دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٣
| ابن اعثم کوفی جلد: ٣ شماره مقاله:٨٩٣ |
اِبْنِ اَعْثَمِ كوفى، ابومحمد احمد بن على معروف به ابن اعثم كوفى (د
٣١٤ق/٩٢٦م)، محدث، شاعر و مورخ شيعى. از زادگاه و تاريخ تولد و زندگانى وي
آگاهى دقيقى در دست نيست. در نام و نسب وي نيز اختلاف كردهاند: ياقوت
(٢/٢٣٠) نام وي را احمد و برخى محمد آوردهاند (ابن اعثم، ٢؛ I/٣٢٩ GAS,
I/٢٢٠; S, .(GAL, همچنين لفظ اعثم را كه لقب پدر او بوده است، گاهى دربارة
خود ابن اعثم به كار بردهاند. ياقوت او را مورخى شيعه دانسته كه نزد
اصحاب حديث ضعيف شمرده شده و تصريح كرده كه خود، كتاب ابن اعثم را ديده
است، اما شوشتري او را شافعى مذهب و از ثقات متقدمين دانسته است (١/٢٧٨).
ابن اعثم شعر نيز مىسرود و ياقوت ابياتى از اشعار او را كه براي ابوالحسين
بن سلامى بيهقى انشاء كرده، آورده است (٢/٢٣٠- ٢٣١). ابن حجر شعر او را
متوسط شمرده است (١/١٣٨).
آثار: آثار ابن اعثم كه ذكر آنها در كتب تاريخى آمده، عبارتند از:
١. الفتوح در تاريخ. اين كتاب به نامهاي تاريخ فتوح (غفاري، ٤) و فتوحات
الشام (حاجى خليفه، ٢/١٢٣٧) نيز معرفى شده است. اين كتاب يكى از اسناد
مهم تاريخى صدر اسلام است كه در آن، مؤلف از مورخان و محدثان بنامى مانند
مداينى، واقدي، زهري، ابومخنف، ابن كلبى و چند راوي ديگر به عنوان منابع
خود نام برده است. كتاب الفتوح از آن روي كه مطالب مهمى دربارة حوادث
عراق، فتح خراسان، ارمنستان، آذربايجان و همچنين جنگهاي اعراب و خزرها و
روابط بيزانس و اعراب دارد از اهميت و اعتبار بسياري برخوردار است (روحانى،
٤٥٢).
٢. تاريخ. اين كتاب به گفتة ياقوت (٢/٢٣١) به احتمال قريب به يقين ذيلى
بر كتاب اول وي يعنى فتوح است. چون به تصريح ابن حجر، (١/١٣٨) كتاب
فتوح وي شامل حوادث سقيفة بنى ساعده تا زمان هارونالرشيد (د ١٩٣ق/٨٠٩م)
است. به احتمال قوي حوادثِ پس از آن، يعنى از زمان مأمون (د٢١٨ق/٨٣٣م)
تا المقتدر بالله (د ٣٢٠ق/٩٣٢م) كه در فتوح چاپ حيدرآباد آمده، بايد همان
ذيلى باشد كه ياقوت از آن نام برده است. قسمتى از كتاب تاريخ ابن اعثم
در ٥٩٦ق/١٢٠٠م به دستور يكى از بزرگان خوارزم و خراسان كه نام وي مشخص
نيست و با القاب قوامالدولة والدين، حاتمالزمان از وي ياد شده، به وسيلة
دو مترجم به فارسى ترجمه شده است (دبيرسياقى، ٨٩٣ -٨٩٤). نام مترجمان را
رضىالدين سيدالكتاب و مؤيدالدين ماثرنابادي گفتهاند (استوري، ٢٠٨ -٢٠٧ )،
اما در منابع در اينباره اختلاف است.
چگونگى ترجمه و نسخههاي خطى آن در دو مقالة مبسوط در مجلة راهنماي كتاب
آمده است (دبيرسياقى، روحانى، همانجاها).
مآخذ: ابناعثم، احمد، فتوح، ترجمة احمد بن محمد مستوفى هروي، بمبئى، ١٣٠٠،
١٣٠٥ق؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛
حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ دبيرسياقى، محمد، «ترجمة فارسى
تاريخ اعثم و دو مترجم آن»، راهنماي كتاب، س ١٩، شم ١١-١٢، بهمن و اسفند
١٣٥٥ش؛ روحانى، محمدحسين، « تاريخ اعثم كوفى و ترجمة آن»، راهنماي كتاب،
س ١٩، شم ٤-٦، تير - شهريور، ١٣٥٥ش؛ شوشتري، قاضىنورالله، مجالس المؤمنين،
تهران، ١٣٧٥ق؛ غفاري، احمد، تاريخ نگارستان، به كوشش مرتضى مدرسى گيلانى،
تهران، ١٣٤٠ش؛ ياقوت، ادبا؛ نيز:
GAL, S; GAS; Storey, C.A., Persian Liteature, A Bio-bibliographical Survey,
London, ١٩٣٥.
على رفيعى تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ١١/٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٨/٤/٧٦