دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٨٧
| ابن ساعاتی، فخرالدين جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٨٧ |
اِبْنِ ساعاتى، فخرالدين رضوان (ياقوت، ١١/١٤١: رمضان) ابن محمد بن على
بن رستم بن هَردوز خراسانى (د ٦١٨ق/١٢٢١م)، پزشك، اديب، آشنا به علوم
موسيقى، منطق، حكمت و مكانيك. (دربارة پدر ابن ساعاتى نك: ه د، ابن ساعاتى،
بهاءالدين). فخرالدين در دمشق به دنيا آمد و در همين شهر نزد رضىالدين
ابوالحجاج يوسف ابن حيدر رحبى و نيز شيخ فخرالدين ماردينى به فراگيري طب
پرداخت و ادبيات عرب را نزد تاجالدين زيد كِندي بياموخت (همو، ١١/١٤١- ١٤٢؛
ابن ابى اصيبعه، ٢/١٨٣-١٨٤؛ صفدي، ١٤/١٢٨-١٢٩). وي پزشكى ماهر، اديبى فاضل
و شاعر و موسيقىدانى توانا بود و عود را نيك مىنواخت و از خطى خوش بهره
داشت (ياقوت، ابن ابى اصيبعه، صفدي، همانجاها). فخرالدين خود نيز در يك دو
بيتى بسيار زيبا اشاره مىكند كه مردم بر هنر وي كه با رنج بسيار كسب كرده
است، حسد مىبرند. تقريباً همة مآخذ، وي را اديب و شاعر نيز معرفى كردهاند،
اما از او جز ٣ دوبيتى كه ياقوت (١١/١٤٢-١٤٣) نقل كرده است، چيزي در دست
نيست.
ابن ساعاتى افزون بر مقام علمى، وزارت دو تن از امراي ايوبى به نام ملك
فائز و ملك معظم را داشته و طبيب خاص و نديم ملك معظم نيز بوده است (ابن
ابى اصيبعه، صفدي، همانجاها).
آثار منسوب به ابن ساعاتى عبارتند از: ١. تكملة (تكميل) كتاب القولنج ابن
سينا موسوم به القولنج و انواعه و مداواته؛ ٢. حواش½ على القانون لابن
سينا در طب. ٣. المختار من الاشعار، يا المختارات فى الاشعار؛ ٤. ذيلى بر
رسالة زكام ابن سينا (ياقوت، ١١/١٤٢؛ ابن ابى اصيبعه، ٢/١٨٤؛ حاجى خليفه،
١/١٤٥١؛ بغدادي، ١/٣٦٩؛ سارتن، ٢/١٨٠٧).
هيچيك از مآخذ اوليه از تأليف فخرالدين در علم الساعات و از وقوف او بر
صنعت ساعت نام نبردهاند، ولى كتابى در اين زمينه موسوم به علم السّاعات
و العمل بها از وي در دست است كه دربارة طرز كار، ساختمان، تعمير و اصلاح
ساعتى است كه پدرش آن را در سالهاي ٥٤٠ -٥٦٤ق/١١٤٥-١١٦٩م ساخت و بر باب
جيرون دمشق معروف به باب الساعات قرار دارد. در آثار بسياري از جهانگردان،
از جمله ابنجبير (ص ٢٤٣-٢٤٤)، ابن بطوطه (ص ٩٠) و قزوينى (ص ١٨٩) وصف آن
ساعت آمده است (قس: سارتن، همانجا). ابن ساعاتى در آغاز كتاب مىگويد:
ساعتهايى كه از آثار پدرش بود، پس از درگذشت او و در زمانى كوتاه چنان
خراب شد كه نزديك به نابودي بود. ساعتهاي شب به طور كلى از كار افتاده و
ساعتهاي روز مختل شده بود. وي عامل خرابى آنها را چهار تن مىداند كه پس
از پدرش، يكى پس از ديگري، تصدي آنها را به عهده داشتهاند. ابن ساعاتى
سه تن از آنان را به صورتى طنزآميز، علاّمة دهر ناميده و سخت بر آنان
تاخته است (ص ٣-١١). اين سه تن عبارتند از: ابن نقاش مهذّبالدين
ابوالحسن، طبيب، اديب، عالم به ادب عربى كه به فارسى نيز تكلم مىكرده
است؛ شاگرد وي مهذبالدّين احمد بن حاجب (ابن ابى اصيبعه، ٢/١٦٢، ١٨١-
١٨٢)، و مؤيدالدين ابوالفضل محمد بن عبدالكريم بن عبدالرحمان حارثى مهندس و
طبيب (همو، ٢/١٩٠). ابن ساعاتى نفر چهارم را كوچكتر از آن دانسته كه حتى
نامش را ذكر كند. وي سپس مىافزايد: كسى كه از امتثال فرمانش گريز نيست مرا
به تعمير و اصلاح آن ملزم كرد و من هم به منظور احياي نام پدر و نيز اجر و
ثواب آن، دستور را پذيرفتم و آن را به صورت نخست بازگرداندم و گويى
مردهاي را حيات بخشيدم. سپس تصميم به نگارش كتابى دربارة ساختمان و
ويژگيهاي آن گرفتم تا به هنگام ضرورت به آن مراجعه شود (ص ١١-١٣).
كتاب ابن ساعاتى در ٥ فصل است كه فصل اول آن دربارة نخستين مخترعان
ساعت چون ارشميدس و هرمز از مردم فارس و سپس انتقال اين صنعت به يونان و
از آنجا به روم و كشورهاي عربى است. او در همين فصل از اختراع قطعات ساعت
و تكميل آنها به وسيلة پدرش بحث كرده و قطعات ساعت را نام برده است (ص
١٥- ٣٨). در فصل دوم تمام اين قطعات را تعريف مىكند (ص ٣٩-٧٣) و در فصل
سوم، كيفيت كار هر قطعه را با ترسيم شكل هر يك به طور منفصل و مركب و ذكر
خصوصيات آنها از قبيل طول، عرض، مساحت، حجم و نحوة ارتباط هر قطعه با قطعة
ماقبل و مابعد خود، برشمرده است (ص ٧٤-٢٣١). فصل چهارم دربارة چگونگى
استفاده از ساعتها و گردش آنها و شرايط اين كار... است (ص ٢٣١-٢٧٣). فصل
پنجم به خرابى و معايبى كه ممكن است در هر قطعه رخ دهد و كيفيت احتراز
اين خرابيها و روش اصلاح آنها در صورت خرابى، اختصاص دارد (ص ٢٧٤-٣١٣). وي،
به طوري كه خود در پايان كتاب نوشته است، در محرم ٦٠٠ از تأليف آن فارغ
شده است (ص ٢٩٠).
كتاب مزبور به گفتة سارتن (٢/١٨٠٨) پس از تأليف جزري (بدرالزّمان اسماعيل
بن رزّاز، مؤلف كتاب فى معرفة الحيل الهندسية در ٦٠٢ق/١٢٠٦م)، مهمترين
مأخذ براي تحقيق دربارة ساعتهاي اسلامى است. ترجمة تلخيص شدة اين كتاب به
كوشش ويدمان و فريتس هاوزر به زبان آلمانى با عنوان «دربارة ساعتها در قلمرو
تمدن اسلامى١» در ١٩١٥م در هاله چاپ شده است ( ٢ .(EIچاپ انتقادي اين اثر
در ١٤٠٢ق/١٩٨١م، به كوشش محمد احمد دهمان در دمشق منتشر شد كه با مقدمة آن
و مقالات ذيل كتاب، ٣١٣ صفحه است (دهمان، ٨٩ -٩٤). ابن ساعاتى به بيماري
يرقان در دمشق درگذشت (ابن ابى اصيبعه، ٢/١٨٤).
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، به كوشش ماكس مولر، قاهره،
١٢٩٩ق/ ١٨٨٢م؛ ابن بطوطه، محمد، سفرنامه، ترجمة محمدعلى موحد، تهران،
١٣٤٨ش؛ ابن جبير، محمد، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ ابن ساعاتى، رضوان، علم
السّاعات و العمل بها، به كوشش محمداحمد دهمان، دمشق، ١٤٠٢ق/١٩٨١م؛
بغدادي؛ هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ دهمان، محمداحمد، مقدمه بر علم الساعات
(نك: ابن ساعاتى در همين مآخذ)؛ سارتن، جورج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمة
غلامحسين صدريافشار، تهران، ١٣٥٧ش؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش
ددرينگ، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ قزوينى، زكريا، آثار البلاد، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ياقوت، ادبا؛ نيز:
٢ .
ابومحمد وكيلى
تايپ مجدد و ن * ١ * زا
ن * ٢ * زا