دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٧٤
| ابن خياط، ابوبکر محمد جلد: ٣ شماره مقاله:١١٧٤ |
اِبْنِ خَيّاط، ابوبكر، محمد بن احمد (د ٣٢٠ق/٩٣٢م)، محدث و نحوي سمرقندي،
اندك اطلاعى كه از زندگى وي به ما رسيده است، آن قدر نيست كه بتوانيم
شرح حال روشنى از او به دست دهيم. همين قدر مىدانيم كه او از ديار خويش،
سمرقند، به بغداد آمد (ابن نديم، ٨٩؛ ابن انباري، ١٦٩؛ قفطى، ٣/٥٤). اين سفر
كه گويا در ٢٨٥ق/٨٩٨م رخ داده )، GAS,IV/١٦٣) بىگمان مهمترين حادثه در
زندگى او بوده است، زيرا در خلال آن توانست خود را تا صف نحويان بزرگ
روزگار بركشد. وي به شهرهاي گوناگون عراق سفر مىكرده است. زَجّاجى (
مجالس العلماء، ٥٧) از سفر او به سامرا سخن گفته است. نيز ترديدي نيست كه
او با نحويان بزرگ كوفه و بصره ملاقات مىكرده است. اكثر منابع هنگام
اشاره به سفر وي به بغداد، داستان مناظرة او را با زجاج در باب نحو نقل
مىكنند (ابن نديم، ابن انباري، همانجاها؛ صفدي، ٢/٨٨؛ قفطى، همانجا؛
فيروزآبادي، ٢٠٤)، اما از فحواي اين مناظره اطلاعى در دست نيست. نيز گويند
كه او نزد مبرد (د ٢٨٥ق) شاگردي كرد (قفطى، ١/١٢٩) و از ثعلب (٢٩١ق/٩٠٤م)
شعروادب روايت مىكرد(زجاجى، امالى، ١٢٤)، هر چند ابوعلى فارسى شاگردي او را
نزد اين دو تن نادرست پنداشته، گويد: وي زمانى وارد بغداد شد كه ثعلب فوت
كرده و مبرد نيز دچار كري شديد شده بود و با اين وصف نمىتوانسته از آنان
نحو بياموزد (ياقوت، ١٧/١٤٢).
ابن خياط زمانى به جرگة نحويان عراق پيوست كه كار نزاع ميان دو مكتب
كوفه و بصره به اوج خود رسيده بود و او مىبايست به استادان يكى از اين
دو گروه بپيوندد. او به بزرگان مكتب كوفه چون مبرد و ثعلب پيوست، اما به
طور كامل از نظريات نحوي آنان پيروي نكرد، بلكه كوشيد نظريات كوفيان و
بصريان را به هم درآميزد، و گاهى نيز روش يكى از آنها را پيروي مىكرد
(زجاجى، ايضاح، ٧٩؛ ابن نديم، ابن انباري، همانجاها). همينكه سخن از آميزش
دو مكتب مىرود، ناگزير بايد به مكتب بغداد كه نوعى آشتى ميان نحو كوفه و
بصره ايجاد كرده بود، انديشيد، اما در زمان ابن خياط اين مكتب هنوز به شكل
نهايى و رسمى خود درنيامده بود. بنابراين شيوة مردانى چون ابن خياط را بايد
سرآغازي در تكوين مكتب بغداد پنداشت (دربارة نظريات نحوي وي نك: زجاجى،
ايضاح، ٧٦، ١٣٥-١٣٦؛ سخاوي ١/٥٢ -٥٤، ٢/٥٦١ -٥٦٢؛ ابوحيان، ١٧٧- ١٧٩، ٣٢٦، ٧١٥-
٧١٨؛ سيوطى، الاشباه و النظائر، ٣/٤٥-٤٦، ٤/٢١٤- ٢١٥).
ظاهراً ابن خياط در نحو عرب به درجات عالى رسيد، زيرا بزرگانى چون ابوعلى
فارسى (د ٣٧٧ق/٩٨٧م) و زجاجى (د ٣٣٧ق/٩٤٨م) نزد او نحو آموختند (صفدي،
همانجا؛ سيوطى، بغية الوعاة، ١/٤٨)، اما برخلاف نظر عمر فروخ (٢/٥٣٩) شاگردي
ابوبكر محمد بن هاشم و ابوعثمان سعيد كه به خالديان معروفند. نزد وي مورد
ترديد است. نيك نامى ابن خياط موجب مىگرديد كه معمولاً كسى در مراتب
فضيلت او ترديد نكند و چون ابو على فارسى را گفتند كه در دانش او شك كرده
است، وي به دفاع از خويش برخاسته، اظهار داشت كه تنها شاگردي استاد را نزد
مبرد و ثعلب نفى كرده است، نه مراتب علم وي را (ياقوت، ١٧/١٤٢).
ابن خياط ظاهراً شيعى مذهب بود و به قول صاحب روضات، ابن شهر آشوب و سپس
حر عاملى بر اين امر تصريح كردهاند، اما صاحب روضات نظر ابن شهر آشوب را
نمىپسندد و اشعاري را كه او دليل تشيع ابن خياط دانسته، كافى نمىداند و
تشيع او را با تشيع ابوالفرج اصفهانى كه مورد خشم علماي متأخر شيعه است،
قياس مىكند (خوانساري، ٧/٣٠٧- ٣٠٨). در هر حال وي مردي نرمخوي و متصف به
كمالات اخلاقى بود (صفدي، همانجا؛ سيوطى، بغية الوعاة، همانجا؛ داوودي، ٢/٨٧ -
٨٨). ظاهراً گاه شعر نيز مىسرود و خوانساري (٧/٣٠٨) سه بيت به او نسبت داده
است، اما معلوم نيست كه او اين اشعار را از كجا نقل كرده است.
آثار: منابع موجود، مجموعاً ٥ كتاب به وي نسبت دادهاند كه ظاهراً هيچ كدام
از آنها موجود نيست: ١. معانى القرآن، ٢. المقنع، ٣. الموجز فى النحو، ٤.
النحو الكبير كه در كشف الظنون از آن با عنوان النحو الكثير ياد شده است
(حاجى خليفه، ٢/١٩٣٥) و اشتباه به نظر مىرسد (ابن نديم، ابن انباري،
همانجاها؛ ابوحيان، ١٧٩، ٣٢٦؛ قفطى، صفدي، همانجاها).
علاوه بر اين ٤ كتاب، بغدادي (٢/٣١) كتاب ديگري به نام النحو الملتزم به
او نسبت داده كه در منابع ديگر ديده نشده است.
مآخذ: ابن انباري، عبدالرحمان، نزهة الالباء، به كوشش ابراهيم سامرائى،
بغداد، ١٩٥٩م؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابوحيان غرناطى، محمد، تذكرة النحاة، به
كوشش عفيف عبدالرحمان، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ بغدادي، هديه؛ حاجى خليفه،
كشف، خوانساري، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ داوودي، محمد،
طبقات المفسرين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زجاجى، عبدالرحمان، الامالى، بيروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، الايضاح، به كوشش، مازن مبارك، بيروت، ١٩٨٦م؛ همو،
مجالس العلماء، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، كويت، ١٩٦٢م؛ سخاوي، على،
سفر السعادة، به كوشش محمد احمد الدالى، دمشق، ١٩٨٣م؛ سيوطى، الاشباه و
النظائر، حيدرآباد دكن، ١٣٦٠-١٣٦١ق؛ همو، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش
هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت،
١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛ فيروزآبادي، محمد، البلغة، به كوشش محمد مصري، دمشق، ١٣٩٢ق/
١٩٧٢م؛ قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛ ياقوت، ادبا؛ نيز: .
زهرا خسروي (رب) ١٩/٥/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٨/٥/٧٧