دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٧
| ابن بابويه، ابوالحسن جلد: ٣ شماره مقاله:٩٢٧ |
اِبْنِ بابِويهْ، ابوالحسن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى (د
٣٢٩ق/٩٤١م)، فقيه، محدث شيعى و مرجع مردم قم و اطراف آن. بابْوَيْه يا
بابُويه كه نام جد بزرگ اوست، يك نام كهن ايرانى و سامى است كه در
روزگار پس از ظهور اسلام نيز افرادي به اين نام موسوم بودهاند (يوستى،
.(٥٥ ابن بابويه مؤسس خاندانى دانشور بوده است كه افراد آن تا اواخر سدة
٦ق/١٢م معروف بودهاند و منتجب الدين آخرين دانشمند اين خاندان نيز همين
كنيه و نام ابوالحسن على بن بابويه را داشته است (نفيسى، ١١- ٢٨). بحرانى
شرح حال افراد اين خاندان را در كتابى به نام فهرست آل بابويه و علماء
البحرين گرد آورده است.
ابن نديم مىنويسد كه على بن حسين از فقيهان و ثقات شيعه بوده است (ص
٢٢٧). فرزندش، معروف به شيخ صدوق از او به عنوان يكى از مشايخ روايات
خويش ياد كرده است (ابن بابويه، امالى، ٨١، ١١٥). از زندگى ابن بابويه جز
مواردي معدود، اطلاعى در دست نيست. اين موارد هم غير از آنچه ذكر شد، مربوط
به نامة امام حسن عسكري(ع) خطاب به ابن بابويه، ديدار او با حسين بن
منصور حلاج (مق ٣٠٩ق/ ٩٢١م) و يادي از سفرهاي او به بغداد است. نامة امام
حسن عسكري به ابن بابويه با توجه به تاريخ وفات امام، بر درازي عمر او
دلالت دارد. ديدار ابن بابويه با حلاج در قم واقع شده است. بر طبق اين
حكايت، حلاج خود را سفير و خليفة مهدي موعود و داراي كرامات مىدانسته است و
در ملاقات با ابن بابويه مورد خشم وي قرار گرفته و از قم اخراج شده است.
ابن بابويه علاوه بر داشتن مقام علمى، مردي بازرگان و صاحب مكنت نيز
بوده و حجره و دفتر داشته است (طوسى، الغيبة، ٢٤٧- ٢٤٨). در باب سفرهاي او
به عراق، حداقل از ٣ سفر ياد كردهاند: نخستين سفر ظاهراً اندكى پس از وفات
محمد بن عثمان (د ٣٠٤ يا ٣٠٥ق/ ٩١٦م) بوده است (ابن بابويه، كمالالدين،
٢٧٦؛ نجاشى، ١٨٤)؛ سفر دوم در ٣٢٦ق/٩٣٨م كه تلعكبري از او استماع كرده است
(مامقانى، ٢/٢٨٣) و آخرين سفر او به بغداد در ٣٢٨ق/٩٤٠م بوده كه ابوالحسن
عباس بن عمر كلوذانى معروف به ابن ابى مروان از او اجازه گرفته است. در
باب وفات او نيز در اغلب منابع مطلبى را ذكر كردهاند كه بر طبق آن
ابوالحسن على بن محمد سمري كه خود در شعبان همان سال درگذشته، در روز مرگ
ابن بابويه ياران را در بغداد از اين حادثه خبر داده است و ١٧ روز بعد كه
اين خبر به بغداد رسيد، صدق خبر سمري معلوم شد (ابن بابويه، كمال الدين،
٢٧٦؛ طوسى، الغيبة، ٢٤٢؛ البته در كمالالدين وفات هر دو در ٣٢٨ق آمده است).
سال وفات او را به علت فرود آمدن شهابهاي بسيار از آسمان (نجاشى، ١٨٥) و يا
به علت درگذشت چند تن از بزرگان شيعه، سال تناثرالنجوم گفتهاند ( نامة
دانشوران، ٥). مدفن او در قم است.
ابن بابويه فقيهى معتمد، جليل (حلى، ٢٤١)، شيخ و پيشرو قميان روزگار خويش
بود (نجاشى، ١٨٤). مقام او در فقه و حديث چنان بلند بود كه در مواردي كه
حديث در دست نبود و يا اينكه در متن حديث شبههاي به نظر مىرسيد، علماء
شيعه به فتاوي او در كتاب الشرايع (رساله) رجوع مىكردهاند. يعنى فتاوي
او را به منزلت متن روايت مىدانستند و معتقد بودند وي علىالقاعده، روايتى
در اختيار داشته كه مأخذ فتوايش بوده است (شهيد اول، ٤- ٥).
ابن بابويه دانشمندي پر تأليف بوده است. چنانكه ابن نديم (ص ٢٧٧) به خط
شيخ صدوق ديده است كه او ١٠٠ تأليف پدر خويش را به شخصى اجازه داده
بوده است. نجاشى تأليفات او را چنين برشمرده است: كتابهاي الوضوء، الصلوة،
الجنائز، الامامة و التبصرة من الحيرة، الاملاء، نوادر كتاب المنطق، الاخوان،
النساء و الولدان، الشرايع كه براي فرزندش فرستاده است. التفسير، النكاح،
مناسك الحج، قرب الاسناد، التسليم، الطب، المواريث، المعراج.
در انتساب الامامة و التبصرة من الحيرة به وي ترديد كردهاند. آقابزرگ تهرانى
مىنويسد كه الامامة و التبصرة ابن بابويه، غير از كتابى است به همين نام
كه مجلسى در مجلدات ١٦ و ١٧ بحار از آن استفاده كرده، زيرا در آن رواياتى
از راويان پس از او آمده است (٢/٣٤١- ٣٤٢). منزوي مىنويسد كه نسخهاي از
اين كتاب در اصفهان موجود است ( دانشنامه ). به علت تشابه مطالب رسالة
الشرايع با كتاب فقه الرضا، برخى اين دو را يكى دانستهاند (افندي، ٦/٤٣) و
نوري علت انتساب آن را به امام رضا(ع) تشابه نام مؤلف شرايع با نام آن
امام يعنى ابوالحسن على بن موسى(ع) دانسته است (٣/٣٣٦- ٣٣٨). نسخهاي از
اين كتاب در كاظمين در كتابخانة سيد حسن صدر به خط محمد بن مطرف شاگرد محقق
حلى موجود بوده است (آقابزرگ، ١٣/٤٦). مقدس اردبيلى قرب الاسناد را به خط
مؤلف داشته است (همو، ١٧/٦٩ -٧٠). نسخههاي خطى از مناظرة او با ركنالدوله
(سيد، ٣/١٠٩) و محاورة او با محمد بن مقاتل رازي (همو، ٢١) موجود است. بحرانى
نسخهاي از كتاب الكرّ و الفرّ منسوب به او را در اصفهان ديده (ص ٤٣) و
افندي اصفهانى مىنويسد كه الكرّ و الفرّ همان رسالة مناظره با محمد بن
مقاتل رازي است و به نسخهاي از آن در كازرون اشاره مىكند (٤/٦)، اما
خوانساري اين انتساب را رد مىكند و تصريح دارد كه الكر و الفر از ابن ابى
عقيل است (٤/٢٧٥).
ابن بابويه از گروهى چون عبدالله بن حسن مؤدب، على بن موسى كميدانى
(ابن بابويه، امالى، ٨١، ١١٥)، سعد بن عبدالله (همو، كمال الدين، ١٩١)، محمد
بن يحيى، على بن حكم (طوسى، تهذيب، ١/٣٠٢، ٦/٣٨) روايت كرده است. فهرستى
از نامهاي مشايخ او در مدخل بحار الانوار (ربانى، ٧٦- ٧٨) آمده است. در شمار
كسانى كه از او روايت كردهاند، علاوه بر دو فرزندش ابوجعفر محمد صدوق و
ابوعبدالله حسين، از محمد بن احمد بن داوود و هارون بن موسى تلعكبري و
سلامة ابن محمد نيز نام بردهاند (طوسى، تهذيب، ١/٣٠٢؛ همو، رجال، ٤٨٢؛ همو،
فهرست، ١٥٧). ابن بابويه ٣ پسر داشت: محمد (صدوق) و حسين كه از فقيهان
برجسته بودند و حسن كه مردي عابد و زاهد بود و با مردم آميزش نداشت (افندي،
٤/١١). ابوالحسن على بن بابويه را نيز صدوق خواندهاند (قس: آقابزرگ،
٢/٣٤١).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن بابويه، محمد، امالى، به كوشش حسين اعلمى،
بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ همو، كمال الدين و تمام النعمة، تهران، ١٣٠١ق/ ١٨٨٤م؛
ابن شهر آشوب، محمد، مناقب آل ابى طالب، به كوشش هاشم رسولى محلاتى،
قم، انتشارات علامه؛ ابن نديم، الفهرست، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ افندي،
عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشى و احمد حسينى، قم، ١٤٠١ق/
١٩٨١م؛ بحرانى، سليمان، فهرست آل بابويه و علماء البحرين، به كوشش احمد
حسينى، قم، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ حلى، حسن، رجال، به كوشش جلال الدين محدث،
تهران، ١٣٤٢ش؛ خوانساري، محمد باقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛
دانشنامه؛ ربانى، عبدالرحيم، مدخل بحارالانوار مجلسى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
سيد، خطى؛ شهيد اول، محمد، ذكري الشيعة فى احكام الشريعة، به كوشش ملاعلى
اكبر كرمانى، تهران، ١٢٧١-١٢٧٢ق؛ طوسى، محمد، تهذيب الاحكام، بيروت،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ همو، رجال، به كوشش سيد كاظم كتبى، نجف ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛ همو،
الغيبة، به كوشش آقابزرگ تهرانى، نجف، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛ همو، الفهرست؛ به
كوشش محمود راميار، مشهد، ١٣٥١ش؛ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال، نجف،
١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ نامة دانشوران؛ نجاشى، احمد، رجال، بمبئى، ١٣١٧ق/ ١٨٩٩م؛
نفيسى، سعيد، مقدمة مصادقة الاخوان ابن بابويه، تهران، ١٣٢٥ش؛ نوري، حسين،
مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق؛ نيز:
Justi, Ferdinand, Iranisches Namenbuch, Marburg, ١٨٩٥.
محمدآصف فكرت (رب) ٨/٦/٧٦
ن * ٢ * (رب)