دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٩
| ابن بزاز، محمد جلد: ٣ شماره مقاله:٩٥٩ |
اِبْنِ بَزّاز، محمد بن محمد بن شهاب بن يوسف عمادي كَردَري ملقب به حافظ
الدين (د ٨٢٧ق/١٤٢٤م)، فقيه حنفى. از آنجا كه وي به «ابن بزاز»، «بزازي»،
و گاه «ابن بزازي» معروف بوده، مىتوان احتمال داد كه لقب يكى از پدران
وي بزاز بوده است. چنانكه از نسبتهاي «كردري»، «خوارزمى» و «بريقينى»
برمىآيد و برخى از شرح حال نويسان (رمزي، ٢/٣٩) متذكر شدهاند، اصل اين
خاندان از «كردر خوارزم» بوده است. خاندان ابن بزاز به دلايلى كه بر ما
معلوم نيست، خوارزم را ترك كرده و به شهر «سراي» واقع در ساحل رود اتل
(ولگا) هجرت نمود و اين در زمانى بود كه شهر مذكور به عنوان مركز «آلتين
اردو» رونق بسزايى يافته بود. اينكه ابن بزاز در شهر سراي تولد يافته باشد
حدسى بيش نيست (همانجا)، ليكن به هر حال وي از عنفوان جوانى در كنار پدرش
در سراي زندگى مىكرد و از محضر استادان بزرگ سراي از جمله پدرش ناصرالدين
بهره جست و روز به روز در كسب علم پيشرفت نمود تا حدي كه در آن ديار
شهرتى به دست آورد (لكنهوي، ١٨٧). وي در سراي در مسند تدريس و فتوا قرار
گرفت و با علماي مختلف به مناظره و مباحثه مىپرداخت، تا اينكه مرجع يگانة
فتوا گشت.
ابن بزاز نزد حكام سراي از نفوذ كلام بسيار برخوردار بود و در اجراي احكام
دينى از كسى پروايى نداشت و چون شهر سراي از طرفى به علت ضرباتى كه در
جنگ بر آن وارد شده بود، و از طرف ديگر به علت انتقال مركزيت منطقة اتل از
سراي به «قازان» و «حاج طرخان»، رونق سابق خود را از كف داده بود، شايد
نيز به دلايل سياسى، ابن بزاز پيش از ٨١٤ق/١٤١١م آن شهر را ترك كرد و به
حاج طرخان رفته در آنجا سكنى گزيد. عصام الدين سمرقندي كه در ٨١٤ق از حاج
طرخان عبور كرده از نفوذ بسيار ابن بزاز در حكام شهر دچار شگفتى شده و در
اين باب شعري سروده است. بنا به گفتة وي ابن بزاز در امور حاج طرخان نيز
مداخله مىكرده و سخن وي بسيار مقبوليت داشته است. فاضل مرجانى ابنبزاز
را از جملة كسانى شمرده كه فتوا به تكفير تيمور لنگ داده بودند (نك: رمزي،
٣٩-٤٠). اين فتوا در آن زمان اقدام سياسى مهمى به شمار مىرفته، ولى
نمىتوان مشخص كرد كه ابن بزاز دقيقاً كى و در كجا اين فتوا را داده است.
مىگويند كه وي به قريم (شبه جزيرة كريمه) و بلغار (ظاهراً محل سكناي قوم
بلغار در مشرق منطقة اتل) مسافرت كرده و چند سالى نيز در آنجا اقامت گزيده و
طبق عادت گذشتة خود با علماي بزرگ آن ديار به مناظره پرداخته است (همو،
٢/٣٩؛ قس: لكنهوي، همانجا).
ابن بزاز در اواخر عمر منطقة اتل را كه در آن زمان شديداً دچار فتنه و آشوب
بود، ترك كرده، راهى آسياي صغير، قلب امپراتوري عثمانى، گرديد و ظاهراً تا
پايان عمر در آنجا به سر برد (طاش كوپريزاده، ٢٩؛ لكنهوي، همانجا). وي در
آسياي صغير احتمالاً در بروسه با مولى شمسالدين فناري ديدار و با او مناظره
كرد. در فروع بر وي غالب آمد، ليكن در اصول و علوم ديگر مغلوب شد (طاش
كوپريزاده، همانجا).
از شاگردان ابن بزاز مىتوان از ابن عربشاه ياد كرد كه حدود ٤ سال را براي
فراگرفتن فقه و اصول نزد وي گذراند (سخاوي، ١٠/٣٧). نيز محيىالدين كافيهجى
و شرفالدين قريمى از وي بهره جستهاند (همو، ٤٦، ٨١). ابن بزاز داراي هوش
سرشاري بود و بسياري از متون فقه حنفى چون كافى، كننر، مختصر قدوري، هدايه
و وافى را از حفظ داشت (رمزي، همانجا). از مطالعة آثار او چنين بر مىآيد كه
وي به همان اندازه كه بر فتاوي و آراء علماي حنفى از متقدم و متأخر و حتى
علماي غير حنفى احاطه داشته، در طرح و حل مسائل فقهى نيز متبحر بوده است.
از خصوصيات بارز فقه ابن بزاز اين است كه وي به احكام مستحدثه پرداخته و
اين امر يكى از عوامل عمدة توجه به شخص ابن بزاز و آثارش در دنياي فقه
حنفى از شرق تا غرب بوده است، چنانكه وقتى از ابوالسعود عمادي مفتى
قسطنطنيه پرسيدند كه چرا به گردآوري مسائل مهم فقهى نمىپردازد وي در جواب
گرفت: «از ابن بزاز حيا مىكنم كه با وجود كتاب وي [ الفتاوي ] چيزي
بنويسم» (حاجى خليفه، ١/٢٤٢). ابن بزاز نه تنها مدافع فقه ابوحنيفه بود،
بلكه در دفاع و تجليل از ابوحنيفه نيز اهتمام خاصى داشت. تأليف مناقب ابى
حنيفة و نيز ردّيهاي بر غزالى در دفاع از ابوحنيفه به خوبى بيانگر اين
موضوع است.
آثار:
آثار چاپى: ١. الجامع الوجيز، معروف به الفتاوي البزازية (قازان، ١٣٠٨ق؛
بولاق، قاهره، ١٣١١ق، در حاشية الفتاوي الهندية؛ ميمنيه، قاهره، ١٣٢٣ق). در
آغاز اين كتاب چنين آمده است: «فهذا مختصر من بيان تفريعات الاحكام» (ابن
بزاز، مقدمه) و به نظر مىرسد نسخى كه تحت عنوان «مختصر فى بيان تعريفات
الاحكام» (نك: II/٢٩١ يا «جزء من تعريفات الاحكام» (نك: جامعه، ٩(١)/٢٧) ذكر
شده در واقع خلاصه و يا بخشى از همين كتاب باشد. ابن بزاز اين كتاب را در
حدود ٨١٢ق/١٤٠٩م تأليف كرده است (حاجى خليفه، ١/٢٤٢). اين كتاب توسط برخى
از جمله محمد بن فرامرز رومى معروف به ملا خسرو (د ٨٨٥ق/١٤٨٠م) و
سراجالدين بن طبيب در ٨٩٣ق/١٤٨٨م تلخيص شده است (ظاهريه، فقه حنفى،
١/٢٩٩-٣٠٠؛ حاجى خليفه، همانجا). تلخيصى نيز از كتاب الفتاوي وجود دارد كه
به شخص ابن بزاز منسوب است و نمىتوان در اين مورد اظهار نظري قطعى كرد
(نك: كاراتاي، شم ٤٠٤٠ -٤٠٣٨ ؛ خالدوف، شم ٤٧٠٣ ؛ در مورد كتب ديگري كه دربارة
الفتاوي البزازية تأليف شده نك: حاجى خليفه، همانجا؛ خالدوف، شم .(٤٧٠٤ كتاب
الفتاوي ظرف مدت كوتاهى تا مصر رسيد (سخاوي، همانجا) و مورد نقد و شرح جمعى
از علما قرار گرفت. ابن بزاز در قسمتهاي مختلف كتاب الفتاوي از جمله در بخش
مربوط به طلاق و ارتداد در مواردي كه حكم فقهى داير بر مفهوم الفاظ مىباشد،
به گونهاي مشروح به تحليل جملههاي فارسى پرداخته است و اين مطلب در
يك كتاب فقهى مربوط به اوايل قرن ٩ق از نظرهاي مختلف مىتواند جالب باشد.
از جمله مىتوان در بررسى نقش زبان فارسى در منطقة اتل، و نيز در تاريخ
زبان فارسى به عنوان يك منبع قابل استناد از آن بهره برد؛ ٢. مناقب
الامام الاعظم ابى حنيفة: (حيدرآباد دكن، ١٣٢١ق). اين كتاب يك بار همراه
مناقب ابى حنيفة اثر خطيب خوارزمى در ١٣١١ق در حيدرآباد دكن به چاپ رسيده
(سركيس، ١٨١٨) و يك بار نيز توسط محمد بن عمر حلبى و بار ديگر توسط حسين
ادرنهاي (ادرنوي) مفتى بغداد در ١٠٠٧ق/١٥٩٨م به تركى ترجمه شده است (نك:
II/٣١٦ ؛ GAL,S, حاجى خليفه، ٢/١٨٣٨)؛ ٣. رسائل خمسة اسانيد (حيدرآباد دكن،
١٣٢٨ق).
آثار خطى: ١. آداب القضاء. نسخهاي از آن در كتابخانة اسكندريه موجود است
(نك: II/٢٩١ )؛ GAL, ٢. شرح مسائل تلخيص الجامع الكبير، تأليف محمد بن عباد
خلاطى ( آلوارت، شم ٤٥١٠ )؛ ٣. الرد على الامام الغزالى بما تكلم بحق امامنا
ابى حنيفة، احتمالاً نسخهاي كه تحت عنوان الحق المبين فى دفع شبهات
المبطلين در رامپور موجود است، نسخهاي ديگر از همين رساله است (نك: II/٣١٦
)؛ GAL,S, ٤. مسألة، كه موضوع آن نامشخص است II/٢١١) .(GAL,
آثار منسوب: ١. زوائد مسند ابى حنيفة؛ ٢. شرح مختصر القدوري (حاجى خليفه،
٢/١٦٣٣، ١٦٨١)؛ ٣. مناسك الحج (كحاله، ١١/٢٢٤).
مآخذ: ابنبزاز، «الفتاويالبزازية» در هامش الفتاويالعالمگبرية، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛
جامعه، خطى؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛ رمزي، م.م.،
تلفيق الاخبار، اورنبورگ، ١٣٢٥ق/١٩٠٧م؛ سخاوي، محمد، الضوء اللامع، قاهره،
١٣٥٥ق/١٩٣٦م؛ سركيس، چاپى؛ طاش كوپريزاده، احمد، الشقائق النعمانية، به
كوشش احمد صبحى فرات، استانبول، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ ظاهريه، خطى؛ كحاله، عمر
رضا، معجم المؤلفين، دمشق، ١٩٦٧م؛ لكنهوي، محمد عبدالحى، الفوائد البهية فى
تراجم الحنفية، قاهره، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛ نيز:
Ahlwardt ; GAL ; GAL , S ; Karatay , F . E . , Topkapi Saray o M O zesi K = t =
phanesi Arap ٥ a yazmalar Katalogu, Istanbul, ١٩٦٤; Khalidov, A.B, Arabskie
Rukopisi Instituta Vostokovedenia, Moskva, ١٩٨٦.
احمد پاكتچى (رب) ٢٤/٧/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٩/٧/٧٦