دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٢٨
| ابن سماعه جلد: ٣ شماره مقاله:١٣٢٨ |
اِبْنِ سَماعه، ابوعبدالله محمد بن سماعة بن عُبيدالله بن هلال تميمى
كوفى (١٣٠-٢٣٣ق/٧٤٨- ٨٤٨م)، قاضى، محدث و فقيه حنفى. نام وي در برخى از
منابع ابن سِماعه (ابن حجر، ٢/١٦٧) و ابن سَمّاعه (رياضىزاده، ٢٨) نيز
آمده است. برخى نسبت وي را اشتباهاً تيمى (ابن تغري بردي، ٢/٢٧١) يا
تيهمى (ابن قطلوبغا، ٥٤) ثبت كردهاند. كنية وي را وكيع (٣/٢١٤) ابوالاصبغ
ضبط كرده است.
مشايخ وي در حديث عبارتند از: ليث بن سعد، مسيب بن شريك، يعلى بن خالد
رازي، ابويوسف قاضى و محمد بن حسن شيبانى (خطيب بغدادي، ٥/٣٤١) و از دو نفر
اخير كه از شاگردان برجستة ابوحنيفه بودهاند، فقه نيز آموخته است (ذهبى،
٣/٤٣٨). او در مذهب حنفى تا آنجا پيش رفت كه برخى او را از برجستگان اصحاب
رأي (خطيب بغدادي، همانجا؛ صيمري، ١٦٢) و صاحب اختيارات در مذهب و روايات
(صفدي، ٣/١٤٠) دانستهاند. از شاگردان و راويان وي، ابوجعفر احمد بن ابى
عمران طحاوي (ابواسحاق شيرازي، ١٤٦)، حسن بن محمد عنبر و شّاء (خطيب
بغدادي، همانجا)، محمد بن عمران ضبّى (مزي، ١٦/٢٩٠) و بكر بن محمد قمى (ابن
ابى الوفاء، ٢/٥٩؛ طاش كوپريزاده، ٤٦: عمّى) را مىتوان ياد كرد.
صيمري (ص ١٦١) او را از حافظان و ثقه دانسته است. ابن سماعه در ١٩٢ق/٨٠٨م
پس از مرگ يوسف فرزند استادش، ابويوسف يعقوب ابن ابراهيم، از سوي
هارونالرشيد (د ١٩٣ق)، عهدهدار قضاي جانب غربى بغداد شد و در اين سمت باقى
بود، تا اينكه بر اثر ضعف بينايى توسط مأمون عزل گرديد (وكيع، ٣/٢٨٢). صيمري
(همانجا) گفته است كه وي در زمان مأمون عهدهدار امر قضا شد و در ايام
معتصم استعفا داده است، اما چنانكه مسعودي ( التنبيه،٣٠٠) يادآور شده وي
توسط هارونالرشيد به قضا گمارده شده و آنگونه كه خطيب بغدادي (همانجا)
اشاره كرده توسط مأمون عزل شده است، نه در دوران معتصم (خلافت:
٢١٨-٢٢٧ق/٨٣٣ -٨٤٢م). طاش كوپريزاده (ص ٤٥) از او با عنوان قاضى القضاة ياد
كرده است، اما در منابع متقدم چنين عنوانى ديده نمىشود.
وي با وجود اينكه داراي مناصب مهم رسمى بود، صوفيانه مىزيست و گفتهاند
كه روزانه ٢٠٠ ركعت نماز مىگزارده است (خطيب بغدادي، ٥/٣٤٢، ٣٤٣). او با
اينكه به سبب ضعف چشم از سمت قضا بركنار شده بود، اما مسعودي (
مروجالذهب،٤/١٢) مىگويد كه اين فقيه معمّر در اواخر عمر، صحت جسم و عقل و
حواس داشته و افعال جوانان را انجام مىداده و اسب سواري هم مىكرده
است.
آثار: ١. ادب القاضى كه احتمالاً همان كتاب ادب القاضى على مذهب ابى
حنيفة (ابن نديم، ٢٨٩؛ نك: حاجى خليفه) يا ادب القاضى فى الاحكام
(رياضىزاده، همانجا) است؛ ٢. الاكتساب فى الرزق المستطاب كهمختصري ازكتاب
الكسب استادش محمدبنحسنشيبانى است. نسخهاي خطى از آن در قاهره موجود
است I/٤٣٥) )؛ GAS, ٣. المحاضر و السجلات (ابن نديم، همانجا؛ ٤. نوادر
المسائل، كتابى مفصل در رواياتى از محمد بن حسن شيبانى است (مسعودي،
همانجا) كه بعداً محمد بن احمد سرخسى آن را اساس كتاب المبسوط خود قرار داد ،
GAS) همانجا).
مآخذ: ابن ابى الوفاء، عبدالقادر، الجواهر المضيّة، حيدرآباد دكن،
١٣٣٢ق/١٩١٤م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، تقريب
التهذيب، به كوشش عبدالوهاب عبداللطيف، بيروت، ١٣٩٥/١٩٧٥م؛ ابن قطلوبغا،
قاسم، تاج التراجم، بغداد، ١٩٦٢م؛ ابن نديم، الفهرست، بيروت، دارالمعرفة؛
ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات الفقهاء، به كوشش شيخ خليل الميس،
بيروت، دارالقلم؛ حاجى خليفه، كشف؛ خطيب بغدادي، احمد، تارخ بغداد، قاهره،
١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛ ذهبى، محمد، تذهيب التهذيب، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز،
رياضىزاده، عبداللطيف، اسماء الكتب، به كوشش محمد التونجى، بيروت،
دارالفكر؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت،
١٣٨١ق/١٩٦١م؛ صيمري، حسين، اخبار ابى حنيفة و اصحابه، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
طاش كوپريزاده، احمد، طبقات الفقهاء، موصل، ١٩٦١م؛ مزّي، يوسف، تهذيب
الكمال، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ مسعودي، على، التنبيه و الاشراف،
بيروت، دارصعب؛ همو، مروج الذهب، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ وكيع، محمد، اخبار
القضاة، به كوشش عبدالعزيز مصطفى مراغى، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ نيز: GAS.
محمدهادي مؤذنجامى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا