دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٩٢
| ابن سحنون جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٩٢ |
اِبْنِ سَحْنون، ابوعبدالله محمد بن سحنون بن سعيد بن حبيب تنوخى
(٢٠٢-٢٥٦ق/٨١٧ -٨٧٠م)، فقيه مالكى. وي مقدمات علوم را در قيروان فراگرفت و
نزد پدر خويش فقه آموخت (مالكى، ١/٣٤٥؛ قاضى عياض، ٤/٢٠٤) و از كسانى مانند
عبدالله بن ابى حسّان يحصبى، موسى بن معاوية صُمادحى، عبدالعزيز بن يحيى
مدنى هاشمى، عبدالمؤمن بن مستنير جزري و ابوعبدالرحمان بَقىّ بن مخلّد
استماع كرد (ابوالعرب، ١٥٨، ١٩٧؛ مالكى، ١/٣٤٦؛ ابن حيان، ٢٦٣؛ قاضى عياض،
همانجا). و از ابوالحسن محمد بن نصر بن حضرم مناظره آموخت (خشنى، ١٩٨). او
در ٢٣٥ق آهنگ مشرق كرد و در مصر بر ابورجاء بن اشهب وارد شد و عالمان و
بزرگان مصر از جمله مُزَنى از اصحاب شافعى به ديدار وي آمدند. مزنى پس از
بيرون آمدن از نزد وي سوگند خورد كه كسى را داناتر و تيزهوشتر از وي نيافته
است (مالكى، همانجا). ابن سحنون در همان سال از مصر به مكه رفت و مناسك
حج را به جاي آورد. در مدينه با ابومصعب زهري از اصحاب مالك بن انس و
يعقوب بن حميد بن كاسب ملاقات كرد و از ابومصعب و نيز سلمة بن شبيب استماع
كرد (قاضى عياض، ٤/٢٠٤؛ ذهبى، ١٣/٦٠).
دانشمندان و عالمان پس از وي از او به نيكى ياد كرده و مقام علمى وي را
ستايش كردهاند، از جمله ابوالعرب او را مورد وثوق شمرده و علم او را به
مذهب مالك و آثار سلف ستوده است. وي حتى در زمان حيات پدرش سحنون از نظر
علمى اهميت يافت و حلقة درسى در كنار حلقة پدرش تشكيل داد (مالكى، ١/٣٤٥).
به گفتة ابن ابى دُلَيم، ابن سحنون در فقه و مناظره چيرهدست بود و به
اين وسيله از مذهب مالك به خوبى دفاع مىكرد. ابن حارث نيز از آگاهى او
بر حديث سخن گفته است (قاضى عياض، ٤/٢٠٥-٢٠٦). مالكى حكايت مناظرة وي با
ابوسليمان نحوي دربارة خلق قرآن و مناظرهاي ديگر با يكى از علماي يهود در
مصر را كه منجر به گرويدن وي به اسلام شد، به تفصيل بيان كرده است
(١/٣٥٠-٣٥٢).
ابن سحنون شاگردان بسياري تربيت كرد كه از آن ميان ابراهيم بن عتاب
خولانى، ابومحمد بن حكمون، ابن ابى الوليد خطيب و ابوالقاسم طوري متولى
مظالم قيروان را مىتوان نام برد (خشنى، ١٥١، ١٦٤، ١٦٥؛ در مورد راويان او
نك: همان، ١٦٦؛ ابوالعرب، ١٠٠؛ حميدي، ١/٢٨٠-٢٨١، ٣٨٩). از عقايد وي اين بود
كه در مسألة «استثنا در ايمان» قائل بود به اينكه وقتى كسى به اعتقاد خود
آگاهى دارد، چگونه مىتوان تصور كرد كه در آن شك كند؟ (در مورد تفصيل اين
بحث نك: قاضى عياض، ٤/٢١٨-٢١٩). ابن سحنون پس از مرگ پدرش بر اثر اختلاف
با سليمان بن عمران قاضى قيروان ناچار شد از قيروان خارج شود، اما در
نامهاي از محمد بن اغلب امير قيروان، امان خواست و به قولى خودِ ابن
سحنون به قصر امير رفت و اماننامه دريافت كرد و امير دست سليمان را از وي
كوتاه نمود. از آن پس بر عزت و نفوذ ابن سحنون افزوده شد (خشنى، ١٣٠-١٣١) و
قاضى سليمان چون در ظاهر نمىتوانست مزاحمتى براي ابن سحنون به وجود آورد،
گويا غيرمستقيم درصدد آزار وي برآمد. مالكى (١/٣٥٢-٣٥٣) از آزار گروهى عراقى
كه در قيروان مىزيستند، ياد كرده و قاضى عياض (٤/٣١٤) نام يكى از مخالفان
وي را ابن ابى الحواجب صاحب الصلاة گفته است.
ابن سحنون با اعمال نفوذ امير را واداشت تا عبدالله بن طالب نامى را به
امامت جمعه انتخاب كند (همانجا) و اين شكست بزرگى براي مخالفان ابن سحنون
بود. در پى اين حادثه سليمان منزوي گرديد و از مقام قضا بركنار شد و ابن
طالب به جاي وي منصوب گرديد (خشنى، ١٣١- ١٣٢). به گفتة لبيدي، ابن سحنون
در ماجراي جنگ با روميان از قيروان به قصر الطوب رفت و با حمايت مردم
روميان را كه به قصد تعرض به اموال مسلمانان آمده بودند، شكست داد
(مالكى، ١/٣٤٨).
ابن سحنون به گفتة قاضى عياض در ساحل درگذشت و جسد وي به قيروان برده شد
(٤/٢١٩) و در باب نافع نزديك قبر پدرش به خاك سپرده شد (دباغ، ٢/١٣٤).
ابراهيم بن اغلب امير قيروان بر وي نماز گزارد و بر گور او گنبدي ساخت
(قاضى عياض، ٤/٢٢٠) و جماعتى از شاعران از جمله احمد بن سليمان در قصيدهاي
كه در حدود ٣٠٠ بيت بود، او را مرثيه گفتند (مالكى، ١/٣٥٧-٣٦٠) و محمد بن
داوود از اصحاب وي و ديگران نيز در سوگ وي اشعاري سرودند (قاضى عياض،
٤/٢٢٠-٢٢١).
آثار: از نوشتههاي متعدد ابن سحنون اكنون كتب زير موجود است: ١. آداب
المعلمين كه در ١٩٣١م به كوشش حسن حسنى عبدالوهاب در تونس منتشر شده و
به وسيلة لوكونت١ به فرانسه ترجمه و در «مجلة مطالعات اسلامى٢» در پاريس
(١٩٥٣م) به چاپ رسيده است، همچنين بار ديگر به كوشش احمد فوُاد الاهوانى
ضمن كتاب التربية الاسلامية در قاهره (١٩٥٥م) انتشار يافته است I/٤٧٣) )؛
GAS, ٢. اصول الدين، كه نسخهاي از آن در كتابخانة اوقاف رباط ضمن
مجموعهاي موجود است (همانجا؛ براي ديگر آثار ابن سحنون نك: مالكى،
١/٣٤٥-٣٤٦؛ قاضى عياض، ٤/٢٠٧)؛ ٣. الرسالة السحنونية، به صورت سؤال و جواب در
فقه كه نسخهاي از آن در كتابخانة ازهريه و نسخهاي ديگر در دارالكتب مصر
موجود است (ازهريه، ٢/٢٤٦؛ سيد، ١/١٦؛ در مورد ديگر نسخ، نك: ، GAS همانجا)؛ ٤.
النوازل كه ابن خير (ص ٢٥٤) آن را به عنوان نوازل الصلاة من ديوان محمد
بن سحنون معرفى كرده است و نسخهاي از آن در كتابخانة كتانى رباط وجود دارد
، GAS) همانجا).
مآخذ: ابن حيان قرطبى، المقتبس، به كوشش محمود على مكى، بيروت، ١٩٧٣م؛
ابن خير، ابوبكر محمد، فهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛
ابوالعرب، محمد، طبقات علماء افريقية و تونس، به كوشش علىالشابى و نعيم
حسن اليافى، تون، ١٩٨٥م؛ ازهريه، فهرست؛ حميدي، محمد، جذوة المقتبس، به
كوشش ابراهيم ابياري، بيروت، ١٩٨٣م؛ خشنى، محمد، طبقات علماء افريقية، به
كوشش محمد بن ابى شنب، الجزاير، ١٣٣٢ق/١٩١٤م؛ دباغ، عبدالرحمان، معالم
الايمان، به كوشش ابوالقاسم بن عيسى بن ناجى و ابراهيم شبوح، قاهره،
١٩٦٨م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و على ابوزيد،
بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ سيد، خطى؛ قاضى عياض، ترتيب المدارك، رباط، ١٣٩٠ق؛
مالكى، عبدالله، رياض النفوس، به كوشش حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥١م؛ نيز:
GAS.
على رفيعى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا