان كلمه، واژه المنسكين آمده است.
٥. فتوي (عبدالرزاق احمد، ٨/١٨٧).
آثار منسوب: ١. ذخيرة القصر فى تفسير سورة و العصر (سخاوي، الضوء اللامع،
٩/٢١٠)، كه در ٨٧٦ق/١٤٧١م در قدس شريف به اتمام رسيده و با نام ذخيرة
الفقر نيز از آن ياد شده است (حاجى خليفه، ١/٨٢٤)؛ ٢. شرح المختار فى فروع
الحنفية ابن مودود موصلى در فقه كه ابن امير حاج در شرحى كه بر منية
المصلى نوشته، از آن ياد كرده است (حاجى خليفه، ٢/١٦٢٢-١٦٢٣)، اما نسخة خطى
از آن در دست نيست؛ ٣. منية الناسك فى خلاصة المناسك (بغدادي، ايضاح،
٢/٥٩٧).
مآخذ: ابن امير حاج، محمد، التقرير و التحبير، بولاق، ١٣١٦ق؛ بستانى ف؛
بغدادي، اسماعيل، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٧م؛ همو، هدية العارفين،
استانبول، ١٩٥٥م؛ جامعه، خطى؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
خديويه، فهرست؛ سخاوي، محمد، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٥ق/١٩٣٦م؛ همو، طبقات
الحنفية، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز، شم ؛ BP٥٤/٤ سيوطى، نظم العقيان
فى اعيان الاعيان، به كوشش فيليپ حتى، نيويورك، ١٩٢٧م؛ طباخ، محمد راغب،
اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٤ق/١٩٢٥م؛ عبدالرزاق احمد، سالم، فهرست مخطوطات
مكتبة الاوقاف العامة فى الموصل، موصل، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ كتانى، محمد، الرسالة
المستطرفة، بيروت، ١٣٣٢ق؛ كوپريلى، خطى؛ مراغى، عبدالله مصطفى، الفتح
المبين فى طبقات الاصوليين، بيروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ نيز:
Ahlwardt; De Slane; GAL,S.
محمدهادي مؤذن جامى تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ١٩/٥/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٩/٥/٧٦