دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٠٧
| ابن دواس، ابو طاهر جلد: ٣ شماره مقاله:١٢٠٧ |
اِبْنِ دَوّاس، ابوطاهر قمرالدوله جعفر بن على بن دواس كُتامى مصري (د
٥٣٠ق/١١٣٦م)، شاعر، هنرمند، موسيقىدان و از ظريفان مشهور عصر خود. ابن
دواداري او را ابوطاهر بن دوّاس القنا يا القنّا معرفى كرده است (٦/٥٩٣).
نخستين گزارشگر زندگى ابن دواس، عمادالدين كاتب است كه نسبتاً با تفصيل
شخصيت ادبى و هنري او را ستوده است (٢/٢١٨-٢٢١)، اگر چه از جزئيات زندگى او
چيز مهمى نمىگويد، از سال تولد او آگاهى نداريم. ظاهراً در يكى از شهرهاي
مصر متولد شد (ابن سعيد، المغرب، ٢٢٤) و در طرابلس شام رشد كرد (صفدي، ١١/١١٤؛
ابن شاكر، ١/٢٨٧) و احتمالاً نزديك به پايان سدة ٥ق/١١م در دولت فاطمى
مقام و منزلتى يافت، القابى گرفت و به اميري رسيد (ابن سعيد، همان، ٢٢٤،
٢٢٥). از زندگى و كارهاي او در مصر و طرابلس اطلاع ديگري نداريم. وي بعدها
به دليلى كه در منابع به آن اشاره نشده است، به بغداد رفت و به خدمت
ابوسعيد آق سنقر بُرسُقى ملقب به قسيم الدوله، از اميران مشهور سلجوقيان
درآمد و نديم وي گرديد (صفدي، ابن شاكر، همانجاها).
دربارة علت سفر ابن دواس به طرابلس و بغداد مستقيماً خبري در دست نيست، اما
با بررسى شواهد تاريخى، مىتوان طرحى از آن ترسيم كرد: قحطى عظيم مصر در
٤٦٢ق/١٠٧٠م چنان شديد بود كه حتى مادر خليفه المستنصر بالله از گرسنگى به
بغداد رفت و اهل مصر در مناطق ديگر پراكنده شدند (ابن خلكان، ٥/٢٣٠). دور
نيست كه خانوادة ابن دواس نيز در اين واقعه به طرابلس شام كوچيده باشند و
وي در آن شهر رشد كرده و سالهاي بلوغ و جوانى را پشت سر گذارده باشد. در
اين زمان يعنى در ٤٨٧ق المستعلى، در مصر به خلافت رسيد و در ايام او قدرت
دولت فاطمى رو به ضعف نهاد و بيشتر شهرهاي شام سر از اطاعت فاطميان
پيچيدند. از سوي ديگر مسيحيان صليبى بر شام حمله كردند و در ٤٩٠-٤٩٣ق شهرهاي
مهمى را به چنگ آورده به كشتارهاي فجيعى دست زدند (همو، ١/١٧٨- ١٧٩). حدوث
اين وقايع مىتواند انگيزة مهاجرت ابن دواس به سوي مركز خلافت شرقى
اسلامى، يعنى بغداد پايتخت عباسيان و جست و جوي حامى قدرتمندي در آنجا
باشد.
تاريخ ورود ابن دواس به بغداد ظاهراً ميان ٤٩٠ق (زمان نخستين حملة صليبيان
به شام) تا ٤٩٨ق بوده است. زيرا به گزارش عمادالدين كاتب (همانجا) بيشتر
عمر وي در عراق و در دستگاه آق سنقر برسقى سپري شده است. از سوي ديگر
مىدانيم كه آق سنقر از ٤٩٠ تا ٥١٨ق، به تناوب، شحنگى بغداد و موصل را از
سوي سلطان محمد بن ملكشاه و محمود پسر وي بر عهده داشته و در ٥٢٠ق به دست
فدائيان اسماعيلى كشته شده است (ابن خلكان، ١/٢٤٢؛ ابن اثير، ١٠/٦٢٢). از
اين رو مىتوان احتمال داد كه ابن دواس در تمامى سالهاي ياد شده نزد او
به سر مىبرده و چنانكه عمادالدين كاتب (٢/٢١٨) مىگويد، روزبهروز بر قدر و
حرمتش افزوده مىشده است. از آخرين سالهاي اقامت او در عراق آگاهيى در
دست نيست. شايد گزارش عمادالدين كاتب (٢/٢٢٠) از حضور وي در مجلس مؤتمن
الدوله ابوالقاسم على بن صدقه و خواندن شعري در حضور او، حاكى از پيوستن
ابن دواس پس از مرگ برسقى بر او باشد كه در آن هنگام شغلى در واسط داشت،
اما به نظر مىرسد كه ابن دواس از اين پس ديگر عراق را براي زندگى مناسب
نديده و به سرزمين اصلى خويش مصر بازگشته باشد، زيرا مرگ او در اسكندريه
اتفاق افتاده است (ابن فوطى، ٤(٤)/٧٤٠).
ابن دواس مردي تحصيل كرده و هنر آموخته بود. اگر چه از مراحل تحصيل و
استادان او آگاهى نداريم، اما گزارش مورخ سخن شناسى چون عمادالدين كاتب و
اشعار نمكين معدودي كه از ابن دواس باقى مانده، بر تسلط و قدرت او در ادب
و سخندانى گواهى مىدهند. وي هنرمندي برجسته بود، در نواختن عود بسيار تسلط
داشت و آواز نيكو مىخواند. در بازي شطرنج و نرد بىنظير بود. زبان آور و
تيزگفتار بود و در نكتهپردازي و طنز و شوخى شهرت داشت. از وي اشعاري در هجو
ابوالقاسم على بن افلح (د ٥٣٥ق) باقى مانده كه عمادالدين كاتب ٢ بيت از
آنها را نقل كرده است (٢/٢١٨-٢٢٠). اگر چه ابن دواس در شاعري قوي دست
بوده است و شعر او را محكم و عميق وصف كردهاند (صفدي، ١١/١١٥)، اما ديوان
شعري از او گزارش نشده است. از اشعار او جمعاً ٢٩ بيت در منابع گوناگون
يافت مىشود. بدين شرح: عمادالدين كاتب (٢/٢١٩-٢٢١)، ٢١ بيت و صفدي (١١/١١٤،
١١٥)، ٨ بيت. ابن سعيد ( المغرب، ٢٢٦) از بعضى ديگر از اشعار او در كتاب
زينةالدهر حظيري خبر داده است. مدنى صاحب انوار الربيع (١/١٩٩- ٢٠٠) دو بيت
از اشعار او را به عنوان شعري بديع ثبت كرده است و ابن سعيد نيز دو بيت از
او را براي عنوان المرقصات (ص ٦٤) خويش برگزيده است.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن سعيد، عنوان المرقصات و
المطربات، قاهره، ١٢٨٢ق؛ همو، المغرب، به كوشش حسين نصار، قاهره، ١٩٧٠م؛
ابن دواداري، ابوبكر، كنزالدرر، به كوشش صلاحالدين منجد، قاهره، ١٣٨٠ق؛
ابن شاكر كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٣م؛
ابن فوطى، عبدالرزاق، مجمع الا¸داب، به كوشش مصطفى جواد، دمشق، ١٩٦٧م؛
صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش شكري فيصل، بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
عمادالدين كاتب، محمد، خريدة القصر، به كوشش شوقى ضيف و ديگران، قاهره،
١٩٥١م؛ مدنى، على، انوار الربيع فى انواع البديع، به كوشش شاكر هادي شكر،
كربلا، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م.
بخش ادبيات عرب (رب) ٩/٦/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٤/٦/٧٧