دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٨١
| ابن خيرون جلد: ٣ شماره مقاله:١١٨١ |
اِبْنِ خَيْرون، ابو منصور محمد بن عبدالملك بن حسن بن ابراهيم عطار (رجب
٤٥٤-١٦ رجب ٥٣٩/ ژوئية ١٠٦٢- ١٢ ژانوية ١١٤٥)، مقري و محدث شافعى بغداد. از
جزئيات زندگى او اطلاعى نداريم، ولى ظاهراً در بغداد سكنى داشته است.
خاندان وي يك خاندان شناخته شدة بغدادي است، چنانكه پدرش عبدالملك،
عمويش احمد، برادرش خيرون و برادرزادهاش مبارك همه از رجال حديث و قرائت
بودهاند (نك: ابن ماكولا،٣/٢٠٤؛ ابن نقطه، ٣١١-٣١٢). ابن خيرون در بغداد
درگذشت (ذهبى، سير، ٢٠/٩٥).
اهتمام او به علم قرائت بوده (نك: همانجا) و اين علم را از مشايخ سالخوردة
بغداد چون جد مادرش ابوالبركات عبدالملك بن احمد، عمويش ابوالفضل احمد بن
حسن و عبدالسيد بن عتاب فرا گرفته است (ذهبى، معرفة، ١/٣٩٩). از راويان او
در قرائت مىتوان ابواليمن زيد بن حسن كندي، يحيى بن حسين اوانى و
ابومحمد حسن بن عبيده را نام برد (نك: ذهبى، همانجا؛ همو، سير، ٢٠/٩٥؛ قس:
ابن جزري، تحبير، ٢٤، ٣٤). ابن خيرون دو اثر با نامهاي المفتاح و الموضح در
قرائات دهگانه تأليف كرده كه در حال حاضر نسخهاي از آنها شناخته نيست،
ولى عمدة مطالب آنها در النشر ابن جزري منعكس شده است (نك: ذهبى، سير،
٢٠/٩٤؛ ابن جزري، نشر، ١/٨٦، ١٠٩، جم). با توجه به اسنادي كه ابن جزري
ارائه كرده است مىتوان نتيجه گرفت گر چه ابن خيرون بغدادي بوده، ولى
آثار او توسط شاگردش ابواليمن كندي به شام و از آنجا به وسيلة ابن فارس به
مصر انتقال يافته است (نك: ابن جزري، تحبير، همانجا؛ همو، نشر، ١/٨٦؛ قس:
همو، غاية، ١/٢٩٧).
ابن خيرون بجز قرائت، در حديث نيز دستى داشته و افرادي چون سمعانى، ابن
جوزي (١٠/١١٥) و ابن نقطه (ص ٣١٢) او را توثيق كردهاند (ذهبى، همان،
٢٠/٩٥). از مشايخ او در حديث مىتوان از ابوبكر احمد بن على خطيب بغدادي،
ابوالغنائم عبدالصمد بن على بن مأمون، ابومحمد عبدالله بن محمد صريفينى بن
هزار مرد و ابوجعفر محمد بن احمد بن مسلمه (ابن جوزي، ابن نقطه، همانجاها؛
ذهبى، همان، ٢٠/٩٤) و از راويان او در اين فن از ابن عساكر دمشقى، ابوموسى
مدينى، ابن جوزي و سمعانى (همانجاها) نام برد. وي به استماع برخى از كتب
سلف پرداخته (به عنوان نمونه انساب قريش زبير ابن بكار و تاريخ بغداد، نك:
ذهبى، همانجا)، ولى اشارهاي مبنىبر تأليف ابن خيرون در حديث، نشده است.
ابن خيرون نظراتى در جرح و تعديل رجال حديث داشته كه مورد توجه و استفادة
مؤلفان بعد از وي قرار گرفته است (مثلاً نك: ابن خلكان، ٦/١٩٢؛ ذهبى، سير،
١٨/٣٧٣، ١٩/٢٢٣، ٣٠٣).
مآخذ: ابن جزري، محمد، تحبير التيسير، بيروت، دارالكتب العلمية؛ همو، غاية
النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، النشر، به كوشش
على محمد الضباع، قاهره، كتابخانة مصطفى محمد؛ ابن جوزي، عبدالرحمان،
المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ق؛ ابنخلكان، وفيات؛ ابنماكولا، على، الاكمال،
حيدرآباددكن،١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛ ابن نقطه، محمد، الاستدراك، نسخة عكسى موجود در
كتابخانة مركز؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و
ديگران، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ همو، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمد سيد
جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م. بخش علوم قرآنى و حديث (رب) ٢٠/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٨/٥/٧٧