دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٨
| ابن بنا، ابوالعباس جلد: ٣ شماره مقاله:٩٨٨ |
اِبْنِ بَنّا، ابوالعباس احمد بن محمد بن عثمان ازدي مراكشى، رياضى دان،
منجم و اديب صوفى مشرب در سدههاي ٧ و ٨ق/١٣ و ١٤م. در باب تاريخ ولادت
او اختلاف است. ابن قاضى در يك جا ( درة الحجال، ١/١٦) ٦٤٦ق/١٢٤٨م و در
جاي ديگر ( جذوة الاقتباس، ١٥٢)، ٩ ذيحجة ٦٥٤ق/٢٨ دسامبر ١٢٥٦م ذكر كرده و
تنبكتى (ص ٦٧) به روايت از ابن زكريا تولد او را در ٦٤٩ق ياد كرده است. در
اينكه ابن بنا در مراكش متولد شده است، ظاهراً اختلافى نيست، با اينهمه
برخى او را غرناطى (پالنسيا، ٤٥٧) و برخى ديگر سرقسطى ناميدهاند II/٣٣٠)
.(GAL,S, البته دور نيست كه پدر يا نياي او در اصل از اندلس بوده و در
دوران پرآشوب نزاعهاي ميان مسلمانان و مسيحيان اسپانيا، به مغرب كوچيده
باشد. به هر حال ابن بنا به سبب شغل پدر (بنايى) به ابن بنا موسوم شد.
دربارة لقب ديگر او: عددي (ابن قنفذ، وفيات، ٣٤٣) يا عُدوي (ابن حجر، ١/٣٣٠)
بايد گفت، اگرچه اشتغال به رياضيات، ابن احتمال را به بار مىآورد كه
بدين سبب او را عددي ناميده باشند، ولى به نظر مىرسد كه وي در واقع به
«العدوة» - نام منطقهاي در مراكش - انتساب يافته باشد، خاصه كه يكى از
شاگردانش در آنجا به محضر او شتافت (ابن خطيب، ١/٢٣٠). دربارة دوران رشد وي
اطلاعى در دست نيست. ابن رشيد كه از ياران و معاصران ابن بنا بود و در اثر
خود از وي ياد كرده (٢/٢٠٥)، از زندگى او سخنى به ميان نياورده است.
بيشتر اطلاعات ما از ابن بنّا دربارة استادان متعدد اوست كه علوم و فنون
مختلف را نزد آنان آموخته است. در آغاز قرآن را نزد ابوعبدالله ابن مبشر
(ابن يسر؟: تنبكتى، ٦٦). و على صالج الاحدب، عروض و همچنين برخى از مسائل
ميراث را نزد ابوبكر قلوسى (ملقب به الفار = موش)، الكتاب سيبويه و كراسة
جزولى را در محضر ابواسحاق بن عبدالسلام صنهاجى، حديث را از ابن الدهاق،
فقه را از ابوعمران زناتى و دو كتاب غزالى المعيار و المستصفى را از
ابوالوليد بن ابى بكر محمد ابن حجاج (ابن الحاج؟: اندلسى، ١(٣)/٦٣٨)، ادب
عرب را نزد قاضى محمد بن على بن يحيى الشريف، هيأت و نجوم را نزد عبدالله
بن مخلوف سجلماسى، رياضيات را نزد عبدالله بن حجله، و طب را نزد طبيبى
معروف به مريخ بياموخت (ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٤٩، ١٥٠؛ همو، درة
الحجال، ١/١٦؛ قس: ورنت، ١/١٤). مشهورتري كسى كه در اعتلاي علمى و شهرت
ابن بنا كوشيد، شيخ عبدالرحمان هزميري، صوفى و رهبر دينى معروف مغرب بود
كه ابن بنا در طريقة او وارد شد و توسط همو يك سال عزلت گزيد و چنانكه خود
گفته در اين سير و سلوك، شگفتيها ديد (ابن حجر، ١/٣٣٠، ٣٣١).
ابن بنا در روزگاري كه به دانش شهره بود، به كار تدريس نيز مىپرداخت و
شاگردانى پرورش داد و باز نهاد كه ميراث علمى او را به شرق و غرب منتقل
كردند. از آن ميان مىتوان از احمد بن ابراهيم بن احمد بن صفوان،
رياضىدان، اديب و لغوي (ابن خطيب، ١/٢٣٠)، ابوزيد عبدالرحمان اللجايى منجم
مشهور (ابن قنفذ، انس الفقير، ٦٨) و ابوعبدالله اُبُلى كه خود استاد ابن
خلدون بود (ابن قاضى، همانجا؛ سارتن، ٢(٢)/٢٢٣٧)، نام برد. وي گذشته از
آنكه در علوم دستى قوي داشت (قس: ابن خلدون، ٣٨٢، ٣٨٧)، تحت تأثير شيخ
هزميري به پيشگويى نيز مىپرداخت و گفتهاند كه زمان مرگ اميرابوسعيد بن
يعقوب مرينى را به درخواست خود او پيشبينى كرد. همچنين موارد مشابه ديگري
نيز از او نقل شده است (ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٤٩)، اما آنچه او را به
عنوان يك دانشمند مشهور كرد، توجه او به رياضيات و نجوم بود. به گفتة ورنت،
كتاب منهاج الطالب او كتابى بسيار مفيد براي محاسبة پديدههاي زودگذر و حاوي
جداول نجومى است (١/١٥، ١٦). كتاب تلخيص اعمال الحساب او نيز حاي قاعدة
خطأين (دو خطا) است (طريقهاي در حل بعضى از مسائل سادة رياضى به وسيلة
فرض دو عدد دلخواه) كه در تعيين جذر تقريبى اعداد گنگ به كار مىرود و
مىتوان آن را به اين شكل بيان كرد:
در صورتى كه a < b باشد، b ١+a٢ + a = b aØ+
در صورتى كه a > b باشد، b a٢ + a = b aØ+
كه احتمالاً آن را با اين رابطه نيز مىتوان نشان داد:
٢( b a٢ )
b a٢ - a٢ = b a٢ - a
و نيز حاوي مجموع مكعبها و مربعهاي مطابق است.
(١-٢n٢ ) nØ = ٣(١-n٢) + ... + ظ٥ + ظ٣ + ظ١
n٢ ( ١-n٢ ٦ ) = ٢(١-n٢) + ... + ط٥ + ط٣ + ط١
(همانجا؛ سارتن، ٢(٢)/٢٢٣٦).
ابن بنا كه ابن خلدون (ص ٩٢) او را «شيخ المغرب» در نجوم و سيميا و اسرار
حروف ناميده و ابن قنفذ ( انس الفقير، ٦٦) از او با عنوان استاد استادان در
هيأت و نجوم و رياضيات ياد كرده و وي را در كنار ابن الشاط و قاضى
ابوعبدالله محمد بن محمد لخمى، يكى از ٣ دانشمند بزرگ مغرب دانسته كه
صناعت تأليف در مغرب با او به پايان رسيده است (مقري، ٢/٣٥٢، ٣/٢٣).
ابن بنا سرانجام در ٧٢١ق/١٣٢١م و به روايتى ٧٢٦ق در مراكش درگذشت (ابن
قنفذ، وفيات، ٣٤٣، ابن قاضى، درة الحجال، ١/١٥). تاريخ درگذشت او را ٧٢٤ق
نيز ذكر كردهاند كه به نظر مىرسد مربوط به ابوالعباس احمد بن محمد مالقى
قاضى اغمات بوده باشد (تنبكتى، ٦٧). وي هر روز پس از نماز صبح تا نزديك
غروب به كار مىپرداخت (ابن حجر، ١/٣٣٠)، بسيار اندك سخن مىگفت و چون آغاز
سخن مىكرد جز به مسائل علمى نمىپرداخت و همه از مجلس او سود مىبردند
(ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٤٨). دربارة اين امساك در سخن، ابياتى از خود
ابن بنا نيز نقل شده است (همو، درة الحجال، ١/١٦).
آثار: آثار ابن بنا در رياضيات، نجوم، علوم دينى، تفسير، ادب، اسرار حروف و
طلسمات بالغ بر ٨٥ كتاب و رسالة خرد و كلان است كه برخى از مهمترين آنها
از اين قرارند:
دررياضيات: ١. تلخيصفىاعمالالحساب كهاقتباسوخلاصهاي است از كتاب
محمدبنعبداللهحصار (سارتن،٢(٢)/٢٢٣٦) و از آثار مشهور در اين زمينه است كه
شروح متعدد بر آن نوشته شده است (سوتر، )، I/١٦٢ از جمله كسانى مانند
ابوزكريا محمد اشبيلى، ابن المجدي مصري، قلصاوي اندلسى و عبدالعزيز بن على
بن داوود الهواري آن را شرح كردهاند (سارتن، همانجا؛ حاجى خليفه، ١/٤٧٢).
ابن بنا خود اين كتاب را شرح كرده و نام رفع الحجاب عن تلخيص اعمال
الحساب (ابن قاضى، درة الحجال، ١/١٥؛ حافظ طوقان، ٤٣١؛ ورنت، ١/١٥؛ قس: ابن
خلدون، ٣٨٢) بر آن نهاده است. تلخيص اعمال الحساب در نيمة دوم سدة ١٩م
توسط آ. مار١ به فرانسه ترجمه شد و در نشرية آكادمى لينچهيى٢ (ج ، XVII
١٨٦٤م) به چاپ رسيد و بعداً در ١٨٦٥م نيز مستقلاً در رم منتشر شد ( ٢ EI).
ابن قاضى اين كتاب را به نظم درآورد (ورنت، همانجا) و ابن هائم آن را
خلاصه كرد و الحاوي نام نهاد؛ ٢. الجبر و المقابلة (ابن قاضى، جذوة الاقتباس،
١٥٢) كه ظاهراً همان كتاب الاصول اوست (همو، درة الحجال، ١/١٥)؛ ٣. المقات
الاربع يا المقالات فى علم الحساب در اعداد صحيح، كسر، جذر و كعب و تناسب
(همو، جذوة الاقتباس ١٥١؛ سارتن، ٢(٢)/٢٢٣٦). اين رساله در ١٩٨٤م در عَمان
به كوشش احمد سعيدان به چاپ رسيد (سعيدان، ١٩)؛ ٤. مقدمه بر اصول اقليدس
در هندسه (ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٥١؛ سارتن، همانجا).
در نجوم و زيج و تقويم: ١. كتاب فى الانواء در صور كواكب. اين كتاب در
١٩٤٨م توسط رنو٣ با ترجمة فرانسوي آن به نام «تقويم ابن لبناي مراكشى٤»
به چاپ رسيد؛ ٢. اليسارة فى تعديل السيارة يا اليسارة فى تقويم الكواكب
السيارة (ابن قاضى، درة الحجال، ١/١٥؛ سارتن، ٢(٢)/٢٢٣٧)؛ ٣. منهاج الطالب
فى تعديل الكواكب (تنكبتى، ٦٦) كه خلاصهاي از زيج ابن اسحاق تونسى است
كه مورد توجه بسيار واقع شد (ابن خلدون، ٣٨٧). اين اثر توسط ورنت همراه با
ترجمة اسپانيايى آن در انستيتوي مطالعات تطوان در ١٩٥٢م به چاپ رسيد؛ ٤.
المناخ فى تركيب الازياج (ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٥١). به گفتة سارتن
(همانجا)، اين قديمترين كاربرد مكتوب واژة المناخ٥ بدين مفهوم است.
در طلسمات و اسرار حروف: ١. عمل الطلسمات (ابن قاضى، جذوة الاقتباس، ١٥٢) ؛
٢. طبايع الحروف (همانجا) . سارتن اين كتاب را با مدخل النجوم يكى دانسته
است (٢(٢)/٢٢٣٧)؛ ٣. الزجر و الفأل و الكهانة (ابن قاضى، همانجا).
در تفسير: تفسير سورة عصر و كوثر (همان، ١٥٠)؛ ٢. اختصار تفسير كشاف زمخشري
(همو، درة الحجال، ١/١٥)؛ ٣. تسمية الحروف و خاصية وجودها فى اوائل السور
القرآن (همو، جذوة الاقتباس، ١٥١، ١٥٢)؛ ٤. تفسير الباء من بسمالله الرحمن
الرحيم (همان، ١٥٠).
در علوم دين: ١. الاقتضاب و التقريب للطالب اللبيب، در اصول دين (همان،
١٥٠، ١٥١) كه شايد همان التقريب فى اصول الدين باشد (اندلسى، ١(٣)/٦٣٨).
در ادب: ١. الروض المريع فى صناعة البديع (ابن حجر، ١/١٣٣)؛ ٢. عيوب الشعر
(ابن قاضى، همانجا)؛ ٣. قانون فى الفرق بين الحكمة و الشعر (همانجا).
در منطق: كليات فى المنطق و شرحى كه خود وي بر آن نوشت (همانجا؛ براي
ديگر آثار و نسخ خطى نك: سوتر، GAL,S, ٣٦٣-٣٦٤ ؛ I/٣٣٠-٣٣١, ؛ I/١٦٩-١٧٠ ابن
قاضى، جذوة الاقتباس، ١٥٠- ١٥٢).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
ابن خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار الغرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان،
قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ ابن خلدون، المقدمة، بيروت، دارالفكر؛ ابن رشيد، محمد،
ملء العيبة بما جمع بطول الغيبة فى الوجهة الوجيهة، به كوشش محمد حبيب بن
خوجه، تونس، ١٤٠٢ق؛ ابن قاضى مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٣م؛
همو، درة الحجال فى اسماء الرجال، به كوشش محمد الاحمدي ابوالنور، قاهره/
تونس، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛ ابن قنفذ قسنطينى، احمد، الوفيات، به كوشش عادل
نويهض، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ همو، انس الفقير و عزالحقير، به كوشش محمد
فاسى و ادلف فور، رباط، ١٩٦٥م؛ اندلسى، محمد، الحلل السندسية فى اخبار
التونسية، به كوشش محمد حبيب الهيلة، تونس، ١٩٧٠م؛ پالنسيا، آنخل گونزالس،
تاريخ الفكر الاندلسى، ترجمه به عربى، حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛ تنبكتى،
احمد، نيل الابتهاج بتطريز الديباج، قاهره، ١٣٥١ق؛ حاجى خليفه، كشف
الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛ حافظ طوقان، قدري، التراث العرب العلمى فى
الرياضيات و الفلك، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ سارتن، جورج، مقدمه بر تاريخ
علم، ترجمة غلامحسين صدري افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛ سعيدان، احمد، حواشى بر
الفصول فى الحساب الهندي اثر ابوالحسن احمد ابن ابراهيم اقليدسى، عمان،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ مقري، احمد، ازهار الرياض فى اخبار عياض، به كوشش مصطفى سقا
و ديگران، قاهره، ١٣٥٩ق/١٩٤٠م؛ ورنت، خوان، «ابن البناء»، زندگى نامة علمى
دانشوران، ترجمة احمد بيرشك، تهران، ١٣٦٥ش؛ نيز:
EI ٢ ; GAL,S; Suter, Heinrich, Die Mathematiker und Asrtonomen der Araber und
ihre Werke, Frankfurt, ١٩٨٦.
بخش علوم ن * ٢ * (رب) ٢٤/٨/٧٦