دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٣٠
| ابن رجبی جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٣٠ |
اِبْنِ رَجَبى، عنوان دو برادر از پزشكان و دانشمندان مشهور دمشق در سدههاي
٦ و ٧ق/١٢ و ١٣م:
١. جمالالدين عثمان بن يوسف بن حيدره (د ٦٥٨ق/١٢٦٠م). پدر وي رضىالدين
الرجبى (ه م) از نامدارترين پزشكان عصر خود بود كه آثاري نيز از او بر جاي
مانده است. جمالالدين در دمشق متولد شد و همانجا رشد يافت. نزد پدر و اساتيد
ديگر به تحصيل طب پرداخت و در اين فن مهارت بسيار يافت. وي را از اطباي
بزرگ و يگانة روزگار دانستهاند كه با چيرهدستى به معالجة بيماران مىپرداخت
(ابن ابى اصيبعه، ٢/٢٠١) و از ديدگاه عملى به پزشكى مىنگريست و تجارب با
ارزشى در اين زمينه به دست آورده بود (ابن عبري، ٢٧٤). جمالالدين مدتى
در بيمارستان نوري دمشق به مداوا مىپرداخت و ابن عبري كه او را بسيار
ستوده است، با وي در همين بيمارستان يار و همكار بود (همانجا)، اما به گفتة
ابن ابى اصيبعه (همانجا) به تجارت نيز علاقه داشت و گاه به مصر مىرفت و
از آنجا مالالتجاره مىآورد. چون مغولان در ٦٥٧ق/١٢٥٩م به شام تاختند،
جمالالدين به مصر رفت و سرانجام در قاهره درگذشت (ابوشامه، ٢٠٧؛ ابن ابى
اصيبعه، همانجا).
٢. شرفالدينابوالحسن، علىبنيوسفبنحيدره (٥٨٣ -٦٦٧ق/ ١١٨٧- ١٢٦٩م؛ قس:
ابن شاكر، ٩/١٩٧ كه سال تولد وي را ٥٧٣ق دانسته است). از زندگىِ او اطلاع
مهمى در دست نيست و عمدة آگاهيهاي ما دربارة او، مطالبى است كه ابن ابى
اصيبعه، پزشك و نويسنده هم عصر او نقل كرده است. شرفالدين نزد پدرش و نيز
موفقالدين عبداللطيف بن يوسف بغدادي به تحصيل طب پرداخت و از شيخ
علمالدين سخاوي و چند تن ديگر ادب آموخت. ابن ابى اصيبعه يادآور شده كه
شرفالدين، گوشهنشينى و مطالعة كتاب و اطلاع بر آثار قدما و تحصيل علم را
بسيار دوست مىداشت و البته همين معنى سبب شد كه در طب و ادب سرآمدِ
اقران خود شود (٢/١٩٥). شرفالدين پس از آموختن طب، مدتى در بيمارستان كبير
دمشق، ساختة نورالدين زنگى، به طبابت پرداخت. آنگاه بنا به وصيّت مهذب
الدين عبدالرحيم ابن على الدخوار، شاگرد پدرش، كه خانهاش را به مدرسه
بدل ساخته بود، در ٦٢٨ق به تدريس طب پرداخت (همو، ٢/١٩٦؛ خليلى، ١/٢٤٢؛
عيسى بك، ٤٠-٤١). برخى نوشتهاند كه وي تا پايان عمر در آنجا به تدريس
مشغول بود (خليلى، ٢/٣٤)، ولى در كهنترين مأخذ ما (ابن ابى اصيبعه، همانجا)
آمده است كه وي مدتى در مدرسة دخواريه به تدريس اشتغال داشت. به هر حال
از سالهاي پايان عمر وي اطلاعى به دست نيامد. شرفالدين سرانجام به
بيماري ذاتالجنب در دمشق درگذشت. پيكر او را در دامنة كوه قاسيون (همانجا؛
ابن شاكر، ٩/١٩٧) به خاك سپردند.
شرفالدين گذشته از آنكه در طب نظري استاد بود و شاگردانى تربيت كرد (ابن
عبري، ٢٧٤) و او را شيخ الاطباء لقب دادهاند (ابن كثير، ١٣/٢٥٥)، به علم
احكام نجوم نيز بسيار مىپرداخت و گفتهاند كه مرگ خود را نيز پيش بينى كرد
(ابن ابى اصيبعه، همانجا؛ صفدي، ٢٢/٣٥٢). ابن ابى اصيبعه (٢/٢٠١) سه اثر از
شرفالدين ابن رجبى بر شمرده است: كتاب فى خلق الانسان و هيئة اعضائه و
منفعتها، كه گويا در نوع خود بىسابقه بوده است؛ حواشى بر قانون ابن سينا؛
حواشى بر شرح ابن ابى صادق بر مسائل حنين بن اسحاق. وي همچنين اشعاري
از ابن رجبى شنيده و آنها را در كتاب خود نقل كرده است (٢/١٩٦-٢٠١). از آثار
ياد شده، ظاهراً اكنون نشانى در دست نيست (نيز نك: حاجى خليفه، ١/٧٢٢، ٧٢٣).
مآخذ: ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، قاهره، ١٢٩٩ق/١٨٨٢م؛ ابن شاكر
كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة عكسى كتابخانة فيضالله فندي، استانبول؛
ابن عبري، گريگوريوس، تاريخ مختصر الدول، به كوشش انطون صالحانى، بيروت،
١٩٥٨م؛ ابن كثير، البداية، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨م؛ ابوشامة، عبدالرحمان، الذيل
على الروضتين، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ حاجى خليفه، كشف؛ خليلى، محمد، معجم
الادباء الاطباء، نجف، ١٩٤٦م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش رمزي
بعلبكى، بيروت، ١٩٨٣م؛ عيسى بك، احمد، تاريخ البيمارستانات فى الاسلام،
دمشق، ١٩٣٩م؛ نعيمى، عبدالقادر، الدارس فى تاريخ المدارس، دمشق، ١٩٤٨م.
سيدجعفر سجادي (رب) ٣٠/٦/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٧/٧/٧٧