دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٩
| ابن حاج، احمد جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٦٩ |
اِبْنِ حاج، احمد بن محمد بن محمد بن عثمان ورنيدي (د ح ٩٣٠ق/١٥٢٤م)،
شاعر و صوفى مغربى. همة آگاهى ما دربارة زندگى او محدود به شرح حالى است
كه ابن مريم در كتاب البستان دربارة او نگاشته است. وي در جبل بنى ورنيد
در تلمسان به دنيا آمد و نزد احمد ابن محمد بن زكري تلمسانى كه از كودكى
تربيت او را بر عهده داشت علم اصول، منطق، معانى و بيان و زبان عربى
آموخت (ابن مريم، ٨، ١٧) و همين استاد در ٨٩٧ق به وي اجازة روايت گفتهها و
نوشتههايش را داد (همو، ١٨-٢٣)، استاد ديگر او على بن يحيى السلكسينى بود
(همو، ١٤٦). افزون بر اين دو، وي نزد گروهى ديگر از دانشمندان روزگار خود
دانش آموخت كه ابن مريم از آنان نام نبرده است. او در زبان عربى، علم
عروض و علم حساب استاد شد (همو، ٨، ٩) و گروهى نزد وي دانش آموختند (همو، ٢٦،
١٤٧، ٢٦٧، ٢٨٠، ٢٩١) كه از آن ميان محمد بن بلال مديونى قرائات هفتگانه،
عربى و تصوف را از او فراگرفته و عبدالرحمان يعقوبى كتابهاي ابن عطا (ه م)
را نزد او خوانده است (همو، ٩).
برجستهترين صفت ابن حاج پرهيزگاري و زهد صوفيانة او بوده است. او خويشتن
را از بند دنيا رها مىدانست، همة كوشش خود را صرف حفظ شريعت مىساخت و در
اين راه سرزنش ديگران را به هيچ مىگرفت (همو، ٩، ١٦-١٧). احتمالاً اين
تلاش زاهدانه و رياضتهاي سخت و نيز گريز از زندگى واكنشى در برابر اوضاع
اجتماعى حاكم بر روزگار او بوده است. ابوالعباس احمد بجايى در نامهاي كه
به او نگاشته است، دربارة چند و چون رفتار مؤمن در جامعهاي كه ظلم و فساد
آن را فرا گرفته و حتى عالمان و دانشمندان از آن مصون نماندهاند، كسب
تكليف كرده است (همو، ١٤-١٦). پاسخ ابن حاج موضع او را چونان زاهدي سخت
كوش و مؤمن روشن مىسازد. وي بر پاية آيهاي از قرآن كريم (نساء/٤/٧٥) به
پرسش كننده پيشنهاد كرده است كه هرگاه مىتواند مهاجرت كند و در صورت
ناتوانى، پايداري و قناعت پيشه سازد و از هر چيز به اندازة ضرورت بهره گيرد
و دانش را نيز به آن مقدار كه به آن نيازمند است از هر جا كه ممكن است
بيندوزد و اگر چه دنيا جيفهاي بيش نيست اما بهرة مؤمن به قدر رفع نياز بر
او حلال است.
ابن مريم كراماتى نيز براي او برشمرده و او را مستجاب الدعوة دانسته است
(ص ١٦، ١٧). ظاهراً او در زمان حياتش از شهرت و اهميت برخوردار بوده است.
جايگاه او نزد استادش احمد بن محمد زكري تلمسانى كه خود مفتى و امام
تلمسان بوده (همو، ٢٣-٢٤) و نيز آنچه دربارة هوشمندي و دانش او نقل شده است
(همو، ١٧، ٢٣، ٢٤)، همچنين با تربيت شاگردي مانند عبدالرحمان يعقوبى (همو، ٩)
مىتواند گواهى بر اين امر باشد. آنچه از اشعار او در دست است قصايدي است
تعليمى دربارة مسائل فقهى و دينى، سرودههايى در زهد و تصوف (براي نمونه
نك: همو، ٩-١١، ١٧- ١٨)، مدح پيامبر(ص) و تخميس قصيدهاي از ابومدين (همو،
١١-١٤). آثار ديگر او كه همه شرح و تعليق بر نوشتههاي ديگران است عبارتند
از:
١. شرح سينية ابن باديس (همو، ٢٣) با عنوان انس الجليس فى جلو الحناديس عن
سينية ابن باديس يا شرح النفحات القدسية، نسخههايى از اين اثر در كتابخانة
احمدية تونس (منصور، ٢٣) و اسكوريال I/٢٣٤) , ٢ ESC) موجود است.
٢. شرح بُردة بوصيري كه در آن شروح ابن مرزوق (نواده) و العقبانى و على
بن ثابت را بر قصيدة برده جمع كرده، اما كتاب را به پايان نرسانده است.
به گفتة ابن مريم (ص ٢٣) خود وي دليل رها كردن دنبالة كار را ارتقا از
مرتبهاي به مرتبهاي فراتر از آن دانسته است.
٣. نظم عقيدة السنوسى الصغري يا عقيدة التوحيد الصغري، كه ابن مريم (ص ٩،
١٨) هشت بيت از آن را نقل كرده است.
مآخذ: ابن مريم، محمد، البستان فى ذكر الاولياء و العلماء بتلمسان، به كوشش
محمد بن ابى شنب، الجزائر، ١٣٢٦ق/١٩٠٨م؛ منصور، عبدالحفيظ، فهرس مخطوطات
المكتبة الاحمدية بتونس، بيروت، ١٩٦٩م؛ نيز: . ٢ ESC
محمد سيدي (رب) ٢١/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٠/٣/٧٧