دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٥٠
| ابن خصيب، ابوبکر جلد: ٣ شماره مقاله:١١٥٠ |
اِبْنِ خَصيب، ابوبكر حسن، اخترشناس ايرانى تبار سدة ٣ق/٩م. او به فارسى و
عربى مىنوشت (ابن قفطى، ١٦٥؛ سارتن، ٦٩٨). ابن طاووس، كنية او را
ابوالحسين بن ابى الخصيب ذكر كرده و از دانشمندان شيعة اهل قم و مقيم
كوفه برشمرده است (ص ١٢٩). از زادگاه و جزئيات زندگى وي آگاهى دقيقى در
دست نيست و آنطور كه از نوشتة خود وي در كتاب المواليد برمىآيد، ابوالعنبس
صميري منجم را در ٢٣٠قش/٨٤٥م ملاقات كرده و ظاهراً بيشتر از كِنْدي
رياضىدان (د احتمالاً ميان ٢٥٢-٢٦٠ق/٨٦٦ -٨٧٤م) زندگى كرده است GAS,)
.(VII/١٢٢ بدين ترتيب مىتوان چنين نتيجه گرفت كه ابن خصيب در نيمة دوم
سدة ٣ق/٩م زنده بوده، از اين روي نوشتة بغدادي (١/٢٦٥) كه تاريخ درگذشت
او را حدود ١٩٠ق/٨٠٥م ذكر كرده است، درست به نظر نمىرسد. او پيش از آنكه
به علم هيأت بپردازد، به تحقيق و مطالعه در سعد و نَحس و قِران ستارگان
علاقة خاص داشت و در پيشگويى و «سهم الغيب» (بخشى معين از فلك البروج كه
طالع بينند) نيز ماهر بود و متخصص احكام نجوم به شمار مىرفت، ولى
پيشگوييهاي او اغلب نادرست بود (ابن قفطى، همانجا). ابن خصيب در احكام
نجوم مهارت داشت و به همين سبب حاميان زيادي يافت و شايد به همين دليل،
آثارش جزء بزرگترين كتابهاي احكام نجوم مورد پذيرش ملل ديگر نيز قرار گرفت
و از اجزاي لازم علم نجوم و دانشهاي وابسته به آن گرديد.
آثار:
١. كارمهتر يا الكارمهتر، دائرةالمعارفى است نجومى. ابن نديم (ص ٢٧٦) آن را
شامل ٤ كتاب به شرح زير مىداند: كتاب المدخل الى علم الهيئة؛ كتاب تحويل
سنى العالم كه اين هر دو كتاب ظاهراً از ميان رفته است VII/١٢٣) )؛ GAS,
كتاب المواليد؛ كتاب تحويل سنى المواليد كه از مآخذ معتبر خواجه نصيرالدين
طوسى در كتاب سفينة او بوده است (همانجا)، كتاب المواليد و كتاب تحويل سنى
المواليد هر دو در يك مجلد در كتابخانههاي حميديه (شم ٨٥٦) و چستربيتى (شم
٥٣٩٩) و كتاب المواليد با عنوان المغنى فى المواليد يا المقنع فى المواليد در
اسكوريال به شمارههاي: ٩٣٥، ٩٤٠، ٩٧٣ و ٩٧٨ (ناقص) و در كتابخانة فاتح
استانبول (شم ٥٤١١) نگهداري مىشود I/٣٩٤) GAL'S, ; VIII/١٢٣ .(GAS, ترجمة لاتين
كتاب المواليد كه در آن نام الخصيب به صورت الكاسين پسر الكاسيت١ آمده
است در ٦١٥ يا ٦٢٦ق/١٢١٨ يا ١٢٢٩م توسط ساليو يا سالومون٢ در پادوا٣ انجام
گرفته (سارتن، ١/٦٩٨) و در ٨٩٨ق/١٤٩٣م، ٨٩٩ق/١٤٩٣م و ٩٠٧ق/ ١٥٠١م در ونيز
(سوتر، و در ٩٤٧ق/١٥٤٠م در نورنبرگ آلمان چاپ شده است ، GAS) همانجا). ترجمة
عبري آن نيز به وسيلة اسحاق ابوالخير در ٩٠٤ق/١٤٩٨م صورت گرفته است.
همچنين كتاب تحويل سنى المواليد را افلاطون تيولى٤ ترجمه كرده است
(همانجا). بعدها يوهانس ميليوس٥ كتابدار حكمران ايالت ساكسونى با نوشتن شرحى
، توجه ديگران را به آثار ابن خصيب جلب كرد، به طوري كه كتاب مغنى فى
المواليد به جزئى از «صد گفتار٦» منسوب به هرمس تبديل شد ( ٢ EI).
٢. احكام النجوم، نسخهاي از آن در كتابخانة ملك (شم ٣٥٠٢) در ٣٣٨ برگ وجود
دارد كه تاريخ كتابت آن رمضان ١٢٢٦/سپتامبر ١٨١١ است (ملك، ١/٢٠). سزگين
احتمال داده است كه اين كتاب نسخهاي از الجامع الكبير فى الاحكام تأليف
ايوب بن عينالدولة خلاطى خطيب باشد VII/١٢٤) .(GAS, گذشته از آثار ياد شده،
ابن قفطى، كتابهاي قضيب الذهب، النُكت و كتاب المنثور را كه به يحيى بن
خالد برمكى تقديم شده (همانجا) و ابن نديم آنها را منسوب به ابن خياط
مىداند (ص ٢٧٦)، به ابن خصيب نسبت داده است (ابنقفطى، همانجا). چنين به
نظر مىرسد كه ابن قفطى، هنگام استفاده از الفهرست دچار اشتباه شده، زيرا
كه در هيچ يك از مآخذ ديگر كه زندگى نامه و آثار ابن خصيب را نوشتهاند،
به كتابهاي مذكور اشاره نشده است. همچنين موضوع حمايت برمكيان از ابن
خصيب نيز كه در «دائرة المعارف اسلام٧» به آن اشاره شده، ناشى از انتساب
كتاب المنثور به ابن خصيب بوده است.
مآخذ: ابن طاووس، على، فرج المهموم، قم، ١٣٦٣ش؛ ابن قفطى، على، تاريخ
الحكماء، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ، ١٩٠٣م؛ ابن نديم، الفهرست، به
كوشش گوستاوفلوگل، لايپزيگ، ١٨٧١م؛ بغدادي، هديه؛ سارتن، جورج، مقدمه بر
تاريخ علم، ترجمة غلامحسين صدري افشار، تهران، ١٣٥٣ش؛ ملك، خطى؛ نيز:
EI ٢ ; GAL,S; GAS; Suter, Heinrich, Die Mathematiker und Astronomen der Araber
und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠.
علىاكبر ديانت (رب) ٣٠/٤/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٦/٥/٧٧