دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٣٥
| ابن سمعون، ابوالحسين جلد: ٣ شماره مقاله:١٣٣٥ |
اِبْنِ سَمْعون، ابوالحسين محمد بن احمد بن اسماعيل (٣٠٠- ١٤ ذيقعدة ٣٨٧/٩١٣-
١٨ نوامبر ٩٩٧)، واعظ و خطيب حنبلى بغدادي (در برخى منابع «ابن شمعون» ضبط
شده است، نك: يافعى، ٢/٤٣٢). سمعون لقب نياي او اسماعيل بوده است (ذهبى،
١٦/٥٠٥). ابن سمعون در بغداد زاده شد و همانجا به تحصيل علم پرداخت و به
درك بعضى از مشايخ صوفيه چون ابوبكر شبلى نايل آمد. مختصر فقهى ابوالقاسم
خِرَقى را نزد مؤلف آن خواند و از كسانى چون عبدالله بن ابى داوود سجستانى
حديث فراگرفت (در مورد مشايخ وي نك: خطيب، ١/٢٧٤؛ ابن ابى يعلى، ٢/١٥٥،
١٥٦؛ سمعانى، ٧/٢٣٤، ٢٣٥؛ ذهبى، همانجا). ابن سمعون در پاسخ كسى كه از وي
درخواست اجازه كرده بود، از سفرهاي طولانى خود براي استماع حديث ياد كرده
(ابن ابى يعلى، ٢/١٦١)، ولى تنها از يك سفر او به مكه و مدينه گزارش
رسيده است (ابن عساكر، ٢٠٢-٢٠٣).
در روايت ديگري گفته شده كه ابن سمعون در آغاز با پيشة ورّاقى روزگار
مىگذراند، ولى پس از مراجعت از سفر حج با يكى از كنيزان خليفه الطائع
عباسى ازدواج كرد و چهرة زندگيش دگرگون شد (همانجا). گرچه ابن سمعون اهل
حديث نيز بوده، و جمعى از او روايت كردهاند (براي اطلاع از نام راويان نك:
خطيب، همانجا؛ ابن ابى يعلى، ٢/١٥٦؛ ذهبى، ١٦/٥٠٥ -٥٠٦)، اما او بيشتر در وعظ
و خطابه آوازه داشته است. در مجلس وعظ او بزرگانى چون ابوحامد اسفرائينى،
ابواسحاق بن شاقلا و ابوحفص برمكى شركت مىكردند (ابن ابى يعلى، ٢/١٦١).
ابن سمعون مورد احترام شديد قاضى ابوبكر باقلانى بود (ابن عساكر، ٢٠١). از
برخى روايات چنين برمىآيد كه او چندان تابع ملاحظات سياسى نبوده است.
به عنوان نمونه وقتى عضدالدولة ديلمى براي پايان دادن به درگيريهاي
فرقهاي در بغداد، واعظان و داستان سرايان را از رفتن به منبر منع كرد، ابن
سمعون بدون توجه به اين فرمان بر حسب معمول روز جمعه بر منبر رفت و به
وعظ پرداخت (ابن ابى يعلى، ٢/١٥٨-١٥٩). ابن سمعون زندگى مرفهى داشت،
چنانكه از اين جهت مورد اعتراض واقع شد كه چگونه مردم را به زهد و ترك
دنيا مىخواند، و خود بهترين جامهها را مىپوشد و خوشترين طعامها را مىخورد؟
ابن سمعون پاسخش اين بود: هر آنچه ترا شايستة تقرب به خدا كند، به جاي آر.
اگر پوشيدن جامة نرم و خوردن طعام خوب حال ترا با خدا خوش كند، اين كار
زيانى نمىرساند (نك: خطيب، ١/٢٧٥). برخى از سخنان حكيمانه و پندآموز وي
گردآوري شده (ابن ابى يعلى، ٢/١٥٩- ١٦٠؛ ابن جوزي، صفةالصفوة، ٢/٢٦٦- ٢٦٨؛
نيز نك: حريري، ١٤٤ بب) و حتى كراماتى به او نسبت داده شده است (خطيب،
١/٢٧٥-٢٧٧؛ ابن ابى يعلى، ٢/١٥٧-١٥٩؛ ابن جوزي، المنتظم، ٧/١٩٨-٢٠٠؛ نبهانى،
١/١٠٦).
ابن سمعون در بغداد درگذشت و در خانهاش بر وي نماز گزاردند و همانجا به
خاكش سپردند. مردم از اينكه بر وي مخفيانه نماز گزارده شد، به خشم آمدند و
جسد او را از قبر بيرون آورده، در مسجد جامع شهر دوباره بر وي نماز گزاردند.
در ٤٢٦ق بار ديگر جسدش را به بابالحرب نزد مدفن احمد بن حنبل انتقال دادند
(خطيب، ١/٢٧٧؛ ابن ابى يعلى، ٢/١٦٢).
يك نسخه با عنوان الامالى، و نسخهاي ديگر با عنوان جزء فيه مسألة من
كلام... منسوب به ابن سمعون در كتابخانة ظاهرية دمشق وجود دارد I/٦٦٨) .(GAS,
شريشى (٢/١٦٩) كتابى با عنوان مجالس به وي نسبت داده است. بروكلمان اثري
با نام مختصر حكم ابن سمعون تأليف ابوالحسين يا ابوالحسن قزوينى را معرفى
كرده است S,) GAL, .(I/٣٦٠
مآخذ: ابن ابى يعلى، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد فقى، قاهره،
١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، صفةالصفوة، حيدرآباد دكن، ١٣٨٩ق/
١٩٦٩م؛ همو، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ق؛ ابن عساكر، على، تبيين كذب
المفتري، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ حريري، قاسم، مقامات، مصر، ١٢٨٨ق؛ خطيب
بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء،
بهكوشش اكرم البوشى و شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ سمعانى،
عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ شريشى، احمد، شرح مقامات
الحريري، به كوشش محمد عبدالمنعم خفاجى، قاهره، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ نبهانى،
يوسف، جامع كرامات الاولياء، قاهره، ١٣٢٩ق؛ يافعى، عبدالله، مرآة الجنان،
حيدرآباد دكن، ١٣٣٧-١٣٣٩ق؛ نيز:
, S; GAS.
احمد بادكوبة هزاوه
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا