دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٦
| ابن براج جلد: ٣ شماره مقاله:٩٤٦ |
اِبْنِ بَرّاج، سعدالدين ابوالقاسم عبدالعزيز بن نحرير بن عبدالعزيز ابن
براج طرابلسى معروف به قاضى و ملقب به عزالمؤمنين (د شعبان ٤٨١/اكتبر
١٠٨٨)، فقيه و قاضى شيعى امامى. از تاريخ تولد او آگاهى دقيقى در دست
نيست، ولى با توجه به اينكه عمرش را هشتاد و اندي نوشتهاند (افندي، ٣/١٤٢،
١٤٣)، مىتوان گفت كه در حدود ٤٠٠ق به دنيا آمده است. ابن براج در مصر
متولد گرديد و در همانجا رشد يافت و چون ديرزمانى قضاي طرابلس شام را به
عهده داشت، به طرابلسى معروف شد (منتجب الدين، ١٠٧؛ افندي، همانجا).
فقيهان، امامى وقتى به نحو مطلق از «قاضى» ياد مىكنند، مرادشان ابن براج
است (نوري، ٣/٤٨٠). آوازة مجلس درس سيدمرتضى علمالهدي او را به بغداد
كشاند. ابن براج در ٤٢٩ق/١٠٣٨م در درس وي حاضر شد و ٧ سال يعنى تا زمان
درگذشت سيدمرتضى نزد او دانش آموخت (ابن شهر آشوب، معالم، ٨٠؛ افندي،
٣/١٤٢). علمالهدي كه كمك هزينة دانشجويان را به اندازة شأن علميشان
مىپرداخت، به شيخ طوسى ماهانه ١٢ و به ابن براج ٨ دينار مىداد و از اين
رو مىتوان او را برجستهترين و نامبردارترين شاگرد علمالهدي، پس از شيخ
ابوجعفر طوسى (د ٤٦٠ق/١٠٦٨م) دانست.
ابن براج پس از درگذشت علمالهدي، در مجلس درس شيخ طوسى شركت جست و چند
سالى نيز در محضر او بود. در ٤٣٨ق/١٠٤٦م به عنوان خليفة شيخ رهسپار طرابلس
شام شد (همانجا؛ مجلسى، ١٠٤/١٩٨). برخى از نويسندگان برآنند كه جلالالملك
(از فرمانروايان بنى عمار، حك ٤٦٤-٤٩٢ق/ ١٠٧١- ١٠٩٩م) در همين سال او را بر
منصب قضا گماشت ( صدر، ٣٠٤)، ولى با توجه به زمان روي كار آمدن جلالالملك
(نك: ابن اثير، ١٠/٧١) چنين سخنى درست به نظر نمىرسد. اگر جلالالملك درست
در آغاز حكومت خود، ابن براج را بر آن منصب گمارده باشد، از آنجا كه وي تا
پايان عمر در طرابلس ماندگار شد (افندي، ٣/١٤٢، ١٤٥)، مىتوان گفت كه وي
حدود ١٧ سال قاضى طرابلس بوده است. افندي (٣/١٤١). افزون بر استادان ياد
شده، شيخ مفيد محمد بن نعمان (د ٤١٣ق/١٠٢٢م) را نيز با ترديد از استادان
قاضى مىشمارد كه اگر وي در سال درگذشت شيخ مفيد ١٣ ساله بوده باشد،
مىتوان اين ترديد را موجه دانست. افندي از خلال كلمات مجلسى چنين برداشت
كرده كه ابوالفتح كراجكى (د ٤٤٩ق/١٠٥٧م) استاد وي بوده است، ولى شخصاً بر
آن است كه كراجكى استاد قاضى عبدالعزيز بن ابى كامل طرابلسى، شاگرد ابن
براج بود و برخى از رجال شناسان، پارهاي از احوال، كتابها و حتى لقب آن
قاضى را با ابن براج درآميختهاند (همو، ٣/١٤١-١٤٣).
كسان بسياري از مجلس درس ابن براج بهره جسته و از او حديث شنيدهاند كه
به برخى از آنان اشاره مىشود: حسكا بن بابويه جد منتجب الدين، عبدالجبار
مقري رازي، عبدالرحمان نيشابوري خزاعى، حسن ابن عبدالعزيز جيهانى (منتجب
الدين، ٤٤، ١٠٧- ١٠٨، ١١١)، قاضى ابن ابى كامل طرابلسى (حر عاملى، ١٤٩)،
ابوجعفر محمد حلبى (شهيد اول، ٧٤)، زيد بن داعى (نك: ه د، آبى، رضىالدين) و
كميح (مجلسى، ١٠٥/١٦٣؛ آقابزرگ، طبقات، ٦/٤).
از برخى نوشتههاي قاضى مىتوان پى برد كه وي در مجلس درس شيخ طوسى يك
شاگرد معمولى نبوده، چنانكه در مهذب مباحثهاي را مىبينيم كه ميان شيخ با
ابن براج رخ داده و شيخ در اين گفتوگو مجاب گرديده است (ابن براج،
٢/٤١٩-٤٢٠). نيز شيخ طوسى در سرآغاز پارهاي از نوشتههايش ( رسائل، ١١٧، ١٥٥؛
الفهرست، ٢) تصريح مىكند كه اين كتابها را به درخواست شيخ فاضل مىنويسد و
آقابزرگ ( الذريعة، ٥/١٤٥؛ همو، مقدمة تبيان، «ث») در حاشيه پارهاي از نسخ
كتاب الجمل و العقود وي ديده كه مراد از شيخ فاضل، ابن براج است. نيز به
گفتة كاظمينى (ص ٩)، راوندي در حل العقود تصريح كرده است كه شيخ موردنظر
همان ابن براج است. افزون بر آن اينكه شيخ كتاب جداگانهاي به نام
مسائل ابن براج پرداخته است (طوسى، الفهرست، ٢٨٨ [مسائل ابن راح!]؛ قس:
ابن شهر آشوب، معالم، ١١٥).
ابن براج از دانشمندان پرآوازه و معتبر شيعى است كه آراي او پيوسته مورد
توجه فقيهان بزرگ بوده و غالباً به نظريات او اشاره و استناد شده است، به
عنوان نمونه مىتوان به اينان اشاره كرد: علامة حلى (د ٧٢٦ق/١٣٢٦م) در
مختلف الشيعة (ص ٣٠٢، جم)؛ شهيد اول (د ٧٨٦ق/١٣٨٤م) در القواعد و الفوائد
(١/٢٧٣، قس: فهرست اعلام)، الذكري (كتاب الصلوة، جم) و الدروس، (ص ١٠، جم)؛
فاضل مقداد (د ٨٢٦ق/١٤٢٣م) در التنقيح الرائع (١/٦٩، ١١٤، جم) و سيدجواد
حسينى عاملى (د ح ١٢٢٦ق/١٨١١م) در مفتاح الكرامة (ص ٣، جم). بسياري از
فقيهان و محدثان سدههاي بعد در اجازههايى كه به برخى از شاگردان خود
دادهاند به شخصيت و آثار او اشاره كردهاند. قاضى از نويسندگانى است كه
نوشتههايى در فقه و كلام پرداخته است. نوشتههاي به جاي ماندة او شامل
مجموعهاي از فتواهاي فقهى است كه در آن استدلالهاي فقهى و نقد نظرهاي
ديگر فقيهان بسيار كم به چشم مىخورد.
آثار:
آثارچاپى: ١. الجواهر، در١٢٧٦ق/١٨٩٥مدرتهراندرمجموعهاي به نام الجوامع
الفقهية چاپ شده است. در اين كتاب حدود ٨٢٠ پرسش در بابهاي گوناگون فقه
مطرح و به آنها پاسخ داده شده است. برخى بر آنند كه اين كتاب اولين
نوشتهاي است كه مسائل فقهى را به صورت پرسش و پاسخ طرح نموده است
(مدير شانهچى، ٢١)؛ ٢. شرح جمل العلم و العمل (نك: مآخذ) كه شرحى است بر
بخش فقهى كتاب جمل العلم و العمل علم الهدي. اين كتاب مختصر به بيان
احكام طهارت، نماز ميت، روزه، اعتكاف، حج و زكات پرداخته است و از
ويژگيهاي آن اين است كه نظرهاي فقهى گروهى از صحابة پيامبر(ص) و تابعين و
فقيهان سدة ١ و ٢ق/٧ و ٨م را در بردارد؛ ٣. المهذب (نك: مآخذ). اين كتاب
چنانكه از فحواي عبارتى از آن (٢/٤٧٦) برمىآيد، در حدود ٤٦٧ق/١٠٨٣م نوشته
شده است و صاحب مفتاح الكرامة آن را مهذب قديم در مقابل مهذب ابن فهد (
مهذب جديد) مىخواند (نك: آقابزرگ، الذريعة، ٢٣/٢٩٤).
آثار منسوب: حسن التعريف (ابن شهر آشوب، معالم، ٨٠) كه حر عاملى (٢/١٥٣)
آن را حسن التقريب ضبط كرده است: الروضة (منتجب الدين، ١٠٧) كه ابن شهر
آشوب آن را روضة النفس فى احكام العبادات الخمس ناميده است ( معالم،
همانجا). عماد المحتاج فى مناسك الحاج (منتجب الدين، همانجا) كه كنتوري (ص
٣٨٥) آن را عماد الحاج فى مناسك المحتاج، و بغدادي (١/٥٧٨) آن را
الاحتجاج... ضبط كرده است؛ الكامل در فقه (منتجب الدين، ابن شهر آشوب،
همانجاها)؛ العالم در فروع (همانجا)؛ المعتمد (منتجب الدين، همانجا)؛ المقرب
(همانجا؛ ابن شهر آشوب، همانجا) كه بعضاً به شكل المغرب و يا المعرب ضبط
شده است (نك: ذيل منتجب الدين، همانجا؛ اردبيلى، ١/٤٦٠)؛ المنهاج (ابن شهر
آشوب، همانجا)؛ الموجز در فقه (منتجب الدين، همانجا)؛ التفسير (ابن شهر آشوب،
المناقب، ١/٣٥، ٣٧).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، القرن السادس، به كوشش
علينقى منزوي، بيروت، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ همو، مقدمه بر تبيان شيخ طوسى، بيروت،
داراحياء التراث العربى؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن براج، عبدالعزيز، شرح جمل
العلم و العمل، به كوشش كاظم مديرشانهچى، مشهد، ١٣٥٢ش؛ همو، المهذب، قم،
١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ ابن شهر آشوب، محمد بن على، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/
١٩٦٠؛ همو، المناقب، قم، انتشارات علامه؛ اردبيلى، محمد بن على، جامع
الرواة، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ افندي، اصفهانى، ميرزا عبدالله، رياض العلماء،
به كوشش محمود مرعشى و احمد حسينى، قم، ١٤٠١/١٩٨١م؛ بغدادي، اسماعيل بن
محمد امين، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥١م؛ حر عاملى، محمد بن حسن، امل
الا¸مل، به كوشش احمد حسينى، نجف، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ حسينى عاملى، محمدجواد،
مفتاح الكرامة، قم، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ شهيد اول، محمد بن مكى، الدروس الشرعية،
چاپ سنگى، ١٢٦٠ق؛ همو، الذكري، چاپ سنگى، ١٢٧١ق؛ همو، القواعد و الفواعد،
به كوشش عبدالهادي حكيم، قم، مكتبة المفيد؛ صدر، سيدحسن، تأسيس الشيعة،
بغداد، ١٣٥٤ق/ ١٩٣٥م؛ طوسى، محمد بن حسن، رسائل العشر، به كوشش محمد واعظ
زاده، خراسانى، قم، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، الفهرست، به كوشش آلويس اشپرنگر،
بمبئى، ١٢٧١ق/١٨٥٥م؛ علامة حلى، حسن بن يوسف، مختلف الشيعة، چاپ سنگى،
١٣٢٣ق؛ فاضل مقداد، التنقيح الرائع، به كوشش حسينى كوهكمري، قم، ١٤٠٤ق؛
كاظمينى، اسدالله، مقابس الانوار، تهران، ١٣٢٢ق؛ كنتوري، اعجاز حسين، كشف
الحجب و الاستار، به كوشش هدايت حسين، كلكته، ١٩٣٥م؛ مجلسى، محمدباقر،
بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ مدير شانهچى، كاظم، مقدمه بر شرح جمل
(نك: ابن براج در همين مآخذ)؛ منتجب الدين، على بن عبيدالله، فهرست، به
كوشش عبدالعزيز طباطبائى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ نوري، ميرزاحسين، مستدرك
الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق. سيدمحمد بحرالعلوم تايپ و ن * ١ * (رب) ٧/٧/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٧/٧٦