دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨٨
| ابن اشترکونی جلد: ٣ شماره مقاله:٨٨٨ |
اِبْنِ اَشْتَرْكونى، ابوطاهر محمد بن يوسف تميمى سرقسطى (د ٥٣٨ق/١١٤٣م)،
اديب، لغوي، محدث، شاعر و مقامهنويس دورة ملوكالطوايفى اندلس. نياكان وي
كه از ديرباز ساكن اندلس بودند (مقري، ١/٢٩١)، در قلعهاي به نام اشتركوي١
يا اشتركون از توابع تُطيله٢ در شمال اندلس اقامت داشتند و نسبت اشتركونى
يا اشتركويى او از همين جاست (نك: ابن ابار، ١٤٠؛ قس: ابن بسام، ٣/٩٠٩). خود
وي در سرقسطه به دنيا آمد و در قرطبه اقامت گزيد (ابن بشكوال، ٢/٥٨٨) و به
همين سبب به قرطبى نيز معروف شد. او به بسياري از شهرهاي اندلس سفر كرد و
نزد استادان بسيار به كسب علم و ادب پرداخت. شاخصترين استاد او ابوعلى
صدفى (د ٥١٦ق) بود كه ابن اشتركونى ديرزمانى در مرسيه از محضرش بهره برد و
كتابهايى چون المؤتلف و المختلف دارقطنى، المؤتلف و المختلف و مشتبه النسبة
عبدالغنى، رياضة المتعلمين ابونعيم، ادب الصحبة سلمى، امالى ابن
ابىالفوارس و غوالى ابن خيرون را نزد وي خواند. در بلنسيه، شاطبه و قرطبه
نيز از محضر مشاهير علم بهره برد و با كسانى چون ابوبكر غالب بن عطية و
ابوالحسن بن باذش در غرناطه و ابن اخت غانم در مالقه و ابن الاخضر و ابن
العربى در اشبيليه مراسله داشت و گاه به ديدار برخى از آنان مىرفت (نك:
ابن ابار، همانجا؛ قس: ابن بشكوال، همانجا؛ سيوطى، ١/٢٧٩). از تاريخ سفرها و
مدت اقامت وي در شهرهاي گوناگون اطلاعى در دست نيست، تنها ابن ابار از خود
او روايت كرده كه در ٥٠٨ و ٥٠٩ق در مرسيه نزد ابوعلى صدفى بوده است (ص
١٤١). او در بارگاه برخى از اميران عصر ملوكالطوايفى از جمله بنىهود در
سرقسطه از مقام و منزلتى برخوردار بوده و در المريه نيز امير معتصم بن
صُمادِح و فرزندش رفيع را مدح گفته است (نك: ابن سعيد، ٢/٤٤٧- ٤٤٨؛ قس:
ابن بسام، ٣/٩١٠-٩١٢). از اشعار وي كه ابن بسام نقل كرده چنين برمىآيد
كه روابط دوستانهاي نيز با بنى عباد داشته است (٣/٩١٠-٩١١). وي ظاهراً مدتى
در قرطبه به تدريس قرآن و روايت حديث نيز اشتغال داشته است. يكى از
روايات او را كه حديثى مسند از پيامبر اكرم(ص) است، ابن ابار نقل كرده
است (ص ١٤١). از شاگردان و راويان وي ابن بشكوال، ابن خير (ابن بشكوال،
٢/٥٨٨؛ ابن خير، ٣٨٧، ٤٥٠)، ابوجعفر احمد بن على انصاري قرطبى، ابوجعفر بن
يحيى خطيب (ابن ابار، همانجا)، ابوطالب عبدالجبار معافري مغربى (ابن خلكان،
٣/٢١٦)، ابوالعباس ابن مُضاءِ قرطبى (سيوطى، همانجا) و ابوالقاسم عبدالرحمان
بن غالب ابن شرّاط (ابن دحيه، ٢٣٣) شناخته شدهاند. وي پس از ٣ سال
بيماري در قرطبه درگذشت (ابن ابار، همانجا).
اشعاري كه از او در دست است، از تكلف خالى نيست (نك: ابن بسام، ٣/٩٠٩-٩١٢؛
ضبى، ٥١٧؛ ابن سعيد، ٤٤٨؛ فروخ، ٥/٢٣٨). شهرت ابن اشتركونى اساساً در لغت و
مقامه نويسى است. احاطة او به لغت و ادب عرب را كسانى چون ابن بشكوال،
ابن ابار و سيوطى (همانجاها) تصديق كردهاند. تأليف مهم وي در لغت كتابى
است به نام المسلسل كه موضوع آن «مُداخَل» يا «مداخلات» يعنى الفاظى
است كه مترادفهاي آنها هر يك معنى يا معانى ديگر نيز دارند؛ بهگونهاي كه
از دنبال كردن اين مترادفها تسلسلى از الفاظ گوناگون پديد مىآيد كه همگى با
رشتهاي از تداخل معنوي به يكديگر پيوند خوردهاند. المسلسل كه پس از
المداخل مطرز و شجر الدر ابوالطيب سومين كتاب مهم لغوي در نوع خود است (نك:
عبدالجواد، ٤)، همچون المداخل از ٥٠ باب تشكيل شده كه هيچ يك داراي
عنوانى جز شمارة باب نيست. هر يك از اين ابواب با شاهدي شعري آغاز مىشود
كه الفاظى دشوار دارد و مؤلف كلمهاي را از آن برگزيده و مبدأ سلسلة الفاظ
قرار داده است. در پايان هر باب نيز شعر ديگري به عنوان استشهاد بر آخرين
كلمة آن باب
آورده است (همو، ٥٠؛ ابن اشتركونى، ٣٦). وي هنگام تأليف كتاب، تنها
المداخل مطرز را در دست داشته و ظاهراً از وجود شجرالدر بى اطلاع بوده است
(عبدالجواد، ٤). او خود در سبب تأليف المسلسل مىگويد كه چون المداخل را
استماع كرده و آن را ناقص و نارسا يافته، بر آن شده است كه خود دنبالة كار
را بگيرد و بىآنكه قصد معارضه داشته باشد يا فضل تقدم را در اين باره
ناديده انگارد، اثري بهتر و كاملتر انشا كند (ابن اشتركونى، ٣٤-٣٦). سيوطى
به نقل از ابن زبير اين كتاب را منبع وي در تفسير كامل مبرد دانسته است
(١/٢٧٩). ابن اشتركونى در مقامهنويسى نيز چيرهدست بود. مهارت وي در اين
فن سبب شده كه برخى او را بزرگترين مقامهنويس سدة ٦ق/١٢م اندلس به
شمار آورند (نورعوض، ٢٧١). اثر مشهور او، المقامات اللزومية، كه در قرطبه
تأليف كرده (همو، ٢٨٨) و نام آن را نيز همچون اسلوب آن از لزوميات
ابوالعلاء معري برگرفته (دايه، ٣٥٢؛ نورعوض، ٢٩٣)، مانند غالب مقاماتى كه
اندلسيان تأليف كردهاند (نك: سيوفى، ٢٧٩)، در معارضه با مقامات حريري نوشته
شده است (دايه، همانجا؛ سيوفى، ٢٨٣). اين اثر همچون مقامات حريري شامل ٥٠
مقامه است كه از آن ميان برخى مانند «مقامة الشعراء» و «مقامة النظم و
النثر» داراي عنوان و برخى نيز فاقد عنوانند (دايه، فروخ، همانجاها). سبك
نگارش كتاب خالى از تصنع و تكلف نيست (نورعوض، همانجا). اسلوب سجع آن نيز
در هر يك از مقامات به گونهاي خاص است. برخى مانند «مقامة الهمزية» و
«المقامة البائية» بر مبناي حروف هجا تنظيم شده و برخى نيز بر مبناي حروف
ابجد كه اين خود نشانى است از گرايش مؤلف به تكلف (دايه، ٣٥٢-٣٥٣؛
نورعوض، ٢٩٣). اين كتاب نيز همچون مقامات حريري دو شخصيت اصلى دارد و
موضوع آن شرح ماجراهاي مرد حيلهگري است كه مىكوشد با تغيير چهره و موعظه
و تكدي به مطامع خود دست يابد (سيوفى، ٢٨٥؛ نورعوض، ٢٨٨). المقامات اللزومية
نموداري از احاطة لغوي ابن اشتركونى و قدرت او در نويسندگى است. با آنكه
شكل و محتواي بسياري از حكايات اين كتاب برگرفته از مقامات حريري و لذا
منطبق بر موازين مقامهنويسى در شرق است، جنبههايى از زندگى فردي و
اجتماعى اهالى اندلس را نيز مىتوان در لابهلاي حكايات آن بازيافت (همو،
٢٨٩-٢٩٠). با اينهمه تأثير خاور زمين در اثر او چندان است كه نمىتوان آن را
چه در نقد ادبى و چه در نقد اجتماعى، از ابتكار و نوآوري برخوردار دانست (نك:
عباس، ٥٠١؛ دايه، ٣٥٨؛ نورعوض، ٢٩٣؛ قس: فروخ، همانجا). اين كتاب اخيراً در
بيروت به چاپ رسيده است. در اوايل سدة ٦ق/١٢م ابوجعفر احمد بن احمد وزير
در دانيه رسالهاي به نام رسالة الانتصار فى الرد على صاحب المقامة القرطبية
در ردّ يكى از مقامات اين كتاب نوشته كه نسخة خطى آن در اسكوريال موجود
است I/٥٤٣) S, .(GAL,
مآخذ: ابن ابار، محمد، المعجم فى اصحاب القاضى ابن على الصدفى، به كوشش
كودرا، مادريد، ١٨٨٥م؛ ابن اشتركونى، محمد، المسلسل، به كوشش محمد عبدالجواد،
قاهره، ١٩٥٧م؛ ابن بسام، على، الذخيرة، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٧٩م؛ ابن بشكوال، خلف، الصلة، به كوشش عزت عطار، قاهره، ١٩٥٥م؛ ابن
خلكان، وفيات؛ ابن خير، محمد، فهرسة مارواه عن شيوخه، به كوشش كودرا و
ريبرا، بغداد، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛ ابن دحيه، عمر، المطرب من اشعار اهل المغرب،
به كوشش ابراهيم ابياري و ديگران، قاهره، ١٩٥٥م؛ ابن سعيد، على بن موسى،
المغرب فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥م؛ دايه،
محمدرضوان، تاريخ النقد الادبى فى الاندلس، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ سيوطى،
بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٦٤م؛ سيوفى، مصطفى،
ملامح التجديد فى النثر الاندلسى، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ضبّى، احمد، بغية
الملتمس، به كوشش كودرا، مادريد، ١٨٨٤م؛ عباس، احسان، تاريخ النقد الادبى
عندالعرب، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ عبدالجواد، محمد، مقدمه بر المسلسل (نك: هم،
ابن اشتركونى)؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٢م؛ مقري، احمد،
نفحالطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نورعوض، يوسف، فن
المقامات بين المشرق و المغرب، بيروت، ١٩٧٩م؛ نيز: GAL,S.
بخش ادبيات عرب
تايپ مجدد و ن * ١ * (رب) ٨و٩/١٢/٧٥
ن * ٢ * (رب) ١٧/٣/٧٦