دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٨٧
| ابن دانيال جلد: ٣ شماره مقاله:١١٨٧ |
اِبْنِ دانيال، شمسالدين محمد بن دانيال بن يوسف خزاعى موصلى (٦٤٧
-٧١٠ق/١٢٤٩-١٣١٠م)، چشم پزشك، شاعر و اديب مشهور به حكيم ابن دانيال.
در ميان آثار وي چيزي كه گواه بر دست داشتن او در حكمت و فروع آن باشد
يافت نمىشود. بنابراين اشتهارش به حكيم، كه از سوي معاصران وي مثلاً
دواداري (٩/١٢٢) همراه با تكريم و احترام بسيار، ياد شده است، مىتواند به
سبب اشتغال به طبابت بوده باشد.
بغدادي (٢/١٤١) نام پدر او را خليل بن دانيال و ابن حجر عسقلانى (٥/١٧٥) و
به پيروي از او برخى از منابع متأخر (عزاوي، ١/٤٢١) نسبت خزاعى را مراغى
آوردهاند. احتمال يهودي يا مسيحى تبار بودن وي (سارتن، ٢(٢)/٢١٢٠) نيز
ظاهراً هيچ مأخذ معينى ندارد.
در منابع نزديك به زمان وي، همچون الوافى بالوفيات صفدي و عيون التواريخ
ابن شاكر، بيشتر جنبههاي علمى و ادبى و حكايات و اشعار ابن دانيال ذكر شده
و نكات مهم زندگى او همچون زمان و محل تولد و مهاجرتش به مصر در منابع
بعدي به ويژه تاريخ مصر مانند السلوك مقريزي، النجوم الزاهرة ابن تغري
بردي، حسن المحاضرة سيوطى و بدائع الزهور ابن اياس آورده شده است.
زندگى: صفدي (٣/٥١ -٥٧)، نخستين كسى كه از ابن دانيال ياد كرده، بدون ذكر
تاريخ وفات، نظم و نطر او را به شيرينى و روانى ستوده و از جهت شمول بر
نوادر و نكات عجيب، به ابن حجاج و ابن سُكّره تشبيه كرده است.
ابن دانيال در موصل زاده شد (مقريزي، ٢(١)/٩٥) و در زمان سلطنت ملك ظاهر
بيبرس بندقداري به سرزمين مصر مهاجرت كرد (ابن اياس، ١(١)/٤٣٨- ٤٣٩) و نزد
عثمان بن سعيد فهري شاعر، مشهور به ابن لؤلؤ ادب آموخت (سيوطى، ١/٣٢٧-
٣٢٨). او چشم پزشكى را كه دانسته نيست نزد چه كسانى آموخت، پيشة اصلى خود
قرار داد و در مطب خود در يكى از محلههاي قاهره به نام باب الفتوح،
بيماران را مىپذيرفت (ابن شاكر، ٢٢/٣٤٣؛ ابن تغري بردي، ٩/٢١٥). در عين
حال خدمت امرا و ملوك نيز مىكرد و با ايشان ارتباط داشت، چنانكه از ديوان
امير سيفالدين سلاّر مستمري داشت و ملك اشرف را، پيش از رسيدن به سلطنت
در سفرها همراه بود (صفدي، ٣/٥٢)، اما چگونگى اين روابط در منابع نيامده و
اكنون نمىدانيم كه وي به عنوان طبيب، خدمت امرا و ملوك مىكرده يا به
عنوانى ديگر. وي در قاهره درگذشت.
شخصيت و آثار: شخصيت ابن دانيال را از اشعار باقى مانده و حكاياتى كه از او
نقل شده است، مىتوان داراي دو جنبة مشخص دانست. نكته سنجى و بذله گويى
و حاضر جوابى عجيب او، كه در برابر مردم عادي و امرا و ملوك يكسان بود،
نخستين جنبة شخصيت وي را تشكيل مىدهد (همانجا). ديگر جنبة شخصيت ابن دانيال
كه از اشعار و آثار آميخته از نظم و نثرش هويداست، حاكى از ديدگاه انتقادي
او نسبت به حوادث و اتفاقات اجتماعى - سياسى عصر خويش است و به همين جهت
اين آثار را مىتوان انعكاس گوشهاي از تاريخ اجتماعى مصر آن روزگار دانست.
بررسى اجمالى از آثار ابن دانيال، با توجه به زندگى و پيشة طبابت و شخصيت
او، تصويري از بينش نسبتاً عميق وي به واقعيتهاي محيطش، همراه يك زندگى
فعال و پويا به دست مىدهد. شايد بتوان بين ابن دانيال در مصر و عبيد
زاكانى در ايران، كه با اندك تسامحى مىتوان آن دو را معاصر شمرد،
مشابهتهايى يافت. لحن طنزآلود اشعار و مضامين و الفاظ مندرج در آثار ادبى هر
دو شاعر، به ويژه با توجه به شرايط مشابه سياسى - اجتماعى هر دو جامعه در
يك عصر تا حدودي همسان است. پديدههايى مانند تظاهر به دينداري و جاري
ساختن حدود بيش از حد شرعى به وسيله امير مبارزالدين محمد (نك: زرينكوب، ٥١
-٥٢) در ايران و نظير همين رفتار از سوي ملك ظاهر بيبرس در مصر، واكنشهاي
مشابهى نزد دو شاعر برانگيخته است.
سه حكايت منثور و منظوم، چند منظومة طبى و رجالى و مجموعهاي از اشعار، از
ابن دانيال به جا مانده است. شعر كه در آثار ابن دانيال جاي خاصى دارد -
چنانكه اغلب آنها يا منظوم است يا آميختهاي از نثر و نظم - به عنوان وسيلة
مؤثري براي بيان مقاصد اجتماعى وي به كار مىرود. اين آثار عبارتند از:
١. طيف الخيال، عجيب و غريب و المُتيَّم و الضائع اليتيم كه مىتوان آنها
را از نوع نمايشنامههاي كمدي - انتقادي - اجتماعى انگاشت. اين ٣ نمايشنامه
در مجموع به نام اولى و همچنين خيال الظل مشهور گرديدهاند و عمدة شهرت
ابن دانيال نيز به واسطة همين نمايشنامه هاست. هر چند پيش از زمان ابن
دانيال، وجود و اجراي نمايش در مصر - گر چه نه در تمام جهان اسلام - به
صورت بازيهاي كمدي و نمايشهاي مذهبى سابقه داشته، چنانكه به قرن ٤ق/١٠م
هم مىرسيده با اينحال در آثارابندانيال نوآوريهايى نهفته كه تا آن زمان
سابقه نداشته است (مقريزي، ٢(١)/٩٥). زبان نمايشنامهها از نثري فصيح
برخوردار است، اما گاه به گاه الفاظ و تركيبات سست و عاميانه و اصطلاحات
ركيك در آنها به كار رفته است (فروخ، ٣/٧٠٧). ابن دانيال با انتخاب شخصيتها
(پرسوناژ) از طبقات پايين و پست جامعه (بدوي، هماهنگى اجزاء و تناسب اثر را
حفظ مىكند. ساختمان هر يك از ٣ نمايشنامه با ديگري متفاوت است و با اين
حال هر ٣ نيز ويژگيهاي مشتركى دارند، همچون به كار رفتن آواز، موسيقى و رقص
در آنها (همو، )، XIII/١٠٦ چنانكه صفدي (٣/٥١) نيز آن را در حقيقت طرب انگيز و
رقصآور وصف كرده است. در آغاز هر نمايش مقدمهاي كوتاه، شامل مقصود و هدف
نويسنده گنجانده شده است.
طيف الخيال نخستين و بلندترين نمايشنامهاي است كه در عين حال بهترين
طرح و شخصيتپردازي را دارد، در حالى كه نمايشنامة دوم، عجيب و غريب، داراي
طرح مرتب و مشخصى نيست، اما بحث دربارة سومين نمايشنامه يعنى المتيّم و
الضائع اليتيم، سخت دشوار مىگردد، چرا كه دست نوشتة آن در بسياري از مواضع
از بين رفته است. ابراهيم حمّاده كوشيده تا اين مواضع را دوباره سازي
كرده، داستان را به هم پيوند دهد، با اين حال داستان اين نمايش بر خلاف
نمايشنامة دوم، از هماهنگى برخوردار است.
اين نمايشنامهها تاكنون چندين بار به صورتهاي گوناگون به چاپ رسيدهاند و
به چندين زبان دربارة آنها نقد و بررسى به عمل آمده است. بدوي تمام اين
چاپها و نقد و بررسيها را مورد تحليل قرار داده و كار نويسندة مصري ابراهيم
حماده را كه به نام: خيال الظل و تمثيليات ابن دانيال، به سال ١٩٦٣م در
قاهره منتشر شده، بهترين و جامعترين آنها به شمار آورده، اما در عين حال
معتقد است كه هنوز مطالعة كافى دربارة اين نمايشنامهها انجام نگرفته است
١٠٢,) ٩٤, ٩٣, ٩٠, XIII/٨٧-٨٩, ١٠٦ .(١٠٤,
٢. المختار من شعر ابن دانيال، كه گزيدهاي از اشعار اوست و صلاح صفدي آن
را مرتب كرده و براي نخستين بار در ١٩٧٨م به كوشش محمد نايف الدليمى در
بغداد در ٣٣٤ صفحه منتشر شد (منجد، ٥/٢١). حاجى خليفه (١/٨١٣) به خلاصهاي از
ديوان شعري به نام عقد اللا¸ل فى المختار من شعر الاديب محمد بن دانيال
اشاره كرده كه چنين آغاز مىشود: اَلحَمدُلِلِه الّذي اَلهَمَنا
سِحرَالبَيان، كه ممكن است همان برگزيدههاي صفدي باشد و ظاهراً از ديوان
ابن دانيال به جز همين خلاصه چيزي بر جاي نمانده است. بروكلمان دو نسخة
خطى ديگر را نيز نشان داده است II/٢) .(GAL,S,
٣. عقود النّظام فى من ولى مصر من الحكّام، ارجوزهايست شامل ١٠١ بيت. در
اين ارجوزه نام قضات مصر، از زمان فتح اسلامى، تا عهد خود ابن دانيال
آورده شده كه سيوطى (٢/١٣٨-١٤٢) آن را كاملاً نقل كرده و خود نيز در همانجا
ذيلى بر آن افزوده است. ذيلهاي چندي كه به دنبال آن سروده شدهاند
(حاجى خليفه، ٢/١٨٦٥؛ سخاوي، ٥٧٥؛ ظاهريه، ١٥٢-١٥٣) و اينكه ابن حجر عسقلانى
آن را اساس كتاب رفع الاصرعن قضاة مصر خود قرار داد (حاجى خليفه، همانجا؛ )،
GAL,S,II/٢ حاكى از اهميت و ارزش تاريخى اين منظومة كوتاه است. ابن ارجوزه
به نام جوهرة النظام... نيز ناميده شده است (سيد، خطى، ١/٢٣٢). نسخهاي از
آن مربوط به سدة ٨ق/١٤م موجود است كه در زير هر بيت، شرح حال قاضى مذكور
در همان بيت را شامل است (همو، «نوادر»، ٢(٣)/٢٠٣).
٤. ارجوزة فى الطب، نسخهاي از آن با تاريخ كتابت ٩٦٨ق/١٥٦١م به شماره
٣٦٤٥/٢ در اياصوفيا موجود است (احسان اوغلى، ٣٩).
٥. كفاية المتطبّب و نهاية المتأدّب، كه با ارجوزة قبل، دو اثر طبى ابن
دانيال را تشكيل مىدهند. نسخهاي از آن در بريل موجود است ، GAL,S) همانجا).
٦. شرح المقصود فى التصريف، چنانكه از نامش پيداست در علم صرف است كه
تنها بغدادي (٢/١٤١) از آن ياد كرده است.
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفى زياده، قاهره،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر
الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ ابن شاكر كتبى، محمد، عيون التواريخ،
نسخة عكسى، استانبول، كتابخانة احمد ثالث، شم ٢٩٢٩؛ احسان اوغلى، اكمل
الدين، فهرس مخطوطات الطب الاسلامى...، استانبول، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ بغدادي،
هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ دواداري، ابوبكر، كنزالدرر، به كوشش هانس روبرت
رويمر، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ زرين كوب، عبدالحسين، از كوچة رندان، تهران،
١٣٦٤ش؛ سارتن، جورج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمة غلامحسين صدري افشار،
تهران، ١٣٥٧ش؛ سخاوي، محمد، «الاعلان بالتوبيخ»، به كوشش فرانتس روزنتال،
همراه علم التاريخ عند...، بغداد، ١٩٦٣م؛ سيد، خطى؛ همو، «نوادر المخطوطات
فى مكتبة طلعت»، مجلة معهد المخطوطات العربية، س ٣، شم ٢، ربيعالثانى ١٣٧٧/
نوامبر ١٩٥٧؛ سيوطى، حسن المحاضرة، قاهره، ١٢٩٩ق؛ صفدي، خليل، الوافى
بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، دمشق، ١٩٥٣م؛ ظاهريه، خطى (التاريخ)؛
عزاوي، عباس، تاريخ العراق، بغداد، ١٣٥٣ق/١٩٣٥م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب
العربى، بيروت، ١٩٨٤م؛ مقريزي، احمد، السلوك، به كوشش محمد مصطفى زيادة،
قاهره، ١٩٤١م؛ منجد، صلاحالدين، معجم المخطوطات المطبوعة؛ بيروت، ١٩٨٢م؛
نيز:
Badawi, M. M., X Medieval Arabic Drama; Ibn D ? n / y ? l n , Journal of Arabic
Literature, Leiden, ١٩٨٢; GAL,S.
بخش علوم (رب) ٢٦/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٢/٦/٧٧