دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٧٢
| ابن زملکانی جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٧٢ |
اِبْنِ زَمْلَكانى كمالالدين ابوالمعالى محمد بن على بن عبدالواحد بن
عبدالكريم انصاري سَمّاكى (٦٦٧ -١٦ رمضان ٧٢٧ق/١٢٦٩- ٥ اوت ١٣٢٧م)، فقيه
شافعى، محدث، قاضى، اديب و شاعر دمشقى. وي از آن روي كه اهل زملكان
بوده به اين نام شهرت يافته است. زملكان قريهاي در غوطة دمشق بوده
(ياقوت، ٢/٩٤٢- ٩٤٥) و فيروزآبادي (٣/٣٠٥) آن را زِمْلِكان ثبت كرده است.
ابن زملكانى را گاهى به نياي بزرگش ابى دجانة سَمّاكى نيز نسبت داده و
سَمّاكى گفتهاند (ابن كثير، ١٤/١٣١).
او در دمشق تولد يافت (اسنوي، ٢/١٣). فقه را نزد تاجالدين عبدالرحمان بن
فركاح فزاري (ذهبى، ذيول العبر، ٤/٨٢)، نحو و صرف را از بدرالدين ابن مالك،
اصول را نزد بهاءالدين ابن زكى و نيز كتابت را از نجمالدين ابن بُصيص
فراگرفت (ابن شاكر، عيونالتواريخ، ٣٩٥) و از ابى الغنائم، ابن علاّن و ابن
بخاري و ابن واسطى و ديگران استماع حديث كرد و از شهابالدين خُوَيّى و
شمسالدين أيكى و صفىالدين هندي دانش آموخت. كتابهاي التنبيه، المنتخب در
اصول فقه، المحصل در اصول دين و جز اينها را حفظ نمود و در بيست و چند سالگى
به صدور فتوا پرداخت (همو، فوات الوفيات، ٤/٧). گفته شده وي فردي
خيالپرداز بود و مبانى فكري خود را بر تخيلات استوار مىساخت و حتى بر اساس
آنها عمل مىكرد. از اين رو در رنج و ناراحتى بود، زيرا برخى با وي دشمنى
مىكردند و حسادت مىورزيدند. وي در علم منطق پيشرفتى نداشت و علت عدم
توفيق خود را مشكل بودن اين دانش و نارسايى بيان استاد خود در هنگام درس و
كم لطفى وي دانسته است (صفدي، ٤/٢١٤-٢١٧).
ابن زملكانى در ٧٠٥ق/١٣٠٥م در مجلسى كه نزد امير جمالالدين افرم نايب
السلطنة شام در دمشق براي رسيدگى به عقايد ابن تيميه (ه م) تشكيل شده
بود، حضور يافت، او را انتخاب كردند كه بدون مسامحه دربارة آراء ابن تيميه
تحقيق و داوري كند (دواداري، ٩/١٣٣-١٣٤). وي بعدها رسالههايى در ردّ بعضى از
فتاوي و عقايد ابن تيميه نوشت (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٧). او مباحثاتى
نيز دربارة معانى حروف با صدرالدين وكيل داشته است (دواداري، ٩/١٣٥). وي در
٧٠٧ق ناظر بيمارستان نوري شد و مدتى نيز به سمت توليت خزانة عالى و ديوان
امير جمالالدين افرم نايب السلطنه و وكالت بيتالمال و كتابت در ديوان
انشاء در دمشق انتخاب گرديد و بعضى فرمانهاي دولتى و اداري را نيز امضاء
مىكرد (ابن حجر، ٥/٣٢٩؛ ابن شاكر، همان، ٣٩٥؛ همو، فوات الوفيات، ٤/٨). او
خطاط نيز بوده است چنانكه صفدي وي را از استادان خط خود، ابن بصيص و
بدرالدين حسن بن محدث، برتر شمرده است؛ وي همچنين به خط كوفى آشنايى
داشت (٤/٢١٥).
ابن زملكانى در بسياري از مدارس مانند رواحيه، عادلية صغيره، تربت ام
صالح، شامية البرانيه، ظاهرية جوانيه (ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٥-٣٩٦؛
همو، فوات الوفيات، ٤/٨)، عذراويه و مسروريه (ابن قاضى شهبه، ٢/٣٨٥) در
دمشق تدريس مىكرد و در ٧١٦ق/١٣١٦م در دارالحديث اشرفيه به استادي به جاي
ابن وكيل انتخاب گرديد و به تدريسِ تفسير، حديث و فقه پرداخت. اما بيش از
١٥ روز در اين مقام باقى نماند (نعيمى، ١/٣١).
از شاگردان معروف او شمسالدين ذهبى است كه خود در كتاب دول الاسلام (ص
٤١٩) به صراحت او را شيخ خويش ناميده است و به گفتة ابن قاضى شهبه (٣/٧٣،
٨٥، ١٦٣)، محمد بن على بن سعيد و محمد بن حسن معروف به ابن قاضى زبدانى
نزد وي فقه آموختند. از ديگر شاگردان او فخرالدين مصري، صلاحالدين علايى
(سبكى، ٥/٢٥٢)، صدرالدين ابوعبدالله ابن خابوري و محمد بن احمد بن
عبدالرحمان ابن خطيب (ابن قاضى شهبه، ٣/١٤٩، ١٥٣) را مىتوان نام برد. وي
بزرگ شافعيه در شام و غير آن بود و رياست مذهب را از نظر تدريس و فتوا و
مناظرات علمى به عهده داشت (ابن كثير، ١٤/١٣١).
ابن شاكر ( فوات الوفيات، ٣/٤٣٨)، صفدي (٤/٢٢٠-٢٢١). سبكى (٥/٢٥٦- ٢٥٩)، ابن
رافع سلامى (ص ١٦٦) و ابن قاضى شهبه (٢/٢٦٠) از كتب و نظريات و فتاواي
ابن زَملكانى نقل كردهاند. او در ٧٢٤ق/١٣٢٤م قاضى القضاة حلب شد و در
مدارس سلطانيه، سيفيه، عصرونيّه و اسدية حلب نيز به تدريس پرداخت (ابن
قاضى شهبه، ٢/٣٨٥) و در ٧٢٧ق پس از ٣ سال اقامت در حلب به دمشق بازگشت
(ابن حجر، ٥/٣٣٠) و احتمالاً در همين سال از جانب ملك الناصر ابوالفتوح محمد
بن قلاوون، سلطان مصر، به مصر احضار گرديد تا سلطان وي را به قاضى القضاتى
دمشق منصوب كند (ذهبى، دول الاسلام، ٤١٩)، اما او در راه بيمار شد و در
بلبيس درگذشت و گفته شده است كه او را مسموم كردند. فرزند او تقىالدين
عبدالرحمان جنازة وي را به قاهره حمل كرد و در قرافه نزديك قبر شافعى به
خاك سپرد (صفدي، ٤/٢١٦).
ابن زَملكانى شاعر نيز بوده است. ابيات و قصايدي كه از او موجود است،
نشانگر توانايى و قدرت اوست (در مورد اشعار باقيمانده از او نك: صفدي، ٤/٢١٧-
٢١٩؛ دواداري، ٩/٣٠؛ ابن شاكر، عيون التواريخ، ٣٩٦؛ همو، فوات الوفيات،
٤/٩-١١؛ سبكى، ٥/٢٥٨؛ اسنوي، ٢/١٤؛ ابن تغري بردي، ٩/٢٧٠-٢٧١).
آثار: ١. البرهان الكاشف عن اعجاز القرآن، دو نسخه از اين كتاب در كتابخانة
عارف حكمت در مدينة منوره (كحاله، ٧) و ديگري در ظاهريه (ظاهريه، ٣٣٧) موجود
است؛ ٢. تحقيق الاولى من اهل الرفيق الاعلى فى تفاضل اهل العلوم و
الاعلام، در تصوف كه نسخههايى از آن در دارالكتب قاهره (سيد، ١/١٤٤)،
كتابخانه قَوَلة قاهره (نك: II/٨٥ و توپكاپى به شمارة ٤٨٦٦ موجود است؛ ٣.
عجالة الراكب فى ذكر اشرف المناقب، جزواتى در شرح قصيدة خانه كعبه يا
قصيده ميمية ابن زَملكانى در مدح پيامبر اسلام (ص) (ابن شاكر، فوات
الوفيات، ٤/١٠؛ صفدي، ٤/٢١٨). نسخهاي از آن در كتابخانة خديوية مصر ، GAL)
همانجا) موجود است. زركلى (٦/٢٨٤) به چاپ اين كتاب اشاره كرده است، اما در
فهرست كتابهاي چاپى چيزي به دست نيامد؛ ٤. مولد النبى(ص)، كه در نسخهاي
از آن در كتابخانة سلطنتى برلين، به شماره ٩٥٢٧ موجود است ( آلوارت،
.(IX/١٢٠ در مورد آثار منسوب به او به اين منابع مراجعه شود: ابن شاكر،
فوات الوفيات، ٤/٨؛ سبكى، ٥/٢٥١؛ ابن قاضى شهبه، ٢/٣٨٥-٣٨٦؛ حاجى خليفه،
٢/١٢٦١، ١٨٧٧.
مآخذ: ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن حجر، احمد بن على، الدرر الكامنة،
حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ ابن رافع سلامى، محمد، تاريخ علماء بغداد، به
كوشش عباس عزاوي، بغداد، ١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون
التواريخ، نسخة عكسى احمد ثالث تركيه؛ همو، فوات الوفيات، به كوشش احسان
عباس، بيروت، ١٩٧٣م؛ ابن قاضى شهبه، احمد بن محمد، طبقات الشافعية، به
كوشش حافظ عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ابن كثير، البداية؛
اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوري، بغداد،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ حاجى خليفه، كشف؛ دواداري، عبدالله بن ايبك، كنزالدرر، به
كوشش هانس روبرت رويمر، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ ذهبى، محمد بن احمد، دول
الاسلام، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، ذيول العبر، به كوشش محمد سعيد بن
بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ زركلى، اعلام؛ سبكى، عبدالوهاب بن
تقىالدين، طبقات الشافعية الكبري، قاهره، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛ سيد، خطى؛ صفدي،
خليل بن ايبك، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت،
١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ ظاهريه، خطى (علوم القرآن)؛ فيروزآبادي، مجدالدين، القاموس
المحيط. قاهره، ١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ كحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدينة
المنورة، دمشق، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ نعيمى، عبدالقادر بن محمد، الدارس فى تاريخ
المدارس، به كوشش جعفر الحسنى، دمشق، ١٣٦٧ق/١٩٤٨م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Ahlwardt; GAL; TS.
على رفيعى (رب) ١/٩/٧٧