دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥٦
| ابن روميه جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٥٦ |
اِبْنِ روميّه، ابوالعباس احمد بن محمد بن مُفَرِّج (٥٦١ -٦٣٧ق/ ١١٦٥-
١٢٣٩م)، ملقب به عَشّاب، نباتى و زهري (منذري، ٣/٥٣٠ -٥٣١؛ ابن ابى
اصيبعه، ٣(١)/١٣٣)، گياهشناس و داروشناس، محدث و فقيه ظاهري مالكى. نياي
بزرگش از پزشكان قُرطُبه بود (ابن خطيب، ١/٢١٥). خانوادة او از قرطبه به
اشبيليه مهاجرت كرد و احمد در اين شهر كه در آن وقت مركز حكومت موحدين
اندلس بود و شهرت و اعتبار فراوان داشت، ديده به جهان گشود (ابن ابى
اصيبعه، همانجا؛ عنان، ٣٣٨). پس از پايان تحصيلات مقدماتى، از دانشمندان و
محدثين بزرگى چون ابوعبدالله بن زرقون، ابو عبدالله اليابُري، ابن جمهور،
ابن العربى، ابن جد و ديگران اخذ حديث كرد (منذري، ٣/٥٣١؛ ابن ابار، ١/١٢١؛
ابن خطيب، ١/٢١٧). همزمان با تحصيل علوم دينى به پژوهش در گياهشناسى نيز
همت گماشت.
در ٥٨٠ق/١١٨٤م براي تكميل معلومات خود زادگاهش را ترك گفت (ابن ابار،
همانجا). ابتدا در مغربالعُدوة (در اندلس) به مطالعه و شناخت ويژگيهاي
گياهان پرداخت. پس از آن به افريقيه رفت، سپس در ٦١٣ق/١٢١٦م وارد مصر شد.
آنگاه به شام و عراق و حجاز مسافرت كرد و در تمام اين مدت به پژوهش
دربارة گياهان مشغول بود (ابن ابى اصيبعه، همانجا؛ ابن خطيب، ١/٢١٦) و در
همين ايام از شنيدن حديث نيز غافل نماند و از محدثين بزرگ در بغداد و موصل
و دمشق از جمله ابوالوقت السَجْزي، ابو عبدالله فراوي و ابوالفتح بن
البطىْ و ديگران حديث فرا گرفت (ابن ابار، همانجا)، ولى تخصص او به ويژه
در گياهشناسى بود، چندانكه ابن ابى اصيبعه كه معاصر وي بوده است، او را
از بزرگترين علما و فضلا (همانجا) و ابن خطيب او را عجيبترين انسان عصر خود
و ازمنة قبل و بعد (١/٢٥١) دانسته است.
وي برجستهترين گياهشناس مسلمان است كه نباتات را نه فقط از ديدگاه
پزشكى بلكه از نظر دانش گياهشناسى نيز مطالعه كرد و توانست زمينة اين علم
را توسعه داده، تجارب خود را به وسيلة شاگردانش كه بزرگترين آنها ابن
بيطار است، به آيندگان انتقال دهد (لكلرك، .(II/٢٤٦ او گياهان بسياري را در
شمال افريقا به خصوص در مغرب و نيز در نواحى ديگر مانند مصر و حجاز كشف و
نام و خواص آنها را در بزرگترين اثر خود الرحلة النباتية جمع آوري كرد. گر
چه اين كتاب به دست ما نرسيده است، اما ابن بيطار در جاي جاي كتاب جامع
المفردات از آن نام برده است (١/٥، ٦، ٢٠؛ لكلرك، .(II/٢٤٧
زمانى كه ابن روميه در اسكندريه اقامت داشت، آوازة دانش وي به ملك عادل
ابوبكر بن ايوب از حكمرانان خاندان ايوبى رسيد و او ابن روميه را از
اسكندريه به قاهره دعوت كرد و با تعيين مقرري و اعزاز و
اكرام،اقامتدائموي را در مصر خواستارشد(ابنابىاصيبعه،همانجا)، اما او
نپذيرفت و يادآوري كرد كه به قصد مطالعه و اداي فريضة حج آمده است و به
موطن خود باز خواهد گشت (ابن ابى اصيبعه، همانجا). در مدت اقامت دو سالهاش
در آن نواحى، پادزهري (ترياق كبير) از تركيب گياهان گونهگون تهيه كرد. پس
از زيارت حج به زادگاهش اشبيليه بازگشت و تا پايان عمر در همانجا ماند و در
دكانى به فروش گياهان دارويى اشتغال ورزيد (ابن ابار، ١/١٢١؛ مقري، ٣/٣٥٣).
وي مردي زاهد، نيكوخصلت و آزاده و كتاب دوست بود و بيشتر آثار ابن حزم را
جمعآوري و استنساخ كرد (ابن خطيب، ١/٢١٦). ابن روميه چنان به ابن حزم
علاقه داشت و تعصب مىورزيد كه وي را حزمى نيز لقب دادهاند (منذري،
همانجا). وي به ادبيات نيز علاقهمند بود و اگر چه به شاعري تظاهر نمىكرد،
اما شاگردانش اشعاري از او نقل كردهاند (ابن سعيد، ١٨١). از شاگردان او در
حديث، ابوعبدالله بن سعيد الل´وْشى در بغداد و ابوبكر بن مقط در مصر (ابن
خطيب، ١/٢١٨) و در گياهشناسى ابن بيطار را مىتوان نام برد.
وي پس از تأليف الرحلة النباتية بينايى خود را از دست داد (ابن خطيب، ١/٢١٩)
و سرانجام در زادگاهش درگذشت (منذري، ٣/٥٣٠؛ ابن ابار، ١/١٢٢).
آثار: ابن روميه آثار متعددي در زمينة گياهشناسى و فقه و حديث داشته كه
متأسفانه بيشتر آنها از ميان رفته است. مشهورترين آثار او به شرح زير است:
الف - در فقه و حديث: ١. الحافل يا الحافل فى تذبيل الكامل، ذيلى است بر
كتاب الكامل فى معرفة الضعفاء و المتروكين من الرواة، تأليف ابواحمد بن عدي
(ابن ابار، ١/١٢١؛ ابن خطيب، ١/٢١٩؛ بغدادي، ١/٩٣)؛ ٢. مختصر الكامل در ٢ جلد
(ابن ابار، همانجا)؛ ٣. مختصر غريب حديث مالك، اثر دارقُطنى (ابن خطيب،
همانجا)؛ ٤. رَجَالة المُعَلِم بزوائد البخاري على مسلم؛ ٥. نظم الدّراري
فيما تفرد به مسلم عن البخاري؛ ٦. حكم الدعاء فى ادبار الصلوات؛ ٧. كيفية
الاذان يوم الجمعة؛ ٨. اخبار محمد بن اسحاق؛ ٩. توهين طرق حديث الاربعين
(همانجا)؛ ١٠. فهرسة حافلة كه در آن روايات اندلس و شرق جداگانه آمده است
(ابن ابار، همانجا).
ب - در گياهشناسى: ١. تفسير اسماء الادوية المفردة من كتاب ديسقوريدس؛ ٢.
مقالة فى تركيب الادوية، ابن ابى اصيبعه كه معاصر وي بوده، فقط از اين دو
اثر نام برده است (٣(١)/١٣٣). اين كتاب ظاهراً همان است كه ابن خطيب با
عنوان شرح حشائش دياسقوريدوس و ادوية جالينوس آورده است (١/٢١٩)؛ ٣. كتاب
الرحلة النباتية، مهمترين اثر وي كه شرح آن گذشت (ابن بيطار، ٦؛ ابن
خطيب، همانجا؛ حاجى خليفه، ٢/١٤١٩)؛ ٤. التنبيه على اغلاط الغافقى (ابن
خطيب، همانجا)؛ ٥. التذكره، كه آن را دربارة استادانش نوشته است (ذهبى،
٢/١٤٢٦).
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار، قاهره،
١٩٥٤م؛ ابن ابى اصيبعة، احمد، عيون الانباء، بيروت، ١٣٧٥ق/١٩٥٧م؛ ابن
بيطار، عبدالله، الجامع لمفردات الادوية و الاغذية، قاهره، ١٢٩١ق/١٨٧٤م؛ ابن
خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره،
١٩٥٥م؛ ابن سعيد، على، اختصار القدح المعلى فى التاريخ المحلى، به كوشش
ابراهيم الابياري، قاهره، ١٩٥٩م؛ بغدادي، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى،
محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ عنان، محمد عبدالله، تراجم
اسلامية شرقية و اندلسية، قاهره، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به
كوشش محمد البقاعى، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ منذري، عبدالعظيم، التكملة لوفيات
النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ نيز:
Leclerc, Lucien, Histoire de la m E decine arabe, New York, ١٩٧١.
علىاكبر ديانت (رب) ١٣/٨/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٣٠/٨/٧٧