دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢٥
| ابن جحام جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٢٥ |
اِبْنِ جُحام، ابوعبدالله محمد بن عباس بن على بن مروان بن ماهيار ملقب
به بزاز، مفسر، محدث و فقيه امامى. شيخ طوسى از وي به صورت ابن حجام
نام برده ( رجال، ٥٠٤؛ همو، الفهرست، ١٤٩)، ليكن با توجه به اينكه نجاشى
(ص ٣٧٩) نام وي را ابن جحام ذكر كرده و علامة حلى (ص ١٦١) بر اين ضبط
تأكيد نموده است، احتمالاً در متن رجال و فهرست، تصحيفى رخ داده است. از
زندگى ابن جحام چيزي دانسته نيست و حتى تاريخ ولادت و درگذشت و همچنين
خاستگاه وي نيز نامعلوم است. از آنجا كه در مآخذ از ميان شاگردان ابن جحام
تنها به هارون بن موسى تلعكبري اشاره شده است و او در ٣٢٨ق/٩٤٠م از ابن
جحام سماع حديث كرده و به دريافت اجازه نائل شده است، مىتوان دريافت
كه درگذشت ابن جحام پس از اين تاريخ بوده است (طوسى، رجال، همانجا).
نجاشى (همانجا) علاوه بر اينكه ابن جحام را دوبار توثيق كرده، براي وي
تعبير كثير الحديث را نيز به كار برده است. علامة حلى (همانجا) و حسن بن
على حلى (ص ٣١٧) نيز او را توثيق كردهاند. در هيچ يك از منابع قديمى كه
دربارة ابن جحام سخن گفتهاند، از مشايخ و استادان وي نامى برده نشده
است، ليكن با توجه به اسناد پارهاي از احاديثى كه از آثار وي به جاي
مانده، مىتوان دريافت كه وي نزد كسانى چون ابن عُقده، محمد بن جعفر
رزّاز، حسن بن محمد بن جمهور عمّى، احمد بن ادريس قمى، على بن سليمان
زُراري، محمد بن هُمام اسكافى، محمد بن جرير طبري، محمد بن عثمان بن ابى
شيبه و محمد بن قاسم بن سلام و ديگر بزرگان آن عصر تحصيل و استماع حديث
كرده است (استرابادي، ١/٢٨٠، ٢٩٧، ٣٠٨، ٣١٤، ٣٨٥، ٤٣٢، ٤٣٤، ٢/٧١٥).
از آنجا كه در برخى نسخههاي رجال شيخ طوسى، ابن جحام از مردم باب الطاق
بغداد، شمرده شده (قهپايى، ٥/٢٣٨؛ قس: طوسى، رجال، همانجا) و از طرفى جمعى
از استادان مهم وي در بغداد مىزيستهاند، به نظر مىرسد كه وي، لااقل بخشى
از عمر خود را در آنجا سپري كرده باشد. احتمالاً وي به جهت روايت از
عبدالعزيز بن يحيى جلودي، سفري نيز به بصره داشته است (نك: استرابادي،
١/٣٠٩؛ طوسى، الفهرست، ١١٩).
آثار: ابن جحام در فقه، حديث، تفسير و قرائت، داراي آثاري بوده كه
مىتوان از بين آنها به المقنع در فقه، كتاب الاصول، كتاب الاوائل،
التفسير الكبير، كتاب قرائة اميرالمؤمنين، كتاب قرائة اهل البيت و كتاب
الناسخ و المنسوخ اشاره كرد (طوسى، همان، ١٤٩-١٥٠). نيز وي كتابى به نام
تأويل مانزل فى النبى و آله تأليف كرده است (همان، ١٤٩) كه نجاشى (ص
٣٧٩) از آن به نام مانزل من القرآن فى اهل البيت ياد كرده، بىآنكه آن
را ديده باشد و به نقل از ديگران، حجم كتاب را هزار برگ ذكر كرده است.
بنابر گفتة ابن طاووس ( اليقين، ٧٩) كه خود نسخهاي از آن كتاب را در اختيار
داشته، اين كتاب در دو مجلد بزرگ و شامل ١٠ جزء بوده است. ابن طاووس و نيز
حسن بن سليمان حلى كه نسخة ابن طاووس به دست وي رسيده در آثار خود، از
اين كتاب نقل مىكنند (ابن طاووس، سعدالسعود، ٩٠؛ همو، محاسبة النفس، ١٨؛
حلى، حسن بن سليمان، ١٧٢). همچنين نسخة ناقصى از آن نزد استرابادي بوده
(١/٢٨٤) كه وي بيشتر آن را در تأويل الا¸يات آورده است. ابن طاووس از
مختصر اين كتاب نيز نام برده و از آن استفاده كرده است ( سعدالسعود، ١٠٩).
آقابزرگ (٤/٢٤٢) نسخة ناقصى را كه در آن از شيخ كلينى و نيز كتاب القراآت
سياري، نقل شده و نزد سيد هبةالدين شهرستانى موجود بوده، نسخهاي از كتاب
ابن جحام دانسته است، ليكن احتمالاً وي نسخهاي از كتاب تأويل الا¸يات
الظاهرة را كه داراي اين مشخصات بوده، مشاهده كرده است.
سزگين نسخهاي خطى از كتاب حديث محمد بن عباس بن تجيح را معرفى كرده و
احتمال مىدهد كه اين شخص همان ابن جحام باشد I/١٧٧) )، GAS, در صورتى كه
بنابر مشخصاتى كه خطيب (٣/١١٨) از اين فرد به دست مىدهد، مىتوان دريافت
كه وي كسى غير از ابن جحام است.
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن طاووس، على، سعدالسعود، نجف، ١٣٦٩ق/١٩٥٠م؛ همو،
محاسبة النفس، تهران، ١٣١٩-١٣٢٠ق؛ همو، اليقين، نجف، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛
استرابادي، شرفالدين على، تأويل الا¸يات الظاهرة فى فضائل العترة الطاهرة،
قم، مدرسة الامام المهدي؛ حلى، حسن بن سليمان، مختصر بصائر الدرجات، نجف،
١٣٧٠ق/١٩٥٠م؛ حلى، حسن بن على، رجال، به كوشش جلال الدين محدث، تهران،
١٣٤٢ش؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛ طوسى، محمد،
رجال، نجف، ١٣٨٠ق؛ همو، الفهرست، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، مكتبة
المرتضوية؛ علامة حلى، حسن، رجال، نجف، ١٣٨١ق؛ قهپايى، عنايتالله، مجمع
الرجال، به كوشش ضياءالدين اصفهانى، اصفهان، ١٣٨٧ق؛ نجاشى، احمد، رجال،
قم، ١٤٠٧ق؛ نيز: GAS.
حسن انصاري (رب) ١٦/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ١٦/١/٧٧