دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٩١
| ابن بواب جلد: ٣ شماره مقاله:٩٩١ |
اِبْنِ بَوّاب، ابوالحسن على بن هلال (د ٤١٣ق/١٠٢٢م)، خوشنويس و مُذَهَّب
معروف، منابع متأخر لقب علاءالدين را هم به نام او
.(٨٠ФøûÇGAL,S,I/٤٣٤)¢÷ù¢ø¥ê زادروز و زادگاهش رانمىدانيم، ولى معلوم است
كه بيشتر زندگى را در بغداد گذرانيده است. پدرش هلال، دربان آل بويه (ابن
تغري بردي، ٤/٢٥٧) بود و به همين سبب على بن هلال به ابن بواب و يا ابن
ستري معروف شد (ابن خلكان، ٣/٣٤٢). حتى در آن روزگار كه در اوج شهرت بود و
بزرگان او را استاد خطاب مىكردند، دربانى پدر را به رخش مىكشيدند (ابن
جوزي، ٨/١٠)، چنانكه شاعران نيز به اين موضوع اشاره كردهاند (ياقوت،
١٥/١٢٩). استادش در ادب، ابوالفتح عثمان بن جنى (ه د، ابن جنى) بود و
ابوعبدالله مرزبانى (ابن دمياطى، ٢٠٣) و ابوالحسين محمد بن سمعون واعظ را
نيز از استادان او ياد كردهاند (ابن جوزي، همانجا؛ ابن كثير، ١٢/١٤). ابن
بواب خوشنويسى را از محمد بن اسد (ابن خلكان، ٣/٣٤٢-٣٤٣) و محمد بن سمسانى
آموخت و آنان اين هنر را از ابن مقله (ه م) فرا گرفته بودند (قلقشندي،
٢/١٣). قاضى احمد منشى قمى مىنويسد (ص ١٧- ١٨) كه دختر ابن مقله به على
بن هلال تعليم خوشنويسى داد.
ابن بواب پيش از آنكه خوشنويس شود، به نقاشى و نگارگري خانهها اشتغال
داشت، سپس به تذهيب كتب پرداخت و سرانجام به كتابت روي آورد (ذهبى، سير،
١٧/٣١٦). در خوشنويسى به چنان پايهاي رسيد كه يگانة روزگار خويش گرديد، به
گونهاي كه نوشتهاند: از متقدمين و متأخرين كسى را نمىتوان يافت كه چون
او يا نزديك به خط او بنويسد (ابن خلكان، ٣/٣٤٢). ذهبى ( العبر، ٢/٢٢٤) اورا
صاحب خط منسوب (خطى كه هر يك از حروف آن از لحاظ وضع و اندازه با حرف
الف متناسب است) خوانده، اما ابن خلكان (همانجا) وضع اين خط را به ابن
مقله نسبت داده و نوشته است كه ابن بواب به تهذيب و تنقيح اين شيوه
پرداخت و به آن زيبايى و جلوه بخشيد. رايس (ص مىگويد كه تناسب هندسى
حروف خط منسوب را ابن مقله به وجود آورد، اما ابن بواب كه خود پيش از
خوشنويس شدن با هنر تذهيب و نگارگري آشنا بود، با بينشى هنرمندانه به اين
تناسب زيبايى هنري بخشيد. هندوشاه (ص ٢٠٨) آورده است كه ابن طقطقى از
كتابى ياد مىكند كه ابتدا مىپنداشته به خط ابن مقله است، اما نظر ياقوت
مستعصمى را دربارة آن جويا مىشود، ياقوت با ديدن نسخه و تأمل در آن در
مىيابد كه به خط ابن بواب است و مىگويد كه وي آن را به شيوة اين مقله
نوشته است و مىافزايد كه چون ابن بواب پس از كوشش بسيار نتوانسته همچون
ابن مقله بنويسد، طريق خويش را اختراع كرده است. اين سخن تقريباً به رأي
ابن خلكان (٣/٣٤٢) و قلقشندي (٣/١٣) شباهت دارد.
در يك نسخة خطى مربوط به سدة ٩ق/١٥م به نام رسالة فى علم الكتابة كه
مؤلفآن ناشناخته است و دربرلننگهداريمىشود (آلوارت،)، I/٧ مطالبى راجع
به ابن بواب آمده كه رايس آنها را نقل كرده است. مؤلف اين رساله
مىنويسد كه ابن بواب دريافت كه بيش از او خطاطان در اصلاح خط كوفى
كوشيدهاند و نيز بنومقله (ابن مقلة وزير و برادرش) در بهتر ساختن توقيع و
نسخ كوشش كرده، اما در رسانيدن آن خطوط به درجة كمال توفيق نيافتهاند. از
اين رو خود به تكميل كار آنان پرداخت. همچنين ابن بواب دريافت كه استادش
ابن اسد اشعار را به خط نسخ شبيه به محقق مىنويسد. او اين خط را نيز به
درجة كمال رسانيد (رايس، .(٧٨-٧٩ از ديگر خطوطى كه ابن بواب در اتقان و
تحسين آنها كوشيد، خطوط نرگس، ريحان، لؤلؤي، مرصّع، وشى و چند نوع ديگر را
نام بردهاند (جبوري، ١٦٥).
برگى از قرآن كريم به قلم نسخ از ابن بواب
ابن بواب در خوشنويسى به چنان پايگاهى دست يافت كه به خط خوش او مثل
مىزدند. ياقوت (١٥/١٢٨) ابياتى را كه در آنها اشاره به خط زيباي او شده،
نقل كرده است كه از آن جمله شعري از ابوالعلاء معري است:
و لاحَ هِلالٌ مِثلٌ نون½ اجَادَها بِماء النُّضارِ الكاتِب ابُن هِلالِ
ارزش هنر ابن بواب را در حيات او چنانكه مىبايست، نمىدانستند، يك بار
نامهاي در حدود ٧٠ سطر براي درخواست كمتر از دو دينار به يكى از بزرگان
نوشت، در حالى كه همان نامه چندي بعد به ١٧ دينار و بار ديگر به ٢٥ دينار
فروخته شد (همو، ١٥/١٢١-١٢٢). آثار خوشنويسى ابن بواب ديري نپاييد كه كمياب
و گرانبها شد. از محمد بن احمد انصاري معروف به ابن بَرَفْطى (د
٦٢٥ق/١٢٢٨م) كه خود خوشنويسى معروف بود، ٢٥ قطعه به خط ابن بواب برجاي
ماند و ياقوت اين موضوع را مهم مىداند. اين نشان مىدهد كه خط ابن بواب
در اوايل سدة ٧ق/١٣م بسيار كمياب بوده است (همو، ١٧/٢٧٧-٢٨١).
ابن بواب طبع شعر هم داشت. ياقوت اشعاري از او را نقل كرده است
(١٥/١٢٥-١٢٧). از آثار منظوم او قصيدة رائيه در ادوات خوشنويسى است كه ادبا،
بلاغت آن را ستودهاند و برهانالدين ابراهيم جعبري (د ٧٣٢ق/١٣٣٢م) آن را
شرح كرده (حاجى خليفه، ٢/١٣٣٩) و ابن خلدون ٢٣ بيت از آن را در مقدمه
آورده است (٣/١٠٩٢-١٠٩٤). اصل اين قصيده ٢٨ بيت است ( آلوارت، .(I/٥ ابن
بواب در انشا نيز مهارت داشت. ياقوت نامهاي از او را كه به يكى از رؤسا
نوشته بوده نقل كرده است (١٥/١٣٠-١٣٢).
هنگامى كه فخر الملك ابوغالب محمد بن خلف وزير از جانب بهاءالدوله ابونصر
بن عضدالدوله، والى عراق شد، ابن بواب را در سلك نديمان خويش درآورد (همو،
١٥/١٢١). ابن بواب مدتى نيز سرپرست كتابخانة بهاءالدوله در شيراز بوده است.
در همين كتابخانه بود. كه وي ٢٩ جزء قرآن مجيد به خط ابن مقله را ديد و جزء
ناقص را چنان با مهارت شبيه خط ابن مقله نوشت كه بهاءالدوله نتوانست آن
را تشخيص بدهد. از اين امر به خوبى مىتوان دريافت كه ابن بواب در
شبيهنويسى و در تذهيب و صحافى بسيار ماهر بوده است (همو، ١٥/١٢٢-١٢٣).
ابن بواب در جامع منصور بغداد موعظه مىكرد (ابن اثير، ٩/٣٢٤؛ ذهبى، سير،
١٧/٣١٦). وي در تعبير رؤيا نيز مهارت داشت. ذهبى به نقل از ابوعلى بنا
داستان جالبى از تعبير رؤياي بدفرجام ابن سهلان وزير به وسيلة ابن بواب
نقل كرده و افزوده است كه تعبير او به واقعيت پيوست و چندي بعد ابن
سهلان به بدترين صورت كشته شد ( سير، ١٧/٣١٦-٣١٧).
ابوالفضل بن خيرون ابن بواب را از اهل سنت دانسته (همان، ١٧/٣١٨)، اما
قاضى نورالله شوشتري او را در شمار شيعيان آورده است (٢/٤٨٨). اينكه سيد
مرتضى در مرگ او مرثيه گفته (ياقوت، ١٥/١٣٣-١٣٤؛ ذهبى، همانجا)، مىتواند
رأي قاضى نورالله را تقويت كند. به هر حال وي را به پارسايى و امانت
ستودهاند (ابن كثير، ١٢/١٤). تاريخ وفات او را ٤٢٣ق/١٠٣٢م نيز نوشتهاند
(ابن خلكان، ٣/٣٤٣) كه بعيد مىنمايد، زيرا ياقوت ٤١٣ق را از محمد بن هلال
صابى كه خود در سدة ٥ق/١١م مىزيسته نقل كرده است (١٥/١٢٢؛ نيز نك: ابن
جوزي، ٨/١٠). ابن بواب در جوار قبر احمد بن حنبل دفن شد (همانجا).
هر چند كه گفتهاند ابن بواب ٦٤ نسخه از قرآن مجيد كتابت كرده است (رايس،
٧٦ -٧٥ )، اما يگانه نسخة كامل قرآن موجود به خط او در كتابخانة چستربيتى
نگهداري مىشود كه در ٣٩١ق/١٠٠١م كتابت شده است. رايس نوع خط آن را نسخ
نوشته، ولى درست آن است كه بگوييم نسخ آميخته به ريحان يا به عبارت
ديگر نسخ ريحانى است. رايس اين نسخه را كه تذهيب آن نيز كار ابن بواب
دانسته شده، از هر جهت مورد ارزيابى قرار داده است (ص .(٨٤-٩٧
آثار ديگري نيز به ابن بواب منسوب است. از آن جمله دو نسخه از ديوان
سلامة بن جندل شاعر جاهلى است كه اولى در توپكاپى سرايى استانبول و دومى
در موزة آثار ترك و اسلام نگهداري مىشود (همو، ١٠٢ .(٩٧-٩٨, همچنين كتابت
منتخبى از كتاب الحيوان جاحظ مضبوط در همان موزه و نيز مجموعة اشعاري در موزة
بريتانيا به ابن بواب نسبت دادهاند، ولى رايس با دلايل مفصل، انتساب همة
اين نسخهها - جز قرآن محفوظ در چستربيتى - را به ابن بواب رد كرده است (ص
.(١١٠ نيز از يك نسخة قرآن كريم منسوب به ابن بواب اطلاع داريم كه توسط
سلطان سليم عثمانى به جامع لالهلى استانبول اهدا شده است ( دائرة
المعارف الاسلامية )، اما به صحت انتساب آن يقين نداريم. شيوة خوشنويسى
ابن ابواب تا زمانى كه شيوة ياقوت مستعصمى معمول گرديد، رواج تمام داشت.
ابن كثير مىنويسد كه در عصر او - سدة ٨ق - بيشتر مردم بر شيوة ابن بواب
بودهاند (١٢/١٤). از شاگردان ابن بواب در خوشنويسى محمد بن عبدالملك را ياد
كردهاند (قلقشندي، ٣/١٤).
برخى از پيروان طريقة ابن بواب در خوشنويسى: ١. فاطمه بنت حسن بن على
عطار معروف به بنت اقرع (د ٤٨٠ق/١٠٨٧م) كه پيمان متاركة جنگ ميان
دولتهاي عباسى و روم به خط اوست (ياقوت، ١٦/١٧٢؛ ذهبى، سير، ١٨/٤٨٠)؛ ٢.
ابوطالب مبارك كرخى (د ٥٨٥ق/١١٨٩م) كه گروهى عقيده داشتهاند از ابن بواب
بهتر مىنوشته است (همان، ١٧/٥٦)؛ ٣. ابوعلى حسن بن على جوينى خوشنويس خط
منسوب (د ٥٨٦ق/١١٩٠م). ياقوت از زبان اهل فن نقل مىكند كه پس از ابن
بواب كسى خوشتر از او ننوشته است (٩/٤٣-٤٤)؛ ٤. فضل بن عمر معروف به ابن
رائض (د ٦٠٩ق/١٢١٢م) (همو، ١٦/٢١٥)؛ ٥. ياقوت ابن عبدالله رومى موصلى (د
٦١٨ق/١٢٢١م) (همو، ١٩/٣١٢)؛ ٦. كمال الدين عمر بن احمد معروف به ابن عديم
مورخ حلبى (د ٦٦٠ق/١٢٦٢م) كه خط او را به جاي خط ابن بواب مىفروختهاند
(همو، ١٦/٥، ٤٥-٤٦).
قابل ذكر است كه رسالهاي به تركى در شرح حال و آثار ابن بواب به قلم
سهيل انور تأليف شده كه محمد بهجة الاثري و عزيز سامى آن را به عربى
ترجمه كردهاند و با عنوان الخطاط البغدادي على بن هلال در بغداد
(١٣٧١ق/١٩٥٨م) از سوي مؤسسة المجمع العلمى العراقى چاپ شده است. اين
رساله داراي اشتباهات زيادي است كه در تعليقات بهجة الاثري به آنها اشاره
شده است.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن جوزي، عبدالرحمان،
المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ق/١٩٤٠م؛ ابن خلدون، مقدمه، به كوشش على
عبدالواحد وافى، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن دمياطى، احمد،
المستفاد من ذيل تاريخ بغداد ابن نجار، به كوشش قيصر ابوفرح، بيروت،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن كثير، البداية؛ جبوري، تركى عطيه عبود، الخط العربى
الاسلامى، به كوشش على خاقانى، بغداد، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ حاجى خليفه، كشف
الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ دائرة المعارف الاسلامية؛ ذهبى، محمد، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
همو، العبر، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ شوشتري، نورالله، مجالس المؤمنين، تهران،
١٣٦٥ش؛ قاضى احمد قمى، احمد، گلستان هنر، به كوشش احمد سهيلى، تهران،
١٣٥٢ش؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ هندوشاه بن سنجر،
تجارب السلف، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣١٣ش؛ ياقوت ادبا؛ نيز:
Ahlwardt; GAL,S; Huart, Cl., Les calligraphes et les minianristes de L'orient
musulman, Paris, ١٩٠٨; Rice, D.S., The Unique Ibn Al-Bawwab Manuscript, Dublin,
١٩٥٥.
محمدآصف فكرت (رب) ١٣/٨/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٤/٨/٧٦