دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٤٤
| ابن رضوان، ابوالحسن جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٤٤ |
اِبْنِ رِضْوان، ابوالحسن على بن رضوان بن على بن جعفر، منجم، پزشك و
فيلسوف مصري (د پس از ٤٥٩ق/١٠٦٧م). او خود در شرح المقالات الاربع تاريخ
تولد خود را در ٣٥٦ يزدگردي (٣٧٧ ق) ياد كرده است (مشكوة، ٣(٢)/٨٦٣). بيشترين
آگاهى را دربارة ابن رضوان، ابن ابى اصيبعه به نقل از نوشتهاي از خود او
به دست داده است: او در جيزة مصر به دنيا آمد و از ٦ سالگى در زادگاه خود
به تحصيل پرداخت و در ١٠ سالگى براي ادامة دانشآموزي به قاهرة قديم رفت و
در ١٤ سالگى به يادگيري پزشكى و فلسفه پرداخت. اما نتوانست اين مرحله را
به آسانى به پايان برد، زيرا ماية كافى براي خرج در اين راه نداشت
(٢/٩٩). پدرش كه نانوايى از مردم جيزه بود (همو، ٢/١٠١) و نيز مادرش تقريباً
در جوانى درگذشتند (شاخت، .(٥٠ او ابتدا براي گذران زندگى در كوي و برزن به
طالعبينى پرداخت. سپس به طبابت روي آورد و در ٣٢ سالگى پزشكى نامور شد
(ابن قفطى، ٢٨٨؛ ابن ابى اصيبعه، ٢/١٠٠).
ابن رضوان در حدود ٣٠ سالگى ازدواج كرد و فرزندانش در خردسالى درگذشتند
(شاخت، .(٥١ انگيزة او در تحصيل پزشكى اين بود كه آن را فنى شايسته و تالى
فلسفه مىدانست و از دلالات نجومى زايچهاش آنر ا پيشة آيندة خود مىيافت
(ابن ابى اصيبعه، ٢/٩٩). آوازة طبابتش او را به خدمت الحاكم، خليفة فاطمى
كشاند كه بر اطباي مصرش رياست داد (همو، ٢/١٠١) و در روزگار مستنصر به عنوان
دانشمند مصر شناخته شده بود (ابن قفطى، همانجا). لحن او در سرگذشت نامة خود
در مورد اين دوره از زندگانيش حاكى از رضايت خاطر و آسايش است. او براي حفظ
اين وضع مطلوب برنامة روزانهاي جهت خود ترتيب داد كه هر سال متناسب با
بالارفتن سن در آن تجديد نظر مىكرد: طبابت، ورزش، استراحت، غذا خوردن،
رسيدگى به سلامت خود و رفع نيازهاي خانه و خانواده، و اينهمه با رعايت
جانب اعتدال و با خصالى پسنديده (ابن ابى اصيبعه، ٢/١٠٠).
او به سير و سفر علاقهاي نداشت و براي معالجة بيماران متشخّص سفر نكرد و
حتى به نواحى نزديك قاهره هم نرفت ( دانشنامه ). از جزئيات زندگى او در
دورة پس از نگارش زندگىنامة خود آگاهى نداريم. گويا در اواخر عمر به اختلال
مشاعر مبتلا شد و علتش آن بوده است كه در سالهاي گرانى و قحطى (٤٤٥ و
٤٤٧ق) دختري يتيم را به فرزندي برداشت و بزرگ كرد. روزي كه خانه خالى
بود، دختر چيزهاي گرانبها و نيز طلا به بهاي نزديك به ٢٠ هزار دينار برگرفت و
فرار كرد و جست و جوها به جايى نرسيد. از آنگاه حال ابن رضوان دگرگون شد
(ابن ابى اصيبعه، ٢/١٠١) و پس از چند سالى در حدود ٨٠ سالگى درگذشت (لكلرك،
.(I/٥٢٧
چگونگى تحصيل ابن رضوان يكى از نمونههاي اراده و پايداري است. او دانش
پزشكى را نزد استادان فن نياموخت و ناگزير شد اين علم و فن را از راه
مطالعه در كتابهاي مربوط فرا گيرد و منابع نشان نمىدهند كه وي در اين باب
نزد كسى شاگردي كرده باشد (ابن ابى اصيبعه، همانجا). ابو كثير افرائيم بن
الزفّان يهودي، از پزشكان معروف مصر، از ارجمندترين شاگردان ابن رضوان در
طب بود (همو، ٢/١٠٥-١٠٦). امير محمودالدوله ابوالوفاء مبشّر بن فاتك، از
اميران بزرگ و دانشمند مصر نيز از محضر ابن رضوان بهرهمند شده است (همو،
٢/٩٨- ٩٩).
كيفيت تحصيل ابن رضوان مىتواند تا حدي بيانگر رفتار و مرتبة علمى او و
داوري دانشمندان همزمانش دربارة او باشد. نوشتههاي دانشمندان يونانى در طب
و نجوم مهمترين منبع آگاهيهاي او در اين فنون بود. ابن رضوان خود بسياري
از اين نوشتهها را شرح و تفسير كرده است. او نوشتههاي پزشكان دورة اسلامى
را نيز مىخواند و غالباً بر آنها اشكال مىكرد. از جملة آن پزشكان حنين بن
اسحاق، عبدالله بن طيّب بغدادي و محمد بن زكرياي رازي بودند. او ادعا كرده
كه رازي كتاب جالينوس را درست نفهميده است (محقق، ٣٥٨) و در ردّ نظريات
رازي در فلسفة الهى كتاب فى الرّدّ على الرازي فى العلم الالهى و اثبات
الرسل را تأليف كرد (صفا، ١٧٧- ١٧٨) و نيز بر نوشتههاي ابن جزّار قيروانى
اشكال گرفت ( دانشنامه ). ابن رضوان با بسياري از پزشكان معاصر خود از دور و
نزديك مكاتبه و مناظره داشت. از آن جمله بود جورجيس بن يوحنا معروف به
يَبْرودي دمشقى (د ٤٢٧ق/١٠٣٥م) طبيب سريانى الاصل، از شاگردان ابن طيّب،
كه در مصر با ابن رضوان ديدار و در مسائل پزشكى با او منظره و مناقشه كرد
(قطايه، ٢٧٠). در كشمكش علمى ابن رضوان با ديگر دانشمندان به نظر مىرسد كه
در يك سو وي دانشمندي است كه خود را تعليم يافته از نوشتههاي استادان
مشهور يونانى مىداند و بر هر نظري كه در چشم او با آراي آنان ناسازگار باشد،
مىنازد، و در سوي ديگر عالمانى بهرهمند از همان منبع، اما با واسطة استادان
متأخر و معاصر هستند كه گاه در گفتههاي پيشينيان چون و چرا مىكنند.
ابن رضوان در برابر جريان ضدّ ارسطويى زمان خود در دفاع از او كتابى نوشت
با عنوان الانتصار لارسطوطاليس... انتقادهاي ابن رضوان از نظريات حنين بن
اسحاق و ابن طيّب از موجبات تأليف رديّهاي شد كه مختار بن حسن معروف به
ابن بطلان مسيحى شاگرد ابن طيّب بر او نوشت (ابن قفطى، ١٩٥- ٢٩٧). مناقشة
ابن رضوان با ابن بطلان به صورت رديّههاي متقابل، سرانجام طبيب اخير را
پس از ٣ سال اقامت در مصر وادار به ترك آن ديار كرد (قطايه، ٢٧٠، ٢٧١).
رديه نويسى آن دو پس از انتقال ابن بطلان باز هم ادامه داشت (ابن قفطى،
١٩٥). قسمتى از پاسخ ابن بطلان بر ابن رضوان متوجه ردّ ادعاهاي او در
«برتري آموزش از طريق كتاب» بر «آموزش از طريق استادان» است (همو، ١٩٦،
١٩٧).
ابن قفطى او را مؤلفى غيرمحقق و بعضى آراي او را خندهآور خوانده است (ص
٢٨٨). ابن ابى اصيبعه با آنكه او را در بحث تندخو و بدزبان دانسته (٢/١٠١)،
اما در طب و حكمت و شاخههاي مربوط بدان او را برتر از ابن بطلان ارزيابى
كرده است (١/٢٤٢). محققان زمانهاي اخير در مجموع، شخصيت او را مثبت ارزيابى
كردهاند. او گرچه به مرتبة بسيار والايى نرسيد، اما بايد دانست كه از سطحى
بسيار پايين شروع كرد (لكلرك، .(I/٥٢٦ گفتة خود او در مورد زندگى شخصى و
درونيش و در شرايط يك پزشك موفق او را مردي ميانهرو، نيك سيرت، آگاه و
عالمى عامل نشان مىدهد (ابن ابى اصيبعه، ٢/١٠٠، ١٠٢-١٠٣).
آثار: نوشتههاي منسوب به ابن رضوان او را دانشمندي پركار مىشناساند. از
لحاظ كيفيت، آثار او را خالى از اصالت و ابتكار و در درجة دوم اهميت
دانستهاند (لكلرك، .(I/٥٢٨ نوشتههاي او عمدتاً مربوط به پزشكى و اندكى در
حكمت و رياضى است. كاملترين فهرست آثار او را ابن ابى اصيبعه با نزديك
به ١٠٠٠ عنوان آورده است (٢/١٠٣- ١٠٥). بيشتر اين نوشتهها رسالههايى كوتاه
و تعليقاتى ناتمام يا پاسخها و رديههايى است كه ابن رضوان به پرسشها و
آراي بعضى علماي درگذشته يا معاصر نوشته و تعدادي هم شرح و تعليقات اوست
بر كتابهاي بقراط و جالينوس و ديگر حاكمان يونان. همة آثار ياد شده در فهرست
ابن ابى اصيبعه اكنون شناخته نيست. تعدادي از آنها چاپ و به زبانهاي
اروپايى ترجمه شده و بعضى ديگر به صورت دست نوشته در كتابخانههاي مختلف
موجود است.
الف - آثار شناخته شدة او در طب: ١. الاصول فى الطب، به عبري ترجمة شده
است I/٦٣٧) ؛ GAL, جامعه، ٥(٢)/٢٥٨)؛ ٢. انتزاعات شروح جالينوس لكتب ابقراط
(ابن ابى اصيبعه، ٢/١٠٤). شروح مربوط به قسمت نخست «طبيعة الانسان١» را
لاينز به انگليسى ترجمه و منتشر كرده است (نك: مآخذ همين مقاله)؛ ٣. تفسير
ناموس الطب لابقراط (ملى تبريز، ٣/١١٢٨-١١٣٠)؛ ٤. جواب لمسائل فى لبن الاتن
سأله ايّاها يهود ابن سعادة (پرچ، )؛ IV/٧١ ٥. جواب لمسائل فى النبض وصل
اليه من الشام يا اجوبة مسائل (ابن بطلان) فى النبض (احسان اوغلى، ٣٠٠)؛
٦. جوابه عما شرح له من حال عليل به علة الفالج فى شقّه الابسر (پرچ،
همانجا). اين نوشته احتمالاً همان است كه با نام مقالة فى علّة الفالج هم
ذكر شده است (احسان اوغلى، ٣٠١)؛ ٧. رسالة فى دفع مضار الابدان بأرض مصر،
در ١٥ فصل (نك: خديويه، ٦/١٥؛ دانشنامه ). ماير هوف گزارشى از اين اثر به
انجمن فيزيك و طب آلمان ارائه و ترجمة فصل ششم اين رساله را در مجلة
ايزيس٢ منتشر كرده است (سارتن، ؛ I/٢٨٧ نيز نك: I/٨٨٦ .(GAL,S, براي نسخههاي
آن در مصر و عراق به جامعه (٥(٢)/٢٥٨) رجوع شود؛ ٨. رسالة فى علاج صبىّ
حدث به المرض الا´سود المسمّى بداء الفيل و داءِ الاسد (احسان اوغلى،
همانجا)؛ ٩. رسالة فى اجوبة مسائل سأل عنها ابوالطيب ازهر ابن النعمان فى
الاورام (همانجا)؛ ١٠. شرح الصناعة الصغيرة لجالينوس، كه به لاتين ترجمه و
در ١٤٩٦م در ونيز و بعد مكرر چاپ شده است. از اين شرح ترجمهاي به عبري
وجود دارد GAL,I/٦٣٧-) ٦٣٨ )؛ ١١. شرح كتاب جالينوس الى اغلوقن فى التأتى
لشفاءِ الامراض (ششن، ٢/٢٣٨)؛ ١٢. فيما يجب على الرئيس الفاضل من مصالح
بدنه و ادب طبيبه و قهرمانه (پرچ، همانجا). اين رساله در فهرست ابن ابى
اصيبعه نقل نشده است؛ ١٣. فصل من كلامه فى القوي الطبيعية (احسان اوغلى،
همانجا؛ منجد، ٥/١٠١)؛ ١٤. كفاية الطبيب فيما صحّ لديّ من التجاريب. در فهرست
ابن ابى اصيبعه نيامده، موضوع آن شناسايى از طريق نبض و آزمايش ادرار
است (پرچ، )؛ GAL,I/٦٩٧;IV/٢ ١٥. مقالة فى ادوار الحميّات (پرچ، )؛ IV/٧٢ ١٦.
مقالة فى ان كل واحد من الاعضاءِ يتغذي به من الخلط المشاكل (همو، ؛ IV/٧١
احسان اوغلى، همانجا)؛ ١٧. مقالة فى التطرق بالطب الى السعادة (همانجا؛ ششن،
٢/٢٣٨- ٢٣٩)؛ ١٨. مقالة فى شرف الطب (احسان اوغلى، همانجا؛ جامعه، ٥(٢)/٢٥٨)؛
١٩. مقالة فى الطريق الى احصاءِ عدد الحميات (پرچ، همانجا)؛ ٢٠. مقالة فى
الشعير و ما يعمل الّفها لا´بى زكريا يهود ابن سعادة الطبيب (همو، )؛ IV/٧١ ٢١.
مقالة فى مزاج السكر (همانجا)؛ ٢٢. النافع فى كيفية تعليم صناعة الطب، حاوي
اطلاعات وسيع ابن رضوان از نوشتههاي پزشكان يونانى و اعتماد و اعتقاد او
به آنان است. ايرادهاي او بر رازي در اين كتاب مطرح شده است. قسمتى از
اين موضوع كتاب در مقدمة اثر مشترك شاخت - ماير هوف آمده است I/٨٨٦) S, ؛
GAL, محقق، ٣٥٨) براي نسخههاي آن رجوع شود به جامعه (٥(٢)/٢٥٨؛ لاينز، ١٨١
)؛ ٢٣. جز اينها ابن رضوان مقالاتى در ردّ بر ابن بطلان نوشته است كه ابن
ابى اصيبعه ٧ مقاله در اين مورد به او نسبت داده است. ٣ مقاله از اين
جمله را شاخت و مايرهوف در جزءِ خمس رسائل ابن بطلان و ابن رضوان به
انگليسى ترجمه و در ١٩٣٧م در قاهره منتشر كردهاند. براي نسخههاي مقالات
ابن رضوان رجوع شود به صفا (٣٢٢-٣٢٣).
ب - مهمترين اثر او در رياضى و نجوم: شرح المقالات الاربع فى القضايا
بالنجوم. ابن رضوان در ديباچة اين شرح ترديد ابو معشر بلخى را در انتساب
المقالات الاربع به بطلميوس رد كرده و معتقد است آنچه در اين نوشته آمده
است با بيان بطلميوس در مجسطى و آثار ديگرش همخوانى دارد. صحت اين انتساب
بعدها به وسيلة دانشمندان اروپايى ثابت شده است (نالينو، ٢١٧- ٢١٨). اين
شرح به لاتين ترجمه٣ و در سالهاي ١٤٩٣ و ١٥١٩م در ونيز و پس از آن مجدداً
طبع شده است (سوتر، .(١٠٤ متن عربى كتاب هنوز چاپ نشده است. نسخههايى از
آن در برخى از كتابخانهها موجود است (همانجا؛ I/٦٣٨ ؛ GAL, مشكوة، ٣(٢)/٨٦٢
-٨٦٣؛ شورا، ١٤/٢٨٢-٢٨٣). اشتاين اشنايدر قسمتى از اين شرح را چاپ كرده است
(شاخت، .(٥٠ شرح المقالات به تركى هم ترجمه شده است ( دانشنامه ).
ج - آثار او در حكمت و اديان: ١. مقالة فى بعث نبوة محمد صلى الله عليه و
سلم من التوراة و الفلسفة (اشتاين اشنايدر، ٩٨ )؛ ٢. مقالة فى حدث العالم يا
دليل موجز على حدث العالم (كبورتن، )؛ II/٢٠٩ ٣. مقالة فى الرد على افرائيم
و ابن زرعة فى اختلاف الملل (اشتاين اشنايدر، ٩٦ )؛ ٤. مقالة فى سيرته،
زندگىنامهاي است كه خود ابن رضوان در آستانة ٦٠ سالگى نوشته است (پرچ،
.(IV/٧١-٧٢
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، به كوشش ماكس مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/ ١٨٨٢م؛ ابن قفطى، على، تاريخ الحكماء، قاهره، ١٣٢٦ق؛ احسان اوغلى،
اكمل الدين، فهرس مخطوطات الطب الاسلامى، آنكارا، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ جامعه،
خطى؛ خديويه، فهرست؛دانشنامه؛ششن، رمضان، نوادرالمخطوطاتالعربية،
بيروت،١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ شورا، خطى؛ صفا، ذبيحالله، تاريخ علوم عقلى در تمدن
اسلامى، تهران، ١٣٢٦ش؛ قطايه، سلمان، «الخلاف بين طبيبين عربيّين المختار
من بطلان و على ابن رضوان»، ابحات المؤتمر السنوي الثانى للجمعية السورية
لتاريخ العلوم، حلب، ١٩٧٩م؛ محقق، مهدي، فيلسوف ري محمد بن زكرياي رازي،
تهران، ١٣٥٣ش؛ مشكوة، خطى؛ منجد، صلاحالدين، معجم المخطوطات المطبوعة ١٩٧٥-
١٩٨٠؛ بيروت، ١٩٨٢م؛ ملى تبريز، خطى؛ نالينو، كارلو، علم الفلك، رم، ١٩١١م،
نيز:
Cureton, W., Catalogus codicum manuscriptorum orientalium, London, ١٨٥٢; GAL;
GAL,S; Leclerc, L., Histoire de la m E decine arabe, NewYork, ١٩٧١; Lyons, M.C.,
X On the Natur of Man n , Al- Andalus, Madrid, ١٩٦٥, vol. XXX; Petrsch W., Die
orientalischen Handschriften, Gotha, ١٨٨٣; Sarton. G., X Selected Bibliography
of Introduction... n , Introduction to the History of Science, Tehran, ١٩٧٥;
Steinschneider, M., Polemische und apologetishe Literature in arabischer
Sprache, Hiddesheim, ١٩٦٦; Schacht, J. and Meyerhof, M., The Medico -
Philosophical Controversy bewieen Ibn Butlan of Baghdad and Ibn Ridwan of Cairo,
Cairo, ١٩٣٧, Suter, H., Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre
Werke, Leipzig, ١٩٠٠.
يوسف رحيملو (رب) ٧/٨/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢١/٨/٧٧