دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥٤
| ابن رومان جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٥٤ |
اِبْنِ رومان، ابو روح يزيد بن رومان اسدي قرشى (د ١٣٠ق/ ٧٤٨م)، از
قاريان مدينه و راويان سيرة پيامبر(ص). وي از موالى آل زبير بود (ابن
هشام، قسم ٢، ٢١٤؛ ابن سعد، ٣١٠-٣١١؛ طبري، «المنتخب»، ٦٤٨). اگرچه غالب
متقدمين چون ابن سعد (همانجا)، خليفه ( الطبقات، ٢/٦٥٠)، ابن حبان (
الثقات، ٥/٥٤٥)، طبري (همانجا)، ترمذي، دانى و ديگران (مزي، ٢٠/٣٠٦؛ ذهبى،
١/٦٣) وفات او را در ١٣٠ق گفتهاند، ولى متأخرين ١٢٠ق را ترجيح دادهاند (نك:
ذهبى، همانجا؛ ابن جزري، ٢/٣٨١) و در برخى منابع ١٢٩ق نيز ذكر شده است
(همانجاها).
ابن رومان از فقهاي مدينه نيز به شمار مىرفته است، ولى چيزي از فقه او
دانسته نيست و دانش او در قرائت بر فقهش غالب بوده است (نك: ابن مجاهد،
٦١). او قرائت را به طريق عرض از عبدالله بن عياش بن ابى ربيعة فرا گرفت
(همانجا). اينكه او چنانكه در برخى منابع آمده از ابن عباس، ابوهريره،
ابواُمامه و ديگر صحابه قرائت آموخته باشد، توسط متأخرين مورد ترديد قرار
گرفته است (نك: ابن مجاهد، همانجا؛ اندرابى، ٦١؛ ذهبى، ١/٦٢؛ ابن جزري،
همانجا). با آنكه ابن رومان از قاريان مدينه بود (ابن حبان، مشاهير، ١٣٥)،
ولى نه تنها قرائت او همچون مدنيان معاصرش، ابوجعفر از قاريان دهگانه و
ابن مُحَيصن از قاريان چهاردهگانه، رواج نيافت، بلكه حتى از نظر كثرت
نقل در ميان قرائات شاذ در رديف برخى ديگر از قاريان معاصر مدينه چون شيبة
بن نصاح نيز قرار نگرفت، چنانكه به عنوان نمونه، ابن خالويه (ص ١٤٧) تنها
در يك موضع از كل قرآن به نقل قرائت او پرداخته است.
اگر بخواهيم با اطلاعات اندك موجود دربارة خصوصيات قرائت ابن رومان سخن
بگوييم، بايد گفت نظر به اينكه او قرائت را عمدتاً از يك استاد فرا گرفته و
از طرف ديگر اينكه در قرائت آن دورة مدينه استحسانات نحوي جايگاهى نداشته،
مىتوان قرائت او را با احتساب برخى خطاهاي انتقال، همان قرائت استادش
ابن عياش دانست. احتمالاً عامل متروك شدن روايت ابن رومان را بايد ضعف در
روايت از او دانست، بدين معنى كه راويانى نداشته كه در هر طبقه قرائت او
را بدون خلط با قرائت ديگران و بدون اجتهاد روايت كنند. به هر حال قدر مسلم
اين است كه دو تن از قاريان هفتگانه، نافع مدنى و ابوعمر بصري از ابن
رومان قرائت آموختهاند (ابن مجاهد، ٦١؛ ابن مهران، ١٩؛ دانى، ٨) و اين نه
تنها مقبوليت قرائت ابن رومان در آن عصر را نشان مىدهد، بلكه ابن رومان
را به عنوان يكى از حلقههاي مهم اتصال در قرائت مطرح مىكند.
يكى از ابعاد بارز شخصيت ابن رومان نقش او را در روايت سيرة پيامبر(ص) است
(نك: طبري، تاريخ، ١١/٦٤٨). جمعى از بزرگترين مورخان و مؤلفان سيرة
پيامبر(ص) چون ابن اسحاق، واقدي، مداينى، بلاذري و طبري از روايات ابن
رومان به وفور استفاده كردهاند (به عنوان نمونه نك: واقدي، ١/٥٦، جم؛ ابن
هشام، ٢/١٩٠، جم، به نقل از ابن اسحاق؛ بلاذري، ١/١٥٦، جم؛ طبري، تاريخ،
٢/٤١٠، جم؛ ابن حجر، ١/٥٣، جم، به نقل از مداينى؛ نيز ابن خيّاط، تاريخ،
١/٥١؛ مقدسى، ٤/١٠٧).
بخش قابل توجهى از روايات ابن رومان در سيره يا با عبارت «عن عروة» از
عروة بن زبير نقل شده (به عنوان نمونه نك: واقدي، همانجا) و يا اصولاً ابن
رومان مطلب را بدون ذكر سند آن نقل كرده است كه از روشهاي شناخته شدة
اهل سيره است. در مورد روايت او از عروه بايد عنايت داشت كه عبارت او
ابداً تصريح ندارد كه اين روايت مستقيم بوده باشد، ولى ظاهراً بخاري و
مسلم آن را مستقيم مىدانستهاند (نك: ابن قيسرانى، ٢/٥٧٣). تصريح ابن
رومان در برخى اسناد (مانند واقدي، ٢/٥٦٩) با عبارت «حدثنى انس بن مالك» را
مىتوان دليل بر استماع مستقيم او از انس بن مالك صحابى دانست. از ديگر
مشايخى كه براي او ذكر كردهاند، مىتوان از عبدالله بن عروة بن زبير،
عبيدالله و سالم پسران عبدالله بن عمر نام برد (ابن حبان، الثقات، ٧/٦١٥؛
مزي، ٢٠/٣٠٦). در ميان راويان او مىتوان از محمد بن اسحاق (ابن هشام،
٢/٢١٤)، محمد بن صالح (واقدي، ١/٥٨) مالك بن انس (مالك، ١/٨١)، صالح بن
خوّات (واقدي، ١/٢٨٤) و مصعب بن ثابت زبيري (همو، ١/٣٨١) نام برد (براي
اطلاع از ديگر راويان نك: واقدي، جم؛ ابن ابى حاتم، ٤(٢)/٣٦٠؛ ابن قيسرانى،
مزي، همانجاها). محمد بن مسلم بن شهاب زهري هم راوي و هم شيخ ابن رومان
بوده است (مزي، همانجا).
روايات ابن رومان در كتب حديث نيز مطرح بود و حتى احاديث متعددي از او در
صحيحين بخاري و مسلم وارد شده است (نك: ابن منجويه، ٢/٣٥٧؛ ابن قيسرانى،
همانجا؛ ونسينك، ٨/٢٩٤؛ براي ديگر كتب حديث به عنوان نمونه نك: فهارس
المصنف، ٦٥٩؛ مالك، ١/٨، جم؛ حاكم، ٣/٢٦٦؛ بيهقى، ٩/٩٥؛ مفيد، ١١٦-١٢٠). ابن
سعد (ص ٣١١) ابن رومان را عالمى كثير الحديث شمرده است. جمعى از علماي
رجال از جمله ابن معين (ابن شاهين، ٣٥٢)، ابن سعد (مزي، همانجا؛ ذهبى،
١/٦٢؛ قس: ابن سعد، ٣١١)، نسايى (مزي، همانجا)، طبري (١١/٦٤٨) و ابن حبان (
الثقات، ٥/٥٤٥، ٧/٦١٥) او را توثيق كرده، و بخاري و مسلم حديث او را صحيح
دانستهاند (نك: دارقطنى، ٢/٢٨٦؛ ابن قيسرانى، همانجا).
مآخذ: ابن ابى حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٣ق/
١٩٥٣م؛ ابن جزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/
١٩٣٢م؛ ابن حبان، محمد، الثقات، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩-١٤٠١ق/ ١٩٧٩- ١٩٨١م؛
همو، مشاهير علماء الامصار، به كوشش م. فلايشهامر، قاهره، ١٣٧٩ق/ ١٩٥٩م؛ ابن
حجر عسقلانى، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛ ابن خالويه، حسين، مختصر فى
شواذّ القرآن، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٩٣٤م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات
الكبري، القسم المتمم، به كوشش زياد محمد منصور، مدينه، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ ابن
شاهين، عمر، تاريخ اسماء الثقات، به كوشش عبدالمعطى امين قلعجى، بيروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ابن قيسرانى، محمد، الجمع بين رجال الصحيحين، حيدرآباد دكن،
١٣٢٣ق؛ ابن مجاهد ابوبكر، السبعة، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٧٢م؛ ابن
منجويه، احمد، رجال صحيح مسلم، به كوشش عبدالله الليثى، بيروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن مهران، احمد، المبسوط، به كوشش سبيع حمزه الحاكمى،
دمشق، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، به كوشش مصطفى
السقا و ديگران، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ اندرابى، احمد، قراءات القراء المعروفين، به
كوشش احمد نصيف الجنابى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٥٦م؛ بلاذري، احمد، انساب
الاشراف، ج ١، به كوشش محمد حميدالله، قاهره، ١٩٥٩م؛ بيهقى، احمد، السنن
الكبري، حيدرآباد دكن، ١٣٣٤ق؛ حاكم نيشابوري، محمد، المستدرك، حيدرآباد دكن،
١٣٣٤ق؛ خليفة بن خيّاط، التاريخ، به كوشش سهيل زكّار، دمشق، ١٩٦٦م؛ همو،
الطبقات، به كوشش سهيل زكّار، دمشق، ١٩٦٦م؛ دارقطنى، على، ذكر اسماء
التابعين، به كوشش بوران الصناوي و كمال يوسف الحوت، بيروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ دانى، عثمان، التيسير، به كوشش اوتو پرتزل، استانبول، ١٩٣٠م؛
ذهبى، محمد، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمد سيد جادالحق، قاهره،
١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ طبري، تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٦٠-
١٩٦٨م؛ همو، «المنتخب من ذيل المذيّل»، ج ١١ تاريخ (نك: طبري در همين
مآخذ)؛ فهارس مصنّف عبدالرزاق بن همّام صنعانى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ مالك
بن انس، الموطّأ، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛ مزّي،
يوسف، تهذيب الكمال، نسخة خطى احمد ثالث (شم ٢٠/٢٨٤٨)؛ مفيد، محمد، الاختصاص،
به كوشش على اكبر غفاري، قم، جامة المدرسين؛ مقدسى، مطهر، البده و
التاريخ، به كوشش كلمان هوار، پاريس، ١٩٠٧م؛ واقدي، محمد، المغازي، به
كوشش مارسدن جونس، لندن، ١٩٦٦م؛ ونسينك، آرنت يان، المعجم الفهرس لالفاظ
الحديث النبوي، استانبول، ١٩٨٨م.
بخش علوم قرآنى و حديث (رب) ١٠/٨/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢١/٨/٧٧