دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٨٢
| ابن خيره جلد: ٣ شماره مقاله:١١٨٢ |
اِبْنِ خِيَره، ابوالقاسم محمد بن ابراهيم مواعينى (د ٥٦٤ق/ ١١٦٩م)، شاعر،
اديب و كاتب دورة موحدي. او را به سبب حرفة پدرش مواعينى (فروشندة
ابزارخانه) يا ابن المواعينى خواندهاند (ابن ابار، ٢/٥١٥؛ مراكشى، ٦/٩١). اما
صفدي (١/٣٥١) ابن مراعينى، و حاجى خليفه (١/٩٣٩) ابن مداعينى نوشتهاند كه
احتمالاً تصحيف كلمة مواعينى است. ابن حبيش نيز او را عبدالرحمان خوانده كه
ابن ابار (همانجا) آن را خطا دانسته است. اطلاعات ما دربارة زندگى وي اندك،
و محدود به گزارش مختصري است كه ابن ابار و مراكشى (همانجاها) دادهاند و
منابع ديگر تنها با اضافه كردن ابياتى از اشعار او همان اطلاعات را تكرار
كردهاند. سال تولد او مشخص نيست، اما در قرطبه زاده شد و در اشبيليه سكنى
گزيد و در آنجا نزد استادان بنامى چون شُريح و يونس بن مغيث، ابوعبدالله
حفيد مكى، ابن ابى خصال، احمد بن محمد بن بقى، ابن العربى و ابوبكر بن
عبدالعزيز به شاگردي پرداخت و مدتى دراز را در ملازمت اين استادان سپري كرد
تا اينكه خود به مرحلة استادي رسيد (ابن ابار، مراكشى، همانجاها).
مخلوف (ص ١٥١) وي را در شمار فقهاي طبقة دوازدهم مذهب مالكى قرار داده
است. ابن خيره داراي خطى خوش بود و در آغاز به شيوة استادِ خويش ابوبكر بن
خير مىنوشت، اما پس از چندي از روش استاد عدول كرد و شيوة زيباتري را پايه
نهاد (مراكشى، همانجا؛ ابن خطيب، ٢/٣٣٨). برخى او را از كاتبان دورة مرابطون
دانستهاند (پالنسيا، ١٦٥) كه محل ترديد است. او به دعوت ابوسعيد بن
عبدالمؤمن والى غرناطه به غرناطه رفت و حدود دو سال در خدمت او به سر برد
(ابن خطيب، همانجا). پس از آن براي عهدهدار شدن كتابت ابوحفص عمر بن
عبدالمؤمن فرمانرواي اشبيليه بدانجا روي آورد و به سبب قرابتى كه ميان
اين دو به وجود آمد، صاحب مقامى شد و ثروت فراوانى گرد آورد (مراكشى، ابن
خطيب، همانجاها)؛ سپس به مراكش سفر كرد و سرانجام در همانجا درگذشت (مراكشى،
همانجا).
چند قطعه از اشعار او (مجموعاً ١٧ بيت) را ابن سعيد (١/٢٤٢)، صفدي (همانجا) و
مقري (٣/٣٢٦) به نقل از سمط الجمان ابن امام ذكر كردهاند كه يكى از آنها
در مدح ابوحفص بن عبدالمؤمن و ديگري در مدح زبير بن عمر است. پالنسيا
(همانجا) او را در شمار زجل سرايان قرطبه دانسته است. ابن سعيد (همانجا)
قطعهاي از نثر مسجّع او را نيز آورده است.
مهمترين اثر ابن خيره كه ابن خطيب (همانجا) آن را بىنظير خوانده، كتابى
است با عنوان ريحان الالباب و ريعان الشّباب فى مراتب الا¸داب، اين كتاب
كه مجموعهاي در فنون مختلف ادب است، در ٧ «مرتبه» (كه هر مرتبه خود به
منزلة كتابى است) تأليف و هر مرتبه آن نيز به چندين باب و فصل در
زمينههاي گوناگون شعر و ادب تقسيم شده است (عباس، تاريخ النقد، ٥١٣).
صفدي (همانجا) ضمن ستايش از اين كتاب گفته است كه آن را در دو مجلد بزرگ
در اختيار داشته است. ابن خيره در مرتبة چهارم اين كتاب كه به فصاحت و
بلاغت اختصاص دارد و در آن تأثير پذيرفتن بسيار او از مؤلفان شرقى چون جاحظ
در البيان و التبيين و نيز ابن معتز آشكار است، به نقد و بررسى جنبههاي
گوناگون بيان ادبى و شرح آرايِ خود پرداخته و شرايط فصاحت و بلاغت را به
تفصيل ذكر كرده است. او كلام را چون فنون ديگر شامل ٥ ركن يعنى: موضوع،
صانع، صورت، آلت و غرض دانسته و پس از آن به بحثهايى چون عيوب كلام و
اقسام شعر پرداخته است. وي همچنين در پيروي از قاعدة «اطيب الشّعرا كذبه»
ترديد روا داشته و عبارت «در اكثر موارد» را بدان افزوده است. در همين مبحث
به تفاوت ميان شعر و خطابه نيز پرداخته و رعايت اختصار در كلام و نيز
مطابقت با واقع را از شرايط خطابه دانستهاست. ابن خيره تفاوت ميان شاعران
را (از لحاظ سهولت و پيچيدگى شعرشان) امري طبيعى دانسته، اما از اينكه شعر
شاعري واحد، گاه آسان و گاه پيچيده و غامض باشد اظهار شگفتى كرده است. وي
شعر ابونواس و ابن رومى (ه م م) را برتر از ديگر شاعران مىدانسته است
(عباس، همان، ٥١٣ -٥٢١). از اين كتاب چندين نسخه موجود است: دانشگاه ليدن
(ورهووه، )، VII/٢٨٢ موزة بريتانيا (اليس، )، II/١٩١ كتابخانة انجمن سلطنتى
تاريخ مادريد (پالنسيا، ١٧٨) و نيز يك جزء آن در كتابخانة فاتح استانبول به
شمارة ٣٩٠٩ (عباس، حاشية نفح الطيب، ٣/٤٢٦) نگهداري مىشود.
بخشى از اين كتاب كه به تاريخ بنى عياد اختصاص دارد. توسط دوزي در جلد
دوم «تاريخ عباديان١» كه در ١٨٤٦م به چاپ رسيده، آمده است. نيز
گزيدههايى از آن با ترجمة فرانسوي توسط سانگينتى٢ (١٨٥٣م) در «مجلة
آسياسى٣»، سري پنجم، جلد اول، منتشر گرديده است (نك: اليس، همانجا).
نوشتههاي ديگري نيز به او منسوب است كه اكنون اثري از آنها در دست نيست،
مانند الوشاح المُفَصّل و كتاب الامثال (ابن ابار، همانجا). مراكشى (همانجا)
گفته است كه او كتاب ديگري نيز در ادب نوشته بوده كه در آن از شيوة عمر
بن عبدالبر در بهجة المجالس پيروي كرده است.
مآخذ: ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينى، قاهره
١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره،
١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ ابن سعيد، على، المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥م؛
پالنسيا، آنخل گونزالس، تاريخ الفكر الاندلسى، ترجمة حسين مؤنس، قاهره،
١٩٥٥م؛ حاجى خليفه، كشف؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت
ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/ ١٩٦٢م؛ عباس، احسان، تاريخ النقد الادبى عندالعرب،
بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ همو، حاشيه بر نفح الطيب، (نك: مقري در همين مآخذ)؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق؛ مراكشى، محمد، الذيل و
التكملة، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٣م؛ مقري، احمد، نفح الطيب، به
كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نيز:
Ellis, A.G., Catalogue of Arabic Books in the British Museum, London, ١٩٦٧;
Voorthoeve, p., Handlist of Arabic Manuscripts, Leiden, ١٩٨٠.
مريم صادقى (رب) ٢٠/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٣/٦/٧٧