دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٥٤
| ابن سيده جلد: ٣ شماره مقاله:١٣٥٤ |
اِبْنِ سيده، ابوالحسن على بن اسماعيل (٣٩٨- ٤٥٨/١٠٠٨- ١٠٦٦م)، اديب، لغوي
و نحوي عصر ملوك الطوايفى اندلس. نام پدر وي در برخى منابع (حميدي، ٢/٤٩٣؛
ياقوت، ١٢/٢٣١-٢٣٢) احمد و محمد نيز آمده است، اما هيچكدام در ذكر سلسله نسب
او از اين حد فراتر نرفتهاند و اين امر، با توجه به نام نياي وي «سيده»،
چه بسا حاكى از تبار غير عربى او باشد (قس: مطلق، ٣٥٢)، به ويژه آنكه برخى
(ذهبى، ١٨/١٤٥؛ ابن حجر، ٤/٢٠٦) او را شعوبى نيز دانستهاند. ابن سيده در
مرسيه به دنيا آمد (ابن بشكوال، ٢/٤١٧؛ سقا، ٥). او نيز همچون پدرش نابينا
بود (ابن صاعد، ٧٧)، اما هوش و ذكاوتى بىمانند و حافظهاي نيرومند داشت،
چندانكه حيرت همگان، به ويژه استادانش را برانگيخته بود (نك: ابن بشكوال،
٢/٤١٧- ٤١٨؛ ذهبى، ١٨/١٤٤). به گفتة خود وي (نك: مطلق، ٣٥٩، ارجوزهاي از وي؛
نيز بستانى، ٣/٢١٤) از ٤ سالگى شروع به تحصيل علم كرد و در ٦ سالگى قرآن را
از حفظ داشت. بسياري از كتب نحو و لغت از جمله الغريب المصنف ابوعبيد قاسم
بن سلاّم هروي (ه م) را نيز از بر مىدانست (نك: همانجاها؛ ابن صاعد،
همانجا). پدرش كه از لغتشناسان و نحويان معروف به شمار مىرفت، از جملة
نخستين استادان او بود (ابن خلكان، ٣/٣٣٠؛ ارسلان، ٣/٤٢٦). وي پس از پدر نزد
ابوعمر طلمنكى و ابوالعلاء صاعد بغدادي و ديگران به فراگيري نحو، لغت، فقه و
حديث پرداخت (ابن بشكوال، ٢/٤١٧؛ ابن صاعد، ابن خلكان، همانجاها).
ابن سيده پس از تكميل تحصيلات خود به دانيه رفت. علت مهاجرت او به
درستى روشن نيست، اما احتمالاً تحولات سياسى و ناامنيهاي حاصل از آن از
عوامل اين مهاجرت بوده است. در آن زمان شرق اندلس در دست موالى عامريان
بود و مجاهد عامري (حك ٤٠٨-٤٣٦ق/ ١٠١٧-١٠٤٤م) كه مردي فاضل و دانشدوست بود،
بر دانيه حكم مىراند (ابن خطيب، ٢١٧- ٢١٨؛ عنان، ١٩٤). ابن سيده به خدمت
وي درآمد و از الطاف او بهرهمند شد و به درخواست وي دو لغتنامة معروف خود
المحكم و المخصص را تأليف كرد، اما پس از مرگ مجاهد و به قدرت رسيدن
فرزندش اقبالالدوله روابط ابن سيده با امير به تيرگى گراييد و او به ناچار
از دانيه گريخت، اما چندي بعد با سرودن قصيدهاي در مدح امير دل او را به
دست آورد و به دانيه بازگشت (ابن خاقان، ٦٠؛ ضبى، ٤١٨-٤١٩) و سرانجام در
همانجا درگذشت (ابن خلكان، ٣/٣٣٠).
ابن سيده در رشتههاي مختلف از جمله شعر و ادب و تاريخ عرب دانشى گسترده
داشته (سيوطى، بغية، ٢/١٤٣)، اما شهرت وي بيشتر در علم لغت است (ابن سعيد،
٢/٢٥٩؛ ابن صاعد، همانجا؛ ابن حجر، ٤/٢٠٥؛ قس: مقري، ٤/١٨٥). خود او ظاهراً در
مقام خودستايى علم لغت را كمترين بضاعت و سادهترين هنر خويش دانسته است
( المحكم،١٦). آثار لغوي ابن سيده عمدتاً مبتنى بر تأليفات لغويان بزرگ
است. وي ضمن باليدن به مقام علمى خود و متهم كردن پيشينيان به اقتباس و
تقليد از يكديگر، نويد تجدد و نوآوري در آثار خود داده (همان، ٣-٧)، اما در عمل
نه تنها وعدة او تحقق نيافته، بلكه خود وي نيز در هر دو اثر لغوي خود،
بىپروا بسياري از مطالب متقدمان را بدون ذكر نام آنان اقتباس كرده است،
تا آنجا كه در مقدمة المخصص (١/٣-٧) قسمتى از كتاب الخصائص ابن جنى
(١/٤٠-٤٧) را بىكم و كاست برگرفته و در لابهلاي مطالب خود گنجانده است.
ابن سيده در منطق نيز دست داشت، چنانكه به روايت ابن صاعد، كتابى بزرگ
در اين فن نوشت و در آن از آراء متى بن يونس (ه م) پيروي كرد (ص ٧٧).
آثار چاپى:
١. المحكم و المحيط الاعظم، ابن سيده در اين اثر نظام كتاب العين خليل بن
احمد (ه م) را اساس كار خود قرار داده و با استفاده از آثار دانشمندانى چون
ابوعبيدة اصمعى، ابوعمرو شيبانى، ابن جنى، ابوزيد انصاري، ابوعبيد قاسم بن
سلاّم هروي، ابن دريد و ابوحنيفة دينوري (ابن سيده، المحكم، ١٥) به تأليفى
جامع دست زده است كه آن را از بهترين آثار در نوع خود به شمار آوردهاند
(ابن خلدون، ٥٤٩؛ سيوطى، المزهر، ١/١٠٠). به گفتة ابن خلدون (همانجا) اين
كتاب را محمد بن ابوالحسين، نديم المستنصر امير حفصى تونس، تلخيص كرده و با
تغييراتى ترتيب آن را به صورت صحاح درآورده است. ابوالحكم عبدالسلام بن
عبدالرحمان معروف به ابن برجان نيز ردّي بر اين كتاب نوشته و در آن
اشتباهات مؤلف را متذكر شده است. اين ردّيه اكنون در دست نيست (نك: سقا،
٢٣). سهيلى نيز در الروض الا´نف (٣/٣٥٧) اين اثر را مورد انتقاد شديد قرار
داده و آن را سراسر اشتباه دانسته است (قس: صفدي، ٢٠٥).
ابن كتاب در ٦ جزء، به كوشش محققان مختلف، ميان سالهاي ١٣٧٧ تا ١٣٩٢ق/١٩٥٨
تا ١٩٧٢م در قاهره به چاپ رسيده است. چاپ ديگري از آن نيز به كوشش
محمدعلى نجار در ١٩٧٧م در قاهره منتشر شده است.
٢. المخصص، لغتنامهاي است موضوعى كه ترتيب واژههاي آن برحسب موضوعات و
معانى است، بدينگونه كه مؤلف كتاب را به موضوعات مختلف تقسيم كرده و
به هر يك از آنها عنوان يك كتاب را داده، از قبيل كتاب خلقالانسان، كتاب
الغرائز، كتاب النساء و غيره. ابن سيده در اين كتاب سخت تحتتأثير الغريب
المصنف ابوعبيد قاسم ابن سلام هروي بوده، چنانكه تقريباً تمامى مطالب آن
را در اين كتاب آورده است (نك: مطلق، ٣٦٦؛ عبدالتواب، ٣١٧). مآخذ اين اثر
نيز همان مآخذ المحكم است، با اين تفاوت كه مؤلف در بيشتر موارد نام مآخذ و
نويسندگان آنها را ذكر كرده است. چاپهاي بسياري از اين كتاب در دست است
(١٣١٦ق، قاهره در ١٧ مجلد؛ ١٩٦٥م، بيروت؛ ١٣١٦- ١٣٢١ق، قاهره؛ ١٩٥٦م با
مقدمة عربى و فرانسه، تونس؛ نيز ١٩٥٧م، به كوشش محمد طالبى، تونس).
٣. شرح مشكل شعر المتنبى. در اين اثر ابن سيده ابياتى از متنبى را كه از
لحاظ نحوي، لغوي و عروضى داراي نكتهاي خاص و يا غموض و پيچيدگى بوده، به
دلخواه برگزيده و به شرح و بسط آن پرداخته است. يكى از ويژگيهاي اين شرح
اين است كه بيشتر ابياتى را كه بارقهاي از فلسفه يا منطق در آن بوده، با
ذوق و نكتهسنجى خاص خود مورد ارزيابى قرار داده است. اين اثر نخستين بار
در ١٩٧٥م در دمشق به كوشش محمد رضوان دايه به چاپ رسيده و سپس در ١٩٧٦ و
١٩٨٠م به كوشش مصطفى سقا و حامد عبدالحميد در قاهره و همچنين در ١٩٧٧م به
كوشش محمد حسن آلياسين در بغداد تجديد چاپ شده است.
آثار خطى: تنها اثر خطى كه از ابن سيده به جا مانده ارجوزهاي است كه به
گفتة بستانى (همانجا) نسخهاي از آن در كتابخانة شخصى حبيب زيّات موجود است.
مؤلف در قسمتى از آن به شرح حال خود و نام استادان و كتابهايى كه نزد
آنان فرا گرفته، اشاره كرده است.
آثار منسوب: التذكير و التأنيث (ارسلان، ٣/٤٦٩)، شرح ابيات جمل زجّاجى (ابن
فرحون، ٢/١٠٧)، شرح اصلاح منطق ابن سكيت (سيوطى، بغية، همانجا)، الانيق فى
شرح الحماسة، الوافى فى علم احكام القوافى، شاذّ اللغة يا شواذّ اللغة
(ياقوت، ١٢/٢٣٢-٢٣٣) و الممدود و المقصور ( بستانى،٣/٢١١).
برخى از منابع كهن از جمله ياقوت (١٢/٢٣٢-٢٣٣)، ذهبى (١٨/١٤٦)، صفدي (ص
٢٠٥)، ابن حجر (٤/٢٠٦)، و به تبع آنان معاصرانى چون بستانى (همانجا)،
تالبى١ ( ٢ و پالنسيا (ص ١٨٥) بين آثار او و آثار ابن سيد، ابوالقاسم احمد (ه
م) خلط كردهاند و كتابهاي شرح كتاب اخفش، العالم و المتعلم و العالم فى
اللغة را كه متعلق به ابن سيد است (نك: حميدي، ٣٨١؛ مقري، ٤/١٦٨)، به
اشتباه به ابن سيده نسبت دادهاند. از شاگردان ابن سيده دو تن به نامهاي
ابوعبدالله محمد بن خلصة و ابوبكر محمد بن خلف معروف به ابن طرشميل شناخته
شدهاند (ارسلان، ٣/٣٠١، ٤٧٥).
مآخذ: ابن بشكوال، خلف، الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛ ابن جنى، عثمان، الخصائص،
به كوشش محمد على نجار، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان
الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٣٠ق؛ ابن خاقان، فتح، مطمح الانفس، قسطنطنيه،
١٣٠٢ق؛ ابن خطيب، لسانالدين، اعمال الاعلام، به كوشش لوي پرووانسال،
بيروت، ١٩٥٦م؛ ابن خلدون، مقدمة، بيروت، داراحياء التراث العربى؛ ابن
خلكان، وفيات؛ ابن سعيد مغربى، على، المغرب فى حلى المغرب، به كوشش
شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥م؛ ابن سيده، على، المحكم و المحيط الاعظم، به
كوشش مصطفى سقا و حسين نصار، قاهره، ١٣٧٧ق/١٩٥٨م؛ همو، المخصص، قاهره،
١٣١٦ق؛ ابن صاعد، صاعد، طبقات الامم، به كوشش لويس شيخو، بيروت، ١٩١٢م؛
ابن فرحون، ابراهيم، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدي ابوالنور، قاهره،
١٣٩٤ق؛ ارسلان، شكيب، الحلل السندسية، بيروت، دارمكتبة الحياة؛ بستانى ف؛
پالنسيا، آنخل گونزالس، تاريخ الفكر الاندلسى، ترجمة حسين مؤنس، قاهره،
١٩٥٨م؛ حميدي، محمد، جذوةالمقتبس، به كوشش ابراهيم ابياري، بيروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و محمد
نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٥ق؛ سقا، مصطفى، مقدمه بر المحكم و المحيط الاعظم
(نك: ابن سيده، در همين مآخذ)؛ سهيلى، عبدالرحمان، الروض الانف، به كوشش
عبدالرحمان وكيل، قاهره، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ سيوطى، بغية الوعاة، قاهره،
١٣٨٤ق/١٩٥٥م؛ همو، المزهر، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم و ديگران، بيروت،
١٩٨٦م؛ صفدي، خليل، نكت الهميان، به كوشش احمد زكى بك، قاهره،
١٣٢٩ق/١٩١١م؛ ضبى، احمد، بغية الملتمس، قاهره، ١٩٦٧م؛ عبدالتواب، رمضان،
مباحثى در فقه اللغة و زبانشناسى عربى، ترجمة حميدرضا شيخى، مشهد، ١٣٦٧ق؛
عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ مطلق، البير حبيب،
الحركة اللغوية فى الاندلس، بيروت، ١٩٦٧م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش
يوسف شيخ محمد بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ ياقوت، ادبا؛ نيز:
٢ .
عنايتالله فاتحىنژاد
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا