دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٤
| ابن اعرابی، ابو سعيد جلد: ٣ شماره مقاله:٨٩٤ |
اِبْنِ اَعْرابى، ابوسعيد احمد بن محمد بن زياد بن بشر بن دِرْهَم اموي
بصري، ملقب به شيخالاسلام و شيخ الحرم (ح ٢٤٦-٣٤٠ يا ٣٤١ق/٨٦٠ -٩٥١ يا
٩٥٢م)، فقيه، محدث، حافظ، عارف و از مشايخ صوفيه. وي اهل بصره بود و در
مكه اقامت داشت (سامى، ٤٤٣). ابن اعرابى ابتدا به دمشق سفر كرده و در آنجا
حديث شنيده است (ابن عساكر، ٢/٥١) و پس از آن ديگر شهرها و مراكز علمى آن
روزگار را ديده (ذهبى، سير، ١٥/٤٠٨) و از علما و بزرگان استفاده برده و
استماع حديث كرده است و از كسانى چون حسن بن محمد بن صبّاح زعفرانى (د
٢٦٠ق/٨٧٤م) و سعدان بن نصر و محمد بن عبدالملك دقيقى (همانجا) و ابوداوود
سجستانى (د ٢٧٥ق/٨٨٨م) (همو، تذكرة الحفاظ، ٣/٨٥٢) و ديگران حديث شنيده است
و افرادي مانند محمد بن حسن بن خشّاب بغدادي (سلمى، ٤٤٤)، ابومحمد عبدالله
بن يوسف اصفهانى (ذهبى، همانجا)، ابوالقاسم طبرانى، دارقطنى (ابن حجر،
١/٣٠٨)، ابوعبدالله محمد بن احمد بن يحيى بن مُفَرّج قرطبى و تنى چند از
علماي اندلس و جز آنان در مكه از وي حديث شنيدهاند (مقري، ٢/١٤٢، ١٥٢، ٢١٨،
٢٢٠، ٢٣٧، ٦٦٠). ابن اعرابى سرانجام به مكه رفته و مجاور حرم شده و در آنجا
حوزة درس و ذكر حديث تشكيل داده است (سلمى، ٤٤٣).
مقام علمى و عرفانى وي مورد ستايش عالمان پس از او قرار گرفته است. خواجه
عبدالله انصاري او را عالم و فقيه و شيخ الحرم ناميده است (ص ٤١٤)، ذهبى
وي را به عنوان محدث مكه نام برده ( دول الاسلام، ١٩٠)، سلمى تصريح به
ثقه بودن وي نموده كه احاديث را با سند نقل مىكرده است (همانجا) و ابن
حجر عسقلانى نوشته است كه وي در مقابل ذكر احاديث اجرت مىگرفته است
(١/٣٠٩). دربارة اعتقادات وي گفتهاند كه فقيهى متمايل به مذهب اصحاب حديث
و مذهب ظاهريه بوده است (ابن عساكر، ٢/٥١). ابن اعرابى از بزرگان و از
مشايخ صوفيه و از طبقة چهارم متصوفه (انصاري، ٤١٥) به شمار آمده است.
مشايخ صوفيه چون سراج طوسى و غزالى سخنان وي را در كتابهاي خويش
آوردهاند. وي با مشايخ صوفيان مانند جنيد بغدادي (د ٢٩٨ق/٩١٠م)، عمروبن
عثمان مكى (د ٢٩١ق/٩٠٤م)، ابوالحسين احمد بن محمد نوري (د ٢٩٥ق/٩٠٨م)
(سلمى، همانجا)، شبلى (سروري، ٢/١٩٦) و ابو احمد قلانسى مصاحبت داشته است
(ذهبى، تذكرة الحفاظ، ٣/٨٥٢؛ ابونصر، ١٩٤، ١٩٩).
در كتابهاي تاريخى و رجالى و طبقات صوفيه آثار بسياري به ابن اعرابى نسبت
دادهاند: ذهبى نوشته است كه ابن اعرابى سنن ابى داوود را روايت مىكرده
و بر آن مطالبى مىافزوده است ( سير، ١٥/٤٠٨) و دربارة افرادي كه از آنان
حديث شنيده، معجم بزرگى ترتيب داده است (همانجا)؛ نيز در تاريخ بصره
كتابى نوشته است كه ذهبى آن را نديده، اما از طبقات النُسّاك وي نقل
كرده است (همان، ١٥/٤٠٩). آنچه از آثار وي در دست است اينهاست: جزء منتقى
من الحديث كه نسخة ناقص خطى جزء چهارم آن در ٨ صفحه به خط مغربى مورّخ
٦٥١ق/١٢٥٣م در دارالكتب ظاهرية دمشق ذيل مجموعة شم ١٠٢٥ موجود است (ظاهريه،
١/٢١٥)؛ كتاب المعجم در رجال ٢٤٩ صفحه و كتاب رؤيةالله تبارك و تعالى در
حديث. نسخههاي خطى اين دو كتاب مورخ ٤٤٧ق/١٠٥٥م در همان كتابخانه ذيل
مجموعة شم ١٠٧١ نگهداري مىشود (همان، ١/٢٣٧)؛ كتاب فى معنى الزهد و اقوال
النّاس فيه و صفة الزاهدين به روايت عبدالرحمان بن عمر بن سعيد بزاز بن
نحاس (د ٤١٦ق/١٠٢٥م) كه در ٣٤٠ق/٩٥١م آن را شنيده و روايت كرده است، و
رسالة فى المواعظ و الفوائد و غيرذلك. نسخههاي خطى هر دو كتاب در دارالكتب
قاهره ذيل مجموعة شم ١٢٥ موجود است (سزگين، ١(٤)/١٥٦)؛ كتاب الوجد، كه يك
باب از آن كتاب را ابونصر سراج طوسى در اللّمع فى التصوف به اختصار در ٥
صفحه نقل كرده است (ص ٣١٠- ٣١٤).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛ ابن
عساكر، على، التاريخ الكبير، به كوشش عبدالقادر بدران، دمشق، ١٣٣٠ق؛ ابونصر
سراج، عبدالله، اللمع فى التصوف، به كوشش رينولد نيكلسن، ليدن، ١٩١٤م؛
انصاري، خواجه عبدالله بن محمد، طبقات الصوفية، به كوشش عبدالحى حبيبى،
كابل، ١٣٤١ش؛ ذهبى، شمسالدين محمد، تذكرة الحفاظ، بيروت، ١٣٧٤ق؛ همو، دول
الاسلام، بيروت، ١٤٠٥ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط،
بيروت، ١٤٠٤ق؛ سرور، غلام، خزينة الاصفياء، هند، لكهنو، ١٨٧٣م؛ سزگين، فؤاد،
تاريخ التراث العربى، ترجمة محمود فهمى حجازي، به كوشش عرفه مصطفى و
ديگران، رياض، ١٤٠٢ق؛ سلّمى، محمد، طبقات الصوفيه، به كوشش يوهانس پدرسن،
ليدن، ١٩٦٠م؛ ظاهريه، خطى (مجاميع)؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به كوشش
احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق. على رفيعى تايپ مجدد و نمونه اول (رب) ٢٣/٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٦/٥/٧٦